بياد استاد

بنام آنكه بشر را شعور بخشيد

بنام آنكه بشر را شهامت بخشيد

بنام آنكه بشر را شرافت بخشيد

بنام آنكه بشر را صداقت بخشيد

بنام آنكه بشر را صمیمیت بخشيد

 
 

بياد استاد که مظهر شعور -شهامت -شرافت و صداقت مهندسی بود

روانش شاد ؛ يادش گرامي و راهش پر رهرو باد

يو اس بي ؛ راه انتقال كرم جاسوس

بنام خداوند جان آفرين              حكيم سخن در زبان آفرين

بنام خداوند جان و خرد              كزين برتر انديشه برنگذرد

سلام بر همه مهربانان


يو اس بي ؛ راه انتقال كرم جاسوس


به گفته يكي از كارشناسان ايراني ، يو اس بي و فلش از راههاي انتقال ساده كرم استاكس نت هستند . ويروس كرم استاكس نت و موضوع آلودگي كامپيوترهاي ايراني به اين ويروس مدتي است كه به دغدغه مسئولان كشورمان تبديل شده است . اين كارشناس كه از كارشناسان فناوري ارتباطات است در سخناني كه ايسنا ، آن را انتشار داد ؛ اعلام كرد كه نقاط وسيعي از سيستم ها و شبكه هاي ما دچار آلودگي به اين ويروس شده اند . متاسفانه مي شود گفت كه اين كرم جاسوس مي تواند به روش خيلي ساده از طريق يو اس بي ها انتقال يابد و روي سيستم ها جايگزين شود .

به گفته اين كارشناس ؛ برنامه هاي تحت وب هم از ديگر راههاي انتقال اين ويروس به سيستمهاي داخلي كشور مي باشد . ايشان با مطرح كردن انتقاد خود درباره اين مسئله و بيان اين مطلب كه اگر زيرساخت مساعدي در كشور موجود بود ، اين ويروس بعد از گذشت 2 ماه از انتشارش ديگر موضوع روز نبود .

حدود 2 ماه پيش گزارشهايي مبني بر ورود يك كرم رايانه اي به كامپيوترهاي كشور بويژه كامپيوترهاي صنعتي انتشار يافت . ابتدا بسياري از رسانه ها با توجه به اطلاعات موجود به اطلاع رساني در باره اين خبر كه مي توان آن را بعنوان يكي از اخبار مهم سال در حوزه آي تي ارزيابي كرد ، اقدام كردند . در ادامه و در حالي كه هنوز در داخل كشور بسياري از شنيدن اين خبر متعجب شده بودند و قصد داشتند اطلاعات بيشتري در باره اين خبر كسب كنند ، كيلومترها دورتر ، شركت سيمانتك ، بزرگترين شركت توليد كننده نرم افزارهاي ضد امنيتي در 31 تير ماه سال جاري ، گزارشي را پيرامون آلودگي كامپيوترهاي جهان به ويروس استاكس نت منتشر كرد و در ابتداي گزارش خود ، اعلام كرد كه اين ويروس بيشتر كامپيوترهاي صنعتي در ايران را مورد حمله قرارداده است .

بر مبناي گزارش سيمانتك ؛ مقصد اصلي كرم استاكس نت ، سيستم هاي كنترل صنعتي و سرقت اطلاعات اين سيستمهاست . نام زيمنس و سيستمهاي كنترل پروژه به اين ويروس گره خورده است . البته كارشناسان شركت زيمنس آلمان دريافتند كه اين كرم ، برنامه سيستم هاي كنترل صنعتي بنام اسكادا را هدف قرار داده است . حتي برخي كارشناسان آن را نخستين تروجاني مي دانند كه اطلاعات صنعتي را به سرقت مي برد .

اسكادا در كارخانه هاي توليدي ، نيروگاههاي برق ، تصفيه خانه هاي آب ، صنايع نفت و گاز و برخي آزمايشگاههاي پيشرفته استفاده مي شود . اين سيستم ها حتي در برخي از كشتي ها و نيروي دريايي نيز كاربرد دارد .

يك ماه قبل از گزارش سيمانتك ، نخستين بار شركت ويروس بلوك آدابلا روس ، اين كرم را شناسايي كرد ، بطوريكه اين كرم را در كامپيوتر يكي از مشتريان ايراني خود پيدا كرد . آمار سيمانتك نيز گوياي اختلاف زياد آلودگي ها در ايران در مقايسه با ساير كشورهاست . در اين گزارش ، ايران حدود 59 درصد آلودگي و با اختلاف زيادي بالاتر از رقيب بعدي خود ، اندونزي با بيش از 18 درصد آلودگي قرار گرفته است .

همزمان با اعلام اين خبر ، اخبار ديگري نيز انتشار يافت مبني بر اينكه آلمان از فروش بيشتر سيستمهاي كنترل صنعتي زيمنس به ايران براي نصب در نيروگاه اتمي بوشهر ، جلوگيري كرده است . انتشار اين اخبار ، تقريباً همزمان و پياپي ، شائبه سياسي بودن انتشار اين كرم را بيش از پيش در اذهان كارشناسان تقويت كرد .

ممكن است هدف از انتشار اين ويروس ، نه تنها تخليه اطلاعات مربوط به كارخانه هاي صنعتي ، بلكه هدف نيروگاه هسته اي بوشهر باشد .

كامنت : به كليه مهندسان كامپيوتر و آي تي ، بخصوص آنها كه وظيفه و هدايت سيستمهاي كنترل كارخانجات صنعتي ايران را بعهده دارند ، بدينوسيله هشدار داده مي شود كه مواظب اين كرم خطرناك باشند . با اين انرژي هسته اي هم از خداوند بزرگ ، خواهانيم كه آخر و عاقبت ما راختم به خير گرداند .

معاهده الجزاير

بنام خداوند جان آفرين              حكيم سخن در زبان آفرين

بنام خداوند جان و خرد              كزين برتر انديشه برنگذرد

سلام بر همه مهربانان


معاهده الجزاير

كامنت : حتماً با دقت بخوانيد

پيش از انعقاد معاهده الجزاير ، دو كشور ايران و عراق بر سر مالكيت آب هاي اروند رود اختلاف داشتند . اختلافات دو كشور ايران و عراق ، تقريباً از سال هاي بعد از كودتاي كمونيستي 1958 عبدالكريم قاسم در عراق آغاز شد و پس از آن اختلافات ميان دو كشور پابرجا ماند . اين اختلافات در زمان رياست جمهوري احمد حسن البكر به بالاترين حد خود رسيد . با توجه به توانايي ارتش ايران ، در سال 1348 و به همت خلبانان جسور و شجاع ايران ، در يك جنگ 48 ساعته ، عراق بزانو در آمد و شكست خود را پذيرفت .

سرانجام در اسفند ماه سال 1353 بين دو كشور ايران و عراق براي حل و فصل اختلافات مرزي ايران و عراق ، معاهده اي منعقد شد كه بنام معاهده الجزاير معروف شد و در طول تاريخ معاصر ايران بسيار از آن نام برده مي شود . اين معاهده آب سردي بر اختلافات دو كشور ريخت و مشكلات را تا پيش از انقلاب حل كرد .

بر اساس معاهده الجزاير كه در سال 1975 ميلادي طي توافقي كه بين محمدرضا پهلوي و صدام حسين انجام گرفت ، مرز دو كشور ، در اروند رود و بر اساس خط تالوگ تعيين شد ( خط تالوگ ، معمولاً براي تعيين مرز بين دو كشوري استفاده مي شود كه با يك رودخانه قابل كشتيراني ، از يكديگر جدا شده اند. خط تالوگ ، خط فرضي است كه عميق ترين نقاط يك رودخانه را به يكديگر وصل مي كند ) . بدين ترتيب هر دو كشور مي توانستند در آبهاي رودخانه كشتيراني كنند و مرز آنها نيز همان خط تالوگ بود .

پس از انقلاب در 31 شهريور سال 1359 ، نيروهاي رژيم بعث عراق ، حمله خود را به خاك ايران آغاز كردند و صدام حسين در جلوي دوربينهاي تلويزيوني و خبرنگاران رسانه هاي خبري ، معاهده الجزاير را پاره كرد و جنگ 8 ساله ايران و عراق شروع گرديد . اين جنگ بر اساس قطعنامه 598 كه پس از طرح و تصويب در سازمان ملل متحد ، مورد پذيرش عراق گرفته بود ، يك سال و 7 روز بعد از آن در تير ماه سال 1367 توسط ايران نيز پذيرفته شد و بدين ترتيب اين جنگ 8 ساله ، به پايان رسيد .

صدام حسين پس از حمله به كويت بار ديگر به مفاد معاهده الجزاير متعهد شد . پس از آن گمان مي رفت كه دو كشور ايران و عراق به اصول و ضوابط حقوقي بين الملل پايبند باشند و به مفاد عهدنامه معتبر بين الملي 1975 عمل كنند .

اما بعد از سرنگوني رژيم صدام حسين ، مدتي پيش رسانه ها از قول جلال طالباني گزارش دادند كه وي اعتبار قرارداد 1975 الجزاير كه خط مرزي ايران و عراق در آب هاي اروند رود را تعيين كرده است ، ملغي دانسته و تاكيد كرده كه اين قرارداد نه بين عراق و جمهوري اسلامي ، بلكه بين صدام حسين و رژيم شاهنشاهي ايران منعقد شده است .

براساس گفته فوق آقاي جلال طالباني :

1- در حقوق بين الملل تغيير رژيمها و رفت و آمدهاي روساي كشورها ، تغييري در تعهدات يك كشور ايجاد نمي كند . بلكه دولتها فارغ از اينكه چه كسي و چه نظامي بر آن حاكم است در طول تاريخ امتداد مي يابند و تعهدات آنها براي آيندگان نيز معتبر است .

2- اين نمك نشناسان ، يادشان رفته كه طبق قطع نامه 598 جه مقدار بايد به ايران غرامت بپردازند . اين غرامتها را كه نپرداختند ، هيچ ! هنوز جند سال از كمك ... ميليارد دلاري ايران به آنها در زماني كه در فقر و بدبختي مطلق مي زيستند و احتياج به دارو و غذا در اثر تحريم فروش نفت ، قرار گرفته بودند ، نگذشته است .

3- ما چقدر حقير شده ايم كه عربهاي سوسمارخور عراق و حاشيه خليج فارس ، هر روز هركدام يك ادعاي جديدي بر سر مرزهاي مشترك با ايران و يا جزاير مطرح مي كنند و حتي نامي كه در طول تاريخ ايران از زمان باستان تاكنون بنام خليج فارس ناميده مي شده و در تمام سازمانهاي جغرافيايي بين المللي ، اين نام ثبت شده است ، حالا بعد از پولدارشدن اين عربها ، نقشه هاي شوم در سر پرورانده اند و .......

4- اينجانب 2 سال بعنوان سرباز در جنگهاي داخلي در كردستان شركت داشته ام ، هرگز از ياد نخواهم برد كه همين ناشريفان طالباني و بارزاني و .... بودند كه به اين جنگها دامن ميزدند و آتش جنگ را با فتنه گري هايشان شعله ور مي ساختند و بسياري از جوانان رشيد و شجاع ما را به شهادت رساندند . حالا شده اند رئيس جمهور و از اين خرده فرمايشها مي كنند .

5- تا ضعيف اند و درگير اشغالگران بيگانه هستند ؛ بايد نفس شان را در قفس شان خفه كرد . اينها اگر روزي قدرت يابند و آمريكا كشورشان را ترك كند ، هزاران مرتبه بدتر از صدام به سر ما بلا خواهند آورند . از من گفتن و از ..... والسلام .

نكته رياضي

بنام خداوند جان آفرين           حكيم سخن در زبان آفرين

بنام خداوند جان و خرد            كزين برتر انديشه برنگذرد

سلام بر همه مهربانان


نكته رياضي


يك نكته رياضي را كه هميشه جواب 9 مي آيد ، برايتان مي نويسم . اخيراً دوست يا دوستاني از اين نكته رياضي استفاده يا سوء استفاده كرده و معمايي را بصورت زير تهيه كرده اند كه در واقع نتيجه همين نكته رياضي است . نظرتان را به اين نكته با توجه به معماي طرح شده توسط دوستان صاحب ذوق جلب مي نمايم :

تحقيقات اخير دانشمندان حاکي از آن است که مغز انسان از روابط رياضي براي ذخيره علايق و احساسات استفاده مي کند.

بدون نگاه کردن به جواب ها اين تست را انجام دهيد.....

1- يک عدد از ۱ تا ۹ انتخاب کنيد.

2- آنرا در عدد ۳ ضرب کنيد.

3- حاصل را بعلاوه ۳ کنيد.

4- دوباره حاصل را در ۳ ضرب کنيد.

5-يک عدد ۲ يا ۳ رقمي بدست آورده ايد.

6-ارقام عدد خود را با هم جمع کنيد (مثلا اگر عددتان ۱۸ است ۱ را با ۸ جمع کنيد)

حالا با توجه به عدد بدست آمده و ليست زير ، ببينيد الگوي شما در زندگيتان کيست.

1- انيشتين

2- نلسون ماندلا

3- جاکوب زوما

4- محمد علي کلي

5- تام کروز

6- بيل گيتس

7- گاندي

8- براد پيت

9- محمود احمدي نژاد

10- باراک اوباما

اوه راستي ...

اينقدر عددهاي متفاوت رو هي امتحان نکن ....

باهاش کنار بيا ...

بوعلي سينا – قسمت پنجم

بنام خداوند جان آفرين           حكيم سخن در زبان آفرين

بنام خداوند جان و خرد           كزين برتر انديشه برنگذرد

سلام بر همه مهربانان


بوعلي سينا – قسمت پنجم

اشعار

ابن سینا در شعر نیز دستی داشته و اشعار زیادی به زبان عربی سروده‌است و حتی منظومه‌هایی مثل قصیده ارجوزه در مسایل علمی ساخته ‌است. اشعاری نیز به زبان فارسی از او روایت کرده‌اند که برخی از آن‌ها به نام دیگران نیز آمده‌است و با توجه به اسلوب و معانی آن‌ها باید در انتساب این اشعار به ابن سینا تردید روا داشت. در اینجا، برای آشنایی مختصر با اشعار ابن سینا، گزیده‌ای از مستندترین آنها را می‌آورم:

غذای روح بود باده رحیق الحق


که رنگ او کند از دور رنگ گل را دق

به رنگ زنگ زداید ز جان اندوهگین


همای گردد اگر جرعه‌ای بنوشد بق

به طعم، تلخ چوپند پدر و لیک مفید


به پیش مبطل، باطل به نزد دانا، حق

می‌از جهالت جهال شد به شرع حرام


چو مه که از سبب منکران دین شد شق

حلال گشته به فتوای عقل بر دانا


حرام گشته به احکام شرع بر احمق

شراب را چه گنه زان که ابلهی نوشد


زبان به هرزه گشاید، دهد ز دست ورق

حـلال بر عـقلا و حـرام بر جهـال


که می‌محک بود وخیرو شر از او مشتق

غلام آن می‌صافم کزو رخ خوبان


به یک دو جرعه برآرد هزار گونه عرق

چو بوعلی می‌ناب ار خوری حکیمانه


به حق حق که وجودت شود به حق ملحق

روزکی چـــــند در جهان بودم


بر سر خـــــاک باد پیمودم

ساعتی لطف و لحظه‌ای در قهر


جان پاکــــیزه را بــــیالودم

با خرد را به طبع کردم هجو


بی خرد را به طمع بـــستودم

آتـشی بر فروخــــــتم از دل


وآب دیده ازو بــــــــپالودم

با هواهای حرص و شــیطانی


ساعــــتی شادمـــان نیاسودم

آخر الامر چون بر آمد کار


رفتـــم و تخم کشته بدرودم

کـس نداند که مــن کـــجا رفتم


خود ندانم که من کجا بودم

می‌حاصل عمر جاودانی است بده


سرمایهٔ لذت جوانی است، بده

سوزنده چو آتش است لیکن غم را


سازنده چو آب زندگانی است، بده

دل گرچه در این بادیه بسیار شتافت


یک موی ندانست ولی موی شکافت

اندر دل من هزارخورشید بتافت


آخربه کمال ذره‌ای راه نیافت

مایـــیم به عفو تـو تــولاکرده


وز طاعت معصیت تبرا کرده

آنجا که عنایت تو باشد، باشد


ناکرده چو کرده، کرده چون ناکرده

هر هیأت و هر نقش که شد محو کنون


در مخزن روزگار گردد محزون

چون باز همین وضع شود وضع فلک


از پرده غیبش آورد حق بیرون

در پرده سنحق نیست که معلوم نشد


کم ماند ز اسرار که مفهوم نشد

در معرفتت چو نیک فکری کردم


معلومم شد که هیچ معلوم نشد

بوعلي سينا – قسمت چهارم

بنام خداوند جان آفرين               حكيم سخن در زبان آفرين

بنام خداوند جان و خرد                كزين برتر انديشه برنگذرد

سلام بر همه مهربانان


بوعلي سينا – قسمت چهارم

بخشی از زندگینامه او به گفته خودش به نقل از شاگردش ابو عبید جوزجانی :

پدرم عبدالله از مردم بلخ بود در روزگار نوح پسر منصور سامانی به بخارا درآمد. بخارا در آن عهد از شهرهای بزرگ بود. پدرم کار دیوانی پیشه کرد و در روستای خرمیثن به کار گماشته شد. به نزدیکی آن روستا، روستای افشنه بود. در آنجا پدر من، مادرم را به همسری برگزید و وی را به عقد خویش درآورد. نام مادرم ستاره بود من در ماه صفر سال ۳۷۰ از مادر زاده شدم. نام مرا حسین گذاشتند چندی بعد پدرم به بخارا نقل مکان کرد در آنجا بود که مرا به آموزگاران سپرد تا قرآن و ادب بیاموزم. دهمین سال عمر خود را به پایان می‌بردم که در قرآن و ادب تبحر پیدا کردم آنچنانکه آموزگارانم از دانسته‌های من شگفتی می‌نمودند.

در آن هنگام مردی به نام ابو عبدالله به بخارا آمد او از دانش‌های روزگار خود چیزهایی می‌دانست پدرم او را به خانه آورد تا شاید بتوانم از وی دانش بیشتری بیاموزم وقتی که ناتل به خانه ما آمد . من نزد آموزگاری به نام اسماعیل زاهد فقه می‌آموختم و بهترین شاگرد او بودم و در بحث و جدل که شیوه دانشمندان آن زمان بود تخصصی داشتم.

ناتلی به من منطق و هندسه آموخت و چون مرا در دانش اندوزی بسیار توانا دید به پدرم سفارش کرد که مبادا مرا جز به کسب علم به کاری دیگر وادار سازد و به من نیز تاکید کرد جز دانش آموزی شغل دیگر برنگزینم. من اندیشه خود را بدانچه ناتلی می‌گفت می‌گماشتم و در ذهنم به بررسی آن می‌پرداختم و آن را روشن‌تر و بهتر از آنچه استادم بود فرامی‌گرفتم تا اینکه منطق را نزد او به پایان رسانیدم و در این فن بر استاد خود برتری یافتم.

چون ناتلی از بخارا رفت من به تحقیق و مطالعه در علم الهی و طبیعی پرداختم اندکی بعد رغبتی در فراگرفتن علم طب در من پدیدار گشت. آنچه را پزشکان قدیم نوشته بودند همه را به دقت خواندم چون علم طب از علوم مشکل به شمار نمی‌رفت در کوتاه‌ترین زمان در این رشته موفقیت‌های بزرگ بدست آوردم تا آنجا که دانشمندان بزرگ علم طب به من روی آوردند و در نزد من به تحصیل اشتغال ورزیدند. من بیماران را درمان می‌کردم و در همان حال از علوم دیگر نیز غافل نبودم. منطق و فلسفه را دوباره به مطالعه گرفتم و به فلسفه بیشتر پرداختم و یک سال و نیم در این کار وقت صرف کردم. در این مدت کمتر شبی سپری شد که به بیداری نگذرانده باشم و کمتر روزی گذشت که جز به مطالعه به کار دیگری دست زده باشم.

بعد از آن به الهیات رو آوردم و به مطالعه کتاب ما بعد الطبیعه ارسطو اشتغال ورزیدم ولی چیزی از آن نمی‌فهمیدم و غرض مؤلف را از آن سخنان درنمی‌یافتم . از این رو دوباره از سر خواندم و چهل بار تکرار کردم چنانکه مطالب آن را حفظ کرده بودم اما به حقیقت آن پی نبرده‌بودم. چهره مقصود در حجاب ابهام بود و من از خویشتن ناامید می‌شدم و می‌گفتم مرا در این دانش راهی نیست... یک روز عصر از بازار کتابفروشان می‌گذشتم کتابفروش دوره گردی کتابی را در دست داشت و به دنبال خریدار می‌گشت به من الحاح کرد که آن را بخرم من آن را خریدم، اغراض مابعدالطبیعه نوشته ابو نصر فارابی، هنگامی که به در خانه رسیدم بی‌درنگ به خواندن آن پرداختم و به حقیقت مابعدالطبیعه که همه آن را از بر داشتم پی بردم و دشواری‌های آن بر من آسان گشت. از توفیق بزرگی که نصیبم شده بود بسیار شادمان شدم. فردای آن روز برای سپاس خداوند که در حل این مشکل مرا یاری فرمود. صدق صدقه فراوان به درماندگان دادم. در این موقع سال ۳۸۷ بود و تازه ۱۷ سالگی را پشت سر نهاده بودم.

وقتی من وارد سال ۱۸ زندگی خود می‌شدم نوح پسر منصور سخت بیمار شد، اطباء از درمان وی درماندند و چون من در پزشکی آوازه و نام یافته بودم مرا به درگاه بردند و از نوح خواستند تا مرا به بالین خود فرا خواند. من نوح را درمان کردم و اجازه یافتم تا در کتابخانه او به مطالعه پردازم. کتابهای بسیاری در آنجا دیدم که اغلب مردم حتی نام آنها را نمی‌دانستند و من هم تا آن روز ندیده بودم. از مطالعه آنها بسیار سود جستم.

چندی پس از این ایام پدرم در گذشت و روزگار احوال مرا دگرگون ساخت . من از بخارا به گرگانج خوارزم رفتم. چندی در آن دیار به عزت روزگار گذراندم نزد فرمانروای آنجا قربت پیدا کردم و به تالیف چند کتاب در آن شهر توفیق یافتم پیش از آن در بخارا نیز کتاب‌هایی نوشته بودم. در این هنگام اوضاع جهان دگرگون شده بود ناچار من از گرگانج بیرون آمدم مدتی همچون آواره‌ای در شهرها می‌گشتم تا به گرگان رسیدم و از آنجا به دهستان رفتم و دوباره به گرگان بازگشتم و مدتی در آن شهر ماندم و کتابهایی تصنیف کردم. ابو عبید جوزجانی در گرگان به نزدم آمد.

ابو عبید جوزجانی گوید: این بود آنچه استادم از سرگذشت خود برایم حکایت کرد. چون من به خدمت او پیوستم تا پایان حیات با او بودم. بسیار چیزها از او فرا گرفتم و بسیاری از کتابهای او را تحریر کردم استادم پس از مدتی به ری رفت و به خدمت مجدالدوله از فرمانروایان دیلمی درآمد و وی را به بیماری سودا دچار شده بود درمان کرد و در آنجا به قزوین و از قزوین به همدان رفت و مدتی دراز در این شهر ماند و در همین شهر بود که استادم به وزارت شمس‌الدوله دیلمی فرمانروای همدان رسید. در همین اوقات استادم کتاب قانون را نوشت و تالیف کتاب عظیم شفا را به خواهش من آغاز کرد. چون شمس الدوله از جهان رفت و پسرش جانشین وی گردید استاد وزارت او را نپذیرفت و چندی بعد به او اتهام بستند که با فرمانروای اصفهان مکاتبه دارد و به همین دلیل به زندان گرفتار آمد . ۴ ماه در زندان بسر برد و در زندان ۳ کتاب به رشته تحریر درآورد. پس از رهایی از زندان مدتی در همدان بود تا با جامه درویشان پنهانی از همدان بیرون رفت و به سوی اصفهان رهسپار گردید. من و برادرش و دو تن دیگر با وی همراه بودیم. پس از آنکه سختیهای بسیار کشیدیم به اصفهان در آمدیم. علاءالدوله فرمانروای اصفهان استادم را به گرمی پذیرفت و مقدم او را بسیار گرامی داشت و در سفر و حضر و به هنگام جنگ و صلح استاد را همراه و همنشین خود ساخت. استاد در این شهر کتاب شفاء را تکمیل کرد و به سال ۴۲۸ در سفری که به همراهی علاءالدوله به همدان می‌رفت، بیمار شد و در آن شهر در گذشت و هم در آن شهر به خاک سپرده شد.

بوعلي سينا – قسمت سوم

بنام خداوند جان آفرين               حكيم سخن در زبان آفرين

بنام خداوند جان و خرد                كزين برتر انديشه برنگذرد

سلام بر همه مهربانان


بوعلي سينا – قسمت سوم

مروري بر عقايد فلسفي ابن سينا

1- نابرابري هاي اجتماعي


به عقيده ي ابو علي سينا زندگي انسان با حيوان متفاوت است . علت اين تفاوت در دو چيز است :

1- نيازهاي انسان به آن دليل كه انسان از عقل پيروي مي كند ، متعدد و متنوع است .
به همين دليل ، نيازهاي انسان طيف و سيعي از خواسته هاي مادي ، معنوي ، فردي و اجتماعي را شامل مي شود . اما نيازهاي حيوان صرفاً مادي ، فردي و فاقد هر گونه هدف و كمال جويي آگاهانه است ؛ چرا كه حيوان تابع غريزه است .

2- چون نياز انسان متعدد است و خود نيز به تنهايي قادر نيست همه ي نيازهايش را تأمين كند ، به تقسيم كار روي مي آورد و روشي برمي گزيند كه به تعاون و همكاري مي انجامد . ضرورت ديگر اين همكاري در تفاوت انسان ها از همديگر است . به بيان ديگر، هر يك از انسان ها استعداد برآوردن يك يا چند نياز انساني را دارد. از اين رو ، در صورت همكاري جمعي ، مي تواند به همه ي نيازهاي خويش پاسخ دهد .

اختلاف انسان ها در استعداد و توانايي ، از حكمت و مشيت الهي سرچشمه مي گيرد و براي بقا و تكامل جامعه ي انساني ضروري است . به بيان ديگر ، اگر همه ي مردم پادشاه باشند ، همديگر را نابود مي كنند . اگر همه غني و توانگر و در ثروت ، يكسان و برابر باشند، هيچ كس براي ديگر ي كار و خدمت نمي كند و نياز هيچ كس بر آورده نمي شود و اگر همه در فقر به سر برند ، از تنگدستي ، گرسنگي و تشنگي هلاك مي شوند . اين تفاوت ها ، اختلاف در درآمد و ثروت و سرانجام ، پديد آمدن طبقات اجتماعي را فراهم مي آورد . برپايه ي همين تفاوت ها ، سه طبقه ي سياستمداران ، صنعتگران و پاسداران در جامعه شكل مي گيرند .

سياستمداران در رأس جامعه قرار دارند . در طبقه ي سياستمداران نيز بايد مدير و سياستمداري قرار داشته باشد كه حقايق فلسفي را بداند و يا مبادي دين را بشناسد. اگر حقايق فلسفي را مي فهمد بر اساس آن و گرنه برپايه ي مبادي دين به وظايفي همچون هدايت رعيت به عبادت ، تحقق عدالت اجتماعي ، تهيه ي ابزار جنگي و نظارت بر دخل و خرج بيت المال بپردازد . او همچنين بايد مردم را به اطاعت از جانشين خود كه بر اساس صفات علم ، شجاعت و مانند آن برمي گزيند ، وادارد ؛ زيرا فقط در اين صورت ، مدينه ي عادله و صالحه ، كه تأمين كننده ي سعادت دنيا و آخرت بشر است ، شكل مي گيرد .

2- حكومت ديني

به عقيده ي ابن سينا ، وجود قانون عدل و اجراي آن متضمن استقرار امنيت و فراهم شدن آزادي در جامعه است كه آن نيز به رفاه و آسودگي دنيا و آخرت انسان ها منجر مي شود. البته قانوني ، چنين رهاوردي دارد كه پيامبران از سوي خداوند آورده اند و يا ناشي از قانون الهي باشد و معصومان ( ع) و يا جانشينان آنان ( عالمان ديني ) آن را به مرحله اجراگذارند.

از نظر ابن سينا ، اين قوانين سه دسته اند :

1- قوانين عقلي : اين قوانين در همه ي مكانها و زمان ها ثابتند و درستي و نادرستي همه چيز به آن سنجيده مي شود

2- قوانين كلي : قوانيني هستند كه با گذشت زمان تغيير مي كنند و در مكان هاي مختلف اشكال گوناگوني به خود مي گيرند و اين قوانين ، نحوه ي اجراي قوانين عقلي را نشان مي دهند و به عنوان مفسر قوانين عقلي به كار مي روند.

3- قوانين جزئي : قوانيني كه به وسيله ي شوراهاي محلي و با تبادل نظر با افراد كاردان پديد مي آيند و شديداً در معرض تغيير و دگرگوني اند ، قوانين جزئي نام دارند .

حكومتي كه قانون عدل را به مرحله ي اجرا مي گذارد ، بايد خود عالم به قانون و عامل به آن باشد . حكومتي شايستگي اجراي قانون را دارد كه دور انديش ، انديشمند و عالم در دين باشد . بنابراين ، او تمايزي بين دين و سياست قايل نيست و اين دو را از يك مقوله ي واحد مي داند . چنين حكومتي « حكومت ديني » است . حكومت ديني قوانين مورد نياز رعيت را فراهم مي آورد . و خود و مردم را ملزم به رعايت مقررات مي داند . بدين سان ، دست ستمگران از ستمديدگان كوتاه مي شود و عدالت در جامعه استقرار مي يابد.

همچنين حكومت ديني وظيفه دارد سازمان هايي را براي اداره ي امور مردم تشكيل دهد ، مردم را به كار فراخواند و از بيكاري بازدارد . از كار افتادگان را جمع آوري نمايد و آنان را سرپرستي كند ، در تأمين كالاهاي مورد نياز مردم بكوشد و از كارها و حرفه هاي بي ثمر و زيان آور جلوگيري نمايد . علاوه بر آن ، حكومت ديني بايد مروج تعاون و همكاري ، سوادآموزي و درست كاري باشد و از تخلف از قانون و سرپيچي از اوامر حكومت ممانعت به عمل آورد .

3- نقش سياسي خانواده

ازدواج پيوند دهنده ي زن و مرد و عامل پديد آوردن خانواده است . تعدد خانواده ها وخانوارها نيز به تشكيل جامعه و اجتماع مي انجامد . بنابراين ، ازدواج به سه دليل صورت مي گيرد :

1- مهم ترين عامل درپيدايي خانواده ، نياز بشر به غير است . انسان بدون كمك ديگران و به تنهايي ، قادر به ادامه ي حيات وتأمين نيازهاي جسمي و روحي خود نيست .

2- ازدواج وسيله اي مناسب و مطلوب براي توالد و تداوم نوع بشر است .

3- محصول ازدواج ، كودكاني هستند كه پس از رشد ، عصاي دست پدران و مادران ناتوان ، عاجز و پير مي شوند . از اين رو ، ازدواج بيش از آن كه تأمين كننده ي نيازهاي فردي باشد ، تأمين كننده ي نيازهاي جمعي است . در نتيجه ، بعد اجتماعي ازدواج از بعد فردي آن برجسته ترمي نمايد .

در ساختار سياسي خانواده ، مرد در رأس قدرت قرار دارد و او است كه مديريت و كياست خانواده را بر عهده مي گيرد ، برديگران فرمان مي راند و ديگران از او اطاعت مي كنند . اما مرد خانه در اداره ي خانواده ( جامعه كوچك )، بايد به سه اصل توجه نمايد و سياست و اداره ي خانواده را بر آن اصول قرار دهد .

1- بايد بداند كه « بهترين زن آن است كه عاقل ، ديندار ، شرمگين ، زيرك ،دوستدار ، زاينده ، كوتاه زبان ، مطيع ، يك دل ، امين ، گران سنگ و خادم شوي [شوهر] باشد و مال اندك شوي را از طريق اقتصاد ، فزوني دهد و با خوي خوش ، غم هاي او را بگسارد و اندوه او را تسكين دهد

2- احترام به زن ، رعايت حال او ، تأمين نيازهايش و تربيت او بر عهده ي مرد است تا زن بتواند به وظايف و تكاليف خود عمل نمايد

3- مرد بايد زن را به كاري مشغول كند ؛ زيرا زن بيكار توان ، همت و وقتش صرف كارهاي بيهوده مي شود.

ابو علي سينا توصيه هاي مذكور را به آن دليل ابراز مي دارد كه خانواده را اساس اجتماع مي داند ، سلامت آن را به سلامت اجتماع پيوند مي زند و آگاهي از اين مسائل و به كار بستن آن را براي مردان ، كه در رأس اين دو جامعه ( خانواده و اجتماع ) قرار دارند ، ضروري مي شمرد .

4- ديگر آراء سياسي ابن سينا

افكار سياسي ابن سينا محدود به آنچه گفته شد ، نيست ، بلكه وي در تأليفاتش به نكاتي ديگر از موضوعات مرتبط با علم سياست به شرح ذيل اشاره كرده است :

1- او غايت زندگي انسان را سعادت مي دانست . سعادت را نيز فاني در عقل فعال ( خداوند تبارك و تعالي ) تفسير مي كرد . به عقيده ي او ، فقط در صورت فاني شدن انسان در خدا است كه اتصال و پيوند بين عالم دنيا با عالم آخرت برقرار مي شود .

2- ابن سينا با آگاهي از رابطه ي تنگاتنگ تعليم و تربيت با پديده هاي سياسي ، توصيه مي كند كه كودكان را به ايمان بياراييد ، به آنان اخلاق نيكو بياموزيد ، تندرستي شان را با ورزش حفظ كنيد ، سواد يادشان دهيد و آن ها را به كارهاي شايسته اي كه به آن دلبستگي دارند ، بگماريد .

3- به اعتقاد ابن سينا ، علوم به دو دسته ي ثا بت و غيرثابت تقسيم مي شود . علوم ثابت ( يا حكمت ) به نظري و عملي و حكمت نظري به علوم طبيعي ، رياضي ، و علم الهي و حكمت عملي به علم اخلاق ، تدبير منزل و تدبير مدني ( علم سياست ) تقسيم مي گردد .

4- شيخ الرئيس عقيده داشت كه دريافت ماليات ، غرامت هاي جنگي و مصادره ي اموال مخالفان حكومت ، تنها راه تهيه ي مخارج سپاهيان ، كارمندان ، بيماران ، از پاافتادگان و ديگر نيازمندان است .

5- اخلاق و صفات

ابن سینا از حیث نیرو جسمانی مردی نیرومند بود و به همین خاطر از کار کردن احساس خستگی نمی‌کرد. او با داشتن این نیروی فراوان جسمی می‌توانست از پس کار وزارت فرمانروایان برآید و همیشه چه در سفر و چه در نبرد همراه آنان باشد و علاوه بر این به کار دانش و نوشتن نیز بپردازد. می‌گویند که او شبها تا دیرگاه به نوشتن کتاب و رساله می‌پرداخت و در این کار افراط می‌کرد. ابن سینا از لحاظ نیروی ذهنی و تفکر نیز بسیار نیرومند بود. اینکه او در هجده سالگی توانست تمامی دانش‌های زمان خود را فراگیرد خود نشانگر نیروی ذهنی اوست.

نکتهٔ منفی در اخلاق ابن سینا گفتار زشت و تند او نسبت به دانشمندان همدورهٔ خود و حتی به گذشتگانی مانند افلاطون و زکریای رازی بود.

6- ابن سینای فیلسوف

ابن سینا بسیار تابع فلسفه ارسطو بود و از این نظر به استادش فارابی شباهت دارد. مبحث منطق و نفس در آثار او در واقع همان مبحث منطق و نفس ارسطو و شارحان او نظیر اسکندر افرودیسی و ثامیسطیوس است. اما ابن سینا هرچه به اواخر عمر نزدیک می‌شد، بیشتر از ارسطو فاصله می‌گرفت و به افلاطون و فلوطین و عرفان نزدیک می‌شد. داستان‌های تمثیلی او و نیز کتاب پرحجم منطق المشرقین که اواخر عمر تحریر کرده بود، شاهد این مدعاست. امروزه از این کتاب تنها مقدمه اش در دست است. اما حتی در همین مقدمه نیز ابن سینا به انکار آثار دوران ارسطویی خویش مانند شفا و نجات می‌پردازد .

بوعلي سينا – قسمت دوم

بنام خداوند جان آفرين                  حكيم سخن در زبان آفرين

بنام خداوند جان و خرد                    كزين برتر انديشه برنگذرد

سلام بر همه مهربانان


بوعلي سينا – قسمت دوم

اوضاع سياسي و اجتماعي عصر ابوعلي سينا

اوضاع سياسي و اجتماعي در زمان حيات ابو علي سينا نامطلوب و ناهنجار بود ، به گونه اي كه دولتهاي متعددي همچون ديالمه در بخش اعظم ايران ، آل زيار در مناطق جنوبي ، و سامانيان در ماوراء النهر و ما بقي خاك ايران حاكميت داشتند ، قدرت خلفاي بني عباس نيز در قلمرو خاك ايران ، صرفاً به اعطاي القاب براي امرا و اداره ي سياسي - اجتماعي محدود بود و مردم با جنگ هاي زيادي چون حمله ي سلطان محمود غزنوي به خراسان ، سيستان ، ماوراء النهر و ري مواجه بودند . از اين رو ، انديشه هاي سياسي و اجتماعي ابو علي سينا واكنشي نسبت به وضعيت موجود و تلاشي براي بهبود آن به شمار مي رود .

علاوه بر آن ، ابو علي سينا بخشي از زندگي خود را در دوره ي حكومت سلطان محمود غرنوي گذراند . سلطان محمود ميل داشت ابوعلي سينا را در كنار خود داشته باشد تا از وي براي افزايش اعتبار و منزلت سياسي حكومتش بهره گيرد . اما ابو علي سينا هيچ گاه دعوت او را براي پيوستن به حكومت غزنويان نپذيرفت . اين رفتار سياسي ابن سينا ناشي از خصوصيات شخصي خودش و ويژگي هاي حكومتي سلطان محمود غزنوي بود ؛ زيرا سلطان از نظر ديني از مذهب حنفي و مسلك اشعري پيروي مي كرد و در عقيده ي خود بسيار تعصب داشت به حدي كه غير همكيشان خود را كافر و مرتد و ريختن خون آن ها را جايز مي دانست ، در حالي كه ابو علي سينا بر اساس اعتقادات شيعي ، حكومت متعصبانه ي سلطان محمود را قبول نداشت .

محمود غزنوي ، كه در شكل گيري انديشه هاي سياسي و اجتماعي ابو علي سينا نقش داشت ، اولين پادشاهي است كه لقب » سلطان » بر او نهاده شد . همين مسأله از عدم اعتناي جدي به اسلام در چنين حكومتي دارد . همچنين وجود چاپلوسي و تحسين اعمال نارواي سلطان توسط درباريان ، ستودن فتوحات پر از كشتار شاه از سوي شعرا ، اذيت و آزار انديشمنداني مانند ابوريحان بيروني و ابوالقاسم فردوسي ، تشريفات همراه با لعب و لهو ، فساد و استبداد مطلق ، و اعدام دانشمندان به جرم اعتقادات شيعي از ديگر و يژگي هاي حكومتي است كه در زمان سلطان محمود غزنوي ( معروف ترين و مقتدرترين پادشاه غزنوي ) بر بخش اعظم ايران - يعني از همدان تا ماوراء النهر - حاكميت داشت .

بوعلي سينا – قسمت اول

بنام خداوند جان آفرين                حكيم سخن در زبان آفرين

بنام خداوند جان و خرد                 كزين برتر انديشه برنگذرد

سلام بر همه مهربانان


بوعلي سينا – قسمت اول

ابوعلي سينا ابر مرد خرد گرا و اهريمن ستيز


در دنياي امروز كمتر ملتي است كه به مفاخر گذشته خود توجه نكند زيرا يكي از علايم حيات و زنده بودن ملت ها ملتفت بودن و توجه داشتن به مفاخر گذشته فلسفي. علمي.فرهنگي .ادبي .سياسي.اجتماعي و ملي آنهاست كه اين گذشتگان با وجود گذشت روزگار و سير زمان و وقوع حوادث نا گوار با هزاران خون دل براي آينده گان خود به ميراث گذاشته اند كه بايد آنرا گرامي و عزيز داشت و آنرا بارور ساخت. بوعلی سینا را باید جانشین بزرگ فارابی و شاید بزرگ‌ترین نماینده حکمت در تمدن اسلامی بر شمرد. اهمیت وی در تاریخ فلسفه اسلامی بسیار است زیرا تا عهد او هیچیک از حکمای مسلمین نتوانسته بودند تمامی اجزای فلسفه را که در آن روزگار حکم دانشنامه‌ای از همه علوم معقول داشت در کتب متعدد و با سبکی روشن مورد بحث و تحقیق قرار دهند و او نخستین و بزرگ‌ترین کسی است که از عهده این کار برآمد . وی شاگردان دانشمند و کارآمدی به مانند ابوعبید جوزجانی، ابوالحسن بهمنیار، ابو منصور طاهر اصفهانی و ابوعبدالله محمد بن احمد المعصومی را که هر یک از ناموران روزگار گشتند را ، تربیت نمود.

حسين بن عبدالله بن حسن بن علي بن سينا ، معروف به ابو علي سينا ، در سال 358 . ش و به قولي در ماه صفر سال 370 هجري قمري (مطابق 980 ميلادي ) از پدر بلخي ايي بنام عبدالله (به سبب وزير ماليه بودن در زمان سلطنت نوح بن منصور به بخارا مركز ماورالنهر و خراسان آنزمان انتقال نموده بود ) و مادر بخارايي بنام ستاره در قريه خورميثن (قريه اي ميان بلخ و بخارا) چشم به جهان گشود و نامش را حسين گذاشتند . او در سن 58 سالگي در همدان در گذشت و در همان جا به خاك سپرده شد . وي عمر خود را در فراگيري علم ، مطالعه ، تحقيق ، تأليف ، مداواي بيماران ، همچنين در سياست و وزارت گذراند . از اين رو ، اگر چه بيش تر تأليفاتش در علوم فلسفه ، طب و نجوم است ، اما در عمل و انديشه ي سياسي نيز سرآمد روزگار خود بود. به همين دليل ، بارها به مقام وزارت رسيد ، مدت ها در حبس و گاه نيز متواري بود و در اختفا به سر برد . او در انديشه ي سياسي نيز صاحب تحريراتي چون تدبير منزل در سياست الهي است .

شركت در جلسات بحث از دوران كودكي ، به واسطه پدر كه از پيروان آنها بود ، بوعلي را خيلي زود با مباحث و دانش هاي مختلف زمان خود آشنا ساخت . استعداد وي در فراگيري علوم ، پدر را بر آن داشت تا به توصيه استاد وي ابو عبدالله ابراهيم بن حسين ناتلي ، ‌ابن سينا را به جز تعليم و دانش اندوزي به كار ديگري مشغول نكند . و چنين شد كه وي به دليل حافظه قوي و نبوغ خود در ابتداي جواني در علوم مختلف زمان خود از جمله طب مهارت يافت ، تا آنجا كه پادشاه بخارا ، نوح بن منصور ( 366 تا 387 هجري قمري به علت بيماري خود )، وي را به نزد خود خواست تا او را مداوا نمايد . ابو علي ابن سينا بعد از مداوا از نوح تقاضا كرد تا به كتابخانه عظيم دربار ساماني دست يافته و از آن استفاده نمايد ، اين تقاضا مورد قبول نوح قرار گرفت .

به اين ترتيب وي توانست با استفاده از اين كتابخانه در علوم مختلف از جمله حكمت ،‌ منطق و‌ رياضيات تسلط يابد ( خاندان سامانيان از مردم بلخ بودند و دين زردشتي داشتند ) .

وي با وجود پرداختن به كار سياست در دربار منصور ، پادشاه ساماني و دستيابي مقام وزارت ابوطاهر شمس الدوله ديلمي بود و با مشكلات ناشي از كشمكش امرا نيز درگير شد. اين موضوعات سفرهاي متعدد و حبس چند ماهه وي توسط تاج الملك ، حاكم همدان ، را به دنبال داشت . بيش از صدها جلد كتاب و تعداد بسياري رساله نگاشته كه هر يك با توجه به زمان و احوال او به رشته تحرير در آمده است . وقتي در دربار امير بود و آسايش كافي داشت و دسترسي اش به كتب ميسر بود ،‌ به نوشتن كتاب قانون در طب و كتاب الشفا يا دائره المعارف بزرگ فلسفي خود مشغول مي شد كه اوج كمال تفكر قرون وسطي است كه بدان دست يافت و در تاريخ تفكر انساني از تحقيقات معتبر جهان بشمار ميرود .

اما در هنگام سفر فقط يادداشت ها و رساله هاي كوچك مي نوشت از ميان تاليفات ابن سينا ،‌ شفا در فلسفه و قانون در طب شهرتي جهاني يافته است . كتاب شفا در هجده جلد در بخش هاي علوم و فلسفه ، يعني منطق ، رياضي ، طبيعيات و الاهيات نوشته شده است . منطق شفا امروز نيز همچنان به عنوان يكي از معتبرترين كتب منطق مطرح است و طبيعيات و الاهيات آن هنوز مورد توجه علاقمندان است . كتاب قانون در طب در هفت جلد نيز كه تا قرن ها از مهمترين كتب طبي به شمار مي رفت . شامل مطالبي درباره قوانين كلي طب ، دواهاي تركيبي و غير تركيبي و امراض مختلف مي باشد . اين كتاب در قرن دوازدهم ميلادي همراه با آغاز نهضت ترجمه به زبانهاي لاتين و تا امروز به زبان هاي انگليسي ، فرانسوي و آلماني و ايراني نيز ترجمه شده است و به عنوان متن درسي طبي در پوهنتون هاي اروپايي تا سال 1650 ميلادي به عوض آثارجالينوس و موندينو در دانشگاه هاي Lavain و Monpellier تدريس مي شد.

وی ۴۵۰ کتاب در زمینه‌های گوناگون نوشته‌است که تعداد زیادی از آن‌ها در مورد پزشکی و فلسفه‌است. جرج سارتن او را مشهورترین دانشمند سرزمین‌های اسلامی می‌داند که یکی از معروف‌ترین‌ها در همهٔ زمان‌ها و مکان‌ها و نژادها است. کتاب معروف او کتاب قانون است. از كتابهاي معروف ديگر او مي توان از شفا در فلسفه و منطق و قانون در پزشکی نام برد .

ابن سينا در زمينه هاي مختلف علمي نيز اقداماتي ارزنده به عمل آورده است . او اقليدس را ترجمه كرد . رصدهاي نجومي را به عمل درآورد و در زمينه حركت ، نيرو ، فضاي بي هوا ( خلا ) ، نور و حرارت تحقيقات ابتكاري داشت . رساله وي درباره معادن و مواد معدني تا قرن سيزدهم در اروپا مهمترين مرجع علم زمين شناسي بود . درباره اين رساله فيگينه در كتاب دانشمندان قرون وسطي چنين آورده است : ابن سينا رساله اي دارد كه اسم لاتين آن چنين است : De Conglutineation Lagibum . در اين رساله فصلي است به نام اصل كوه ها كه بسيار جالب توجه است . در آنجا ابن سينا مي گويد : ممكن است كوه ها به دو علت به وجود آمده باشند . يكي برآمدن قشر زمين . چنان كه در زمين لرزه هاي سخت واقع مي شود و ديگر جريان آب كه براي يافتن مجرا ، سبب حفر دره ها و در عين حال سبب برجستگي زمين مي شود . زيرا بعضي از زمين ها نرم هستند و بعضي سخت . آب و باد قسمتي را مي برند و قسمتي را باقي مي گذارند . اين است علت برخي از برجستگي هاي زمين .

ابن سينا خرد مبتني بر منطق داشت و به تقدم عالم معتقد بود و مي گفت : وجود خداوند بر جهان تقدم ذاتي دارد نه زماني . او به موجوديت جن وزنده شدن بعد از مرگ معتقد نبود ..... سينا ميگفت افعال و حوادث مستقيماً از خدا بوجود نمي آيد بلكه در نتيجه عمل غايي داخلي تكامل ميابد . سينا كو شش زياد كرد تا نظريات فلسفي خود را با عقايد عامه مسلمانان توافق دهد . سينا همه قضايا را تنها به روش عقلي و كاملا مستقل از قرآن مورد بحث قرار ميداد ، از اين سبب بود كه تا قرن ها از طرف خلافت ها و هيئت هاي حاكم ارتجاعي او را مظهر كفر و الحاد ميدانستند و سوزاندن كتابهايش از سياستهاي متداول طي چند قرن در كشور هاي اسلامي منطقه بود . زمانيكه اورا كافر و ملحد گفتن او گفت : كفري چو مني گزاف و آسان نبود ، محكم تر از ايمان من ، ايمان نبود در دهر چو من يكي و آن هم كافر ، پس در همه دهر يك مسلمان نبود . به واسطه عقل منطقي و نظام يافته خود حتي در طب نيز تلاش داشت مداوا را تا سرحد امكان تابع قواعد رياضي سازد . تسلط بر فلسفه را كمال براي يك دانشمند مي دانست . وي براي آگاهي از انديشه هاي ارسطو و درك دقيق آن ،‌ آن گونه كه خود در شرح احوالش نوشته است ، 40 بار كتاب علم الهي و يا مابعدالطبيعه (متا فيزيك ) ارسطو را خواند و به حكم تصادف با استفاده از كتاب كه ابونصر فارابي ، درباره اغراض ما بعد الطبيعه نوشته بود ، به معاني آن راه يافت . ابن سينا در دوران عمر خود از لحاظ عقايد فلسفي دو دوره مهم را طي كرد . اول دوره اي كه مصروف مطالعه اي فلسفه .عقايد و علوم مشاهي (ارسطويي )بود و دوم دوره اي كه از آن عقايد عدول كرد و به قول خودش طرفدار حكمت مشرقين و پيرو فلسفه اشراق شد . با مرگ سينا تقريبا دوران فلسفه در مشرق به سر رسيد . روجر بيكن او را بزرگترين استاد فلسفه بعد از ارسطو لقب داده است (فلسفه ابن سينا فلسفه مشاهي و متاثر از فلسفه نوع افلاطوني و دين اسلام است ) . وي كوشيده است كه فلسفه را با دين اسلام توفيق دهد معذالك جمع اورا كافر و ملحد خوانده اند ، اگر چه او و ابن رشد هر دو از پيروان ارسطو بودند اما شيخ الريس كمتر از ابن رشد تابع اصيل يونان بودند .

اما سينا قبل از ابن رشد بين فلسفه و احكام شريعت شكافي به وجود آورد و اولين كسي است كه در اسلام كتب جامع و منظم در فلسفه نوشته است و كتاب الشفا او در حكم دايره المعارف فلسفي است (تاريخ اجتماعي ايران ج هشتم ) . وي به پشتوانه تلاش يك صد ساله اي كه پيش از او از سوي كساني همچون رازي و فارابي براي شكل گيري فلسفه صورت گرفته بود ، موفق شد نظام فلسفي منسجمي را ارائه دهد . با توجه به اين كه پيش از او مقدمات اين كار فراهم شده بود ، كار و وظيفه ابن سينا اين بود كه مشكلات و پيچيدگي ها را كشف و حل كند و آنها را به نحوي مظبوط و موجز شرح نمايد . فروع جزئي را به تصول شامل ارتباط دهد و اطراف آن را به هم بياورد .

او با ارائه نظر خود در مورد نحوه ارتباط و نسبت بين مفاهيم كلي مثل انسان ،‌ فضيلت و جزئيات حقيقي به يكي از پرسشهاي علماي قرون وسطي كه مدت هاي طولاني ذهن آنها را به خود مشغول كرده بود پاسخ داد . تاثير آراي فلسفي ابن سينا ، ‌همچون آموزه هاي طبي او ،علاوه بر قلمرو اسلامي ، ‌در اروپا نيز امري قطعي است . آلبرتوس ماگنوس ،‌ دانشمند آلماني فرقه دومينيكي (1200 تا 1280 ميلادي ) ‌نخستين كسي بود كه در غرب تفسير و شرح جامعي بر فلسفه ارسطو نوشت . به همين دليل اغلب او را پايه گذار اصلي ارسطوگرايي مسيحي مي دانند . وي كه جهان مسيحيت را با سنت ارسطويي الفت داد ،‌ در شناخت آثار ارسطو سخت به ابن سينا متكي و معتقد بود . همچنين فلسفه ما بعد الطبيعه ابن سينا ، ‌خلاصه مطالبي است كه متفكران لاتين دو قرن بعد از او بدان رسيدند . در قرن پنجم هجري به وسيله پيشوايان مذهب و پيروان خانقاه مبارزه گسترده و شديد عليه علم و حكمت و مخصوصاً فلسفه اغاز شد و در مدارس و مكاتب اهل علم تدريس هر گونه علم .فلسفه و حكمت را حذف كردند و جاي انرا به تفسير قرآن ، احاديث و اصول فقه واگذار كردند . علما مورد تكفير اربابان مذهب قرار گرفتند. از جمله كسانيكه كه با تمام قوا بر ضد فلسفه و علم طغيان كرد ، امام محمد غزالي (450 الي 505هجري) بود كه عمري فلسفه را آموخت و به علت ياس وحيرت و واهمه عجيبي كه به او دست داد از مدرسه به خانقاه رفت و دامن عرفان را محكم گرفت و از جمله دشمنان سر سخت فلسفه ، علم و حكمت گرديد.

غزالي در تهافت الفلاسفه (فارابي) و سينا را رد ميكند و ميگويد : علي التحقيق آنها را ظلماتي فوق ظلمات فرا گرفته است. در المنقذ من الضلال متذكر شده است كه اين دو فيلسوف در بيست مورد در موضوع الهيات اشتباه كرده اند . در سه مورد مستوجب تكفير و در هفده مورد مستوجب تبعيد اند. و سه مورد كه آنها را از اسلام جدا ميسازد و مورد تكفير قرار مي دهد، مينويسد:

1- معتقد بودن انها بر اينكه خداوند حاكم بر كليات است نه جزييات .

2- اعتقاد شان به تقدم عالم.

3- اينكه اجساد حشر ندارد ثواب و گناه مربوط روح است نه جسم.

تعرض به سينا بدينجا پايان نمي پذيرد . بعضي از دانشمندان در قرون بعدي نيز به او تاخته اند از جمله عثمان بن عبدالرحمن موسوم به ابن صلاح (643) سينا را مرتد و بي دين شمرده و او را از جمله علماي خارج مذهب دانسته و خواندن كتاب هاي سينا را براي مسلمانان جايز نمي شمارد و گناه كبيره ميداندو سينا را شيطاني از شياطين لقب داده است . هر قدر از قرن وسطي دور تر ميشويم و هر قدر دايره نفوذ دين بيشتر ميشود اين اعتراظات بيشتر و شديد تر ميشود ، علت هم معلوم است زيرا منطق و نحوه استنتاج سينا با مبادي ظاهر بينان دين كه پايه اش بر تعصب نهاده شده ، سازگار نيست . مخصوصاً كه با هجوم تركان عثماني دين را با خرافات اساطير وفانتزي ها آميخته ساختند و توده هاي كشور هاي اسلامي را در جهل و خرافه نگهداشتن تا هيت هايي حاكم بتواند براحتي حاكميت نمايند و تنها دشمني كه دز مقابل هر گونه جهل و خرافه ايستادگي ميكند علم و معرفت است . بنابراين مخالفت ها ، متدينين ظاهر نما با اشاعه فلسفه و حكمت امري طبيعي بشمارميرود.
ابوعلي سينا در سال 428 هجري قمري ، زماني كه تنها 58 سال داشت ،‌ در حالي رخت از جهان بربست كه با اداي دين خود به دانش بشري ، نامي به صلابت تمدن خراساني از خود به جاي گذاشت .

بيانيه كوروش پس از فتح بابل و ورود به آن

بنام خداوند جان آفرين                   حكيم سخن در زبان آفرين

بنام خداوند جان و خرد                  كزين برتر انديشه برنگذرد

سلام بر همه مهربانان 

بيانيه كوروش پس از فتح بابل و ورود به آن

 

 

متني را كه ذيلاً درج مي نمايم ، متن سخنان مرد بزرگي است كه نه تنها ايرانيان ، بلكه همه جهانيان او را بنام كوروش مي شناسند :

در صورت علاقه مند بودن به موضوع ، روي ادامه مطلب زير كليك كنيد .

ادامه نوشته

شاهكار يا شاهكارهايي ديگر از مهندسين ناظر

بنام خداوند جان آفرين                    حكيم سخن در زبان آفرين

بنام خداوند جان و خرد                    كزين برتر انديشه برنگذرد

سلام بر همه مهربانان


شاهكار يا شاهكارهايي ديگر از مهندسين ناظر


در روزنامه همشهري مورخ 24 شهريور در صفحه حوادث آمده بود :

مهندسي بنام فريدون ( فاميل وي ذكر نشده بود ) از مهندساني بوده كه در احداث يك ساختمان كه چند سال پيش فرو ريخت و باعث مرگ تعداد زيادي كارگر شده ، پس از اين شاهكار به عضويت يك باند بزرگ جعل مدارك دانشگاهي در مي آيد و جعلهاي گسترده اي را در اين زمينه انجام داده ، كه بحمدا... دستگير شده است .

وي در اعترافات خود گفته است كه مشتريان ما افرادي بودند كه قصد شركت در مناقصات دولتي را داشتند ، چون براي اينكار به مدرك دانشگاهي نياز بود ، ما در ازاي دريافت مبالغي ميليوني برايشان مدرك جعل مي كرديم .

چند نكته در خبر فوق قابل تامل است :

1- يك مهندس در امري كه تخصص اصلي اش بوده ، شكست خورده است . مقصر اين شكست كيست ؟

2- براي يك مهندس شكست خورده در حرفه اصلي اش ، كار ديگري غير از جعل مدارك ، پيدا نمي شود ، بطوريكه هم درآمد و هم اعتبار اجتماعي براي يك شخص تحصيل كرده فراهم نمايد ؟

3- جعل مدرك دانشگاهي براي شركت در مناقصات ، آيا چيزي جز همان ارائه مدرك دانشگاهي براي اخذ رتبه پيمانكاري از سازمان برنامه است ؟ در اين مورد بايد گفت دست همه درد نكند ! با وجوديكه اين همه مدرك اصلي ( از دانشگاه معتبر و غير معتبر ) وجود دارد ! باز هم تقاضا آنقدر زياد است ! كه نياز به مدارك جعلي نيز هست .

4- آيا موقع آن نرسيده كه مراجع ، ادارات ، شركتها ، قبل از عمل به هركاري اعم از اخذ رتبه و استخدام و ...... از مرجع صادركننده مدرك ، استعلامي بكنند تا از صحت و سقم موضوع با اطلاع شوند . تا آنجا كه مي دانم فقط دانشگاه تهران است كه سايتي دارد كه در آن مشخصات فارغ التحصيلانش را درج مي كند . البته آنهم به همت كانون مهندسين فارغ التحصيل دانشكده فني و نتيجتاً فقط رشته هاي فني دانشكده فني .

از تمام مسئولين و دست اندر كاران و همكاران ، جداً خواهشمندم كه به اين موضوعات توجه نمايند تا از بي اعتباري وجه مهندسين قابل و توانا جلوگيري نمايند . اگر هم نمي شود ، كركره را پائين بكشيم و برويم سراغ يك كار پدر و مادر دار .

کج دار و مریض یا کج دار و مريز

بنام خداوند جان آفرين                   حكيم سخن در زبان آفرين

بنام خداوند جان و خرد                  كزين برتر انديشه برنگذرد

 

سلام بر همه مهربانان

 

کج دار و مریض یا کج دار و مریز

فارسي را پاس بداريم

 

اصطلاح  « کج دار و مریز » یا به صورتی که بیشتر مردم فهم می کنند و می نویسند « کج دار و مریض » از جمله اصطلاحاتی است که توسط مردم به اشتباه به کار می رود. مردم آن رابا مریضی مرتبط می دانند و البته درک درستی از آن ندارند. این اصطلاح در اصل کج دار و مریز است. به معنای اینکه ظرف را کج نگه دار و در عین حال مواظب باش که نریزد. بنابراین می بینید که نسبتی با مریضی ندارد. شاعر در این خصوص می گوید:

رفتــم بـه سـر تـربت شمس تبـریـــز                  

                                             دیــدم دوهــــزار زنگیــــان خونــریـــز

هر یک به زبان حال با من می گفت      

                                          جامی که به دست توست کج دار و مریز

 

حال که این را دانستیم بیایید از این اصطلاح زیبا و ادبی درست استفاده کنیم! و فارسي را پاس بداريم .

روشهاي صحيح ارتباطي ( communication)  زنان با همسران

بنام خداوند جان آفرين            حكيم سخن در زبان آفرين

بنام خداوند جان و خرد             كزين برتر انديشه برنگذرد

سلام بر همه مهربانان


روشهاي صحيح ارتباطي ( communication) زنان با همسران


چند روز پيش مقاله اي را تحت عنوان « تفاوت زنان و مردان در دروغ سنجی و تحلیل حرکات بدن» كه در واقع تحقيقي بود از محققي بنام «آلن پیز»، در اين وبلاگ براي خوانندگان نوشتم . مجدداً توضيحي در مورد اين محقق كه در واقع تكرار همان است كه در مقاله قبلي نوشتم ، بعنوان مقدمه درج مي نمايم .

«آلن پیز»، استاد ولادیمیر پوتین نخست وزیر کنونی روسیه و نویسنده یکی از ده کتاب پر فروش ارتباطات قرن با نام «چرا مردان گوش نمی دهند و زنان نمی توانند نقشه بخوانند»، ترجمه شده به شصت زبان با فروش بیش از یازده میلیون نسخه و مرد شماره یک فنون مذاکرات و تحلیل حرکات بدن و نویسنده پانزده جلد کتاب مطرح در جهان است . «آلن پیز»، عضو انجمن بیمه گران و موسسه تحقیقات مدیریت آمریکاست.

درست چند روز بعد از نگارش اين مقاله ، در صفحه سلامت روزنامه همشهري ، مطلبي تحت عنوان « ارتباط با همسر » اثر شخصي بنام « آقاي دكتر صمد شاه محمدپور » درج گرديد كه بنوعي تائيد كننده مطالب آقاي «آلن پیز» بود . در اين مقاله نويسنده سعي نموده است با قبول اين واقعيات فيزيولوژيكي مرد ، براي زنان راه و روشهاي صحيح ارتباط با همسرانشان را بيان نمايد . در واقع با دانستن صفات فيزيولوژيكي مردان در شنيدن ، قبول كردن و تفهيم موارد و سخنان همسران و يا ديگر اشخاص ، اين مطالب راهنمايي است براي زنان كه چگونه با همسران شان ارتباط (communication) موفقيت آميز داشته باشند تا تفاهمات شايسته و بايسته برقرار شود .

ذيلاً مطالب درج شده در صفحه سلامت روزنامه همشهري مورخ 23 شهريور عيناً ( با درج يك نكته بصورت كامنت توسط اينجانب در داخل پرانتز ) به سمع حضورتان مي رسد . با اين اميد كه خانمها با خواندن آن ، گامي مثبت در جهت برقراري ارتباط صحيح ، مفيد و اثرگذار برداشته شود .

توصيه مي كنم ، قبل از خواندن اين مطب ، مطلب قبلي را كه بدان اشاره نمودم ، حتماً مطالعه فرمائيد .

اغلب خانمها وقتي در مورد همسرشان صحبت مي كنند ، گويي در خصوص نوع ديگري از انسان صحبت مي كنند كه هيچ شباهتي به آنها ندارد و نكته جالب نوجه اينجاست كه اگر چند خانم در خصوص روحيات و رفتار مردها صحبت كنند ، قطعاً شنونده ، موجود خارق العاده اي را مي تواند تصور كند كه اين خانمها به سختي و به اجبار با او ارتباط برقرار مي كنند ؛ غافل از اينكه اين توضيحات در خصوص شريك زندگي ، اصلاً صحيح نيست و يا دست كم ضعف خانمها را در برقراري ارتباط با همسرشان به اثبات مي رساند .

براي برقراري ارتباط مفيد و صحيح با همسر چند نكته كليدي را ارائه مي نمايم :

1- هرگز صحبت هاي همسر خود را قطع نكنيد ، چون مردها تفاوت هاي بسياري با خانمها دارند و يكي از اين تفاوتها اين است كه در يك لجظه ، فقط مي توانند يك كار را انجام دهند . پس وقتي يك مرد در حال صحبت است ، فقط مي تواند صحبت كند و نمي تواند حرفهاي شما را گوش دهد . دقت كنيد اگر همسر شما در حال رانندگي بوده و ضبط ماشين هم روشن باشد ، بمحض اينكه شما شروع به صحبت مي كنيد ، او صداي ضبط را كم مي كند . اين نكته و بسياري از مثالهاي ديگر بيان كننده آن است كه آقايان در يك لحظه ، فقط يك كار را مي توانند درست انجام دهند ( تاكيد روي كلمه درست ) ؛ برخلاف خانمها كه هم صحبت مي كنند و هم گوش مي كنند .

2- با همسر خود هدف دار صحبت كنيد چون آقايان وقتي با يكديگر صحبت مي كنند ، در طول زمان صحبت خود از مقدمه و نكات اصلي و در پايان از نتيجه گيري استفاده مي كنند و كم اتفاق مي افتد كه بدون هدف شروع به صحبت كنند . در ارتباط كلامي آقايان ، معمولاً از اين شاخه به شاخه ديگر پريدن كم ديده مي شود ؛ لذا به خانمها پيشنهاد مي كنم كه قبل از صحبت با همسرشان ، يك مكالمه عادي و هدف دار را تمرين كنند تا همسرشان بتواند نتيجه صحبت كردن با آنها را حدس بزند . اغلب آقايان از اينكه ندانند گوينده به چه منظوري در حال صحبت كردن است ، عصبي مي شوند .

( يك كامنت از طرف خودم : اين موضوع در ارتباطات اجتماعي و كاري آقايان نيز كاملاً مصداق دارد . مثلاً وقتي مديري كارمندانش را جمع مي كند و به اصطلاح جلسه مديريتي و يا شركتي مي گذارد و در اين جلسه ، يك سري مطالب بيهوده تكراري را بيان مي كند ، حوصله همه آقايان سر مي رود و در دلشان هرچه بد و بيراه است ، نثار وي مي نمايند ) .

3- با همسر خود صريح و روشن صحبت كنيد ، چون همسر شما يك مرد است و آقايان از صريح صحبت كردن و عدم پيچيدگي در كلام لذت مي برند و در تمام طول مدت صحبت خود با ديگر آقايان و حتي با خانمها ، اين انتظار را دارند كه هيچ حرفي را در حالت كنايه و اشاره نشنوند و اين دقيقاً بر خلاف روش خانمهاست كه در صحبت كردن ، معمولاً از اشارات استفاده مي كنند . لذا بايد توجه داشته باشيد كه اگر مي خواهيد از صحبت كردن با همسر خود نتيجه مطلوبي بدست آوريد ، سعي كنيد مطلب خود را واضح و روشن به او بگوئيد .

استانداردهاي آسانسور – قسمت هفتم

بنام خداوند جان آفرين                   حكيم سخن در زبان آفرين

بنام خداوند جان و خرد                  كزين برتر انديشه برنگذرد

 

سلام بر همه مهربانان

 

استانداردهاي آسانسور – قسمت هفتم

 

بدليل اينكه مسئله جديدي بنام آسانسور از مدتها قبل شكل گرفته و روز بروز صنعت ساختمان كشور با مقوله هاي جديدي در اين رابطه برخورد مي نمايد كه بواقع خطرات زيادي را بوجود آورده و خواهد آورد بطوريكه ارزش اهميت دادن به آن كمتر از آئين نامه 2800 و يا ساير مباحث مقررات ملي ساختمان نيست . هركسي شركتي تاسيس كرده و اقدام به ساخت و نصب به اصطلاح آسانسور نموده است . اگر متوليان امر هرچه سريعتر بداد اين مقوله نرسند ؛ فرياد واويلاها و وامصيبتها را پس از آن ، شاهد خواهيم بود و طبق معمول وقتي هم دنبال مقصر مي گردند، بخت برگشته اي را بنام مهندس ناظر به همگان معرفي مي نمايند . البته مهندسان قديمي ناظر هم به اندازه كافي كلاه سرشان رفته و حواسشان جمع است ولي نوش جان مهندسان تازه فارغ التحصيل جوياي نام و بدست آورندگان پروانه هاي اشتغال تمبر خشك نشده و مفت چنگ دلالان برگه هاي نظارت .

بر اساس آنچه در بالا ذكر نمودم ؛ برآن شدم كه از منابع مختلف ، استانداردها و مقررات ايمني اين مقوله را جمع آوري نموده و بدليل حجم بالاي اين اطلاعات و محدوديت ظرفيت وبلاگ بلاگفا ؛ اين مبحث را بصورت قسمتهاي دنباله دار ، ارائه مي نمايم .

 

 

7 - درهاي‌ طبقه‌

 

 7 - 1         ملاحظات‌ كلي‌

 

 7 - 1 - 1    نواحي‌ باز چاه‌ كه‌ دسترسي‌ به‌ كابين‌ آسانسور را فراهم‌ مي‌ كنند ، بايد مجهز به‌ درهاي‌ بدون‌ سوراخ‌  باشند. در حالت‌ بسته‌، فاصله‌ آزاد بين‌ پانلها يا بين‌ پانلها وچهارچوب‌ تا حد ممكن‌ بايد كوچك‌ باشد .

 در صورتيكه‌ اين‌ فواصل‌ از 6 ميلي متر بيشتر نشوند ، اين‌ شرط‌ برآورده‌ مي‌ شود . جمله‌ دوم‌ بند 0-1-2-2 مقدمه‌كلي‌ در اين‌ مورد اعمال‌ نميشود. اين‌ فواصل‌ در صورت‌ وجود، از درون‌ چاه‌ اندازه‌ گيري‌ مي‌ شوند .

 جهت‌ جلوگيري‌ از خطر برش‌ در حين‌ عملكرد طرف‌ بيروني‌ درهاي‌ خودكار نبايد داراي‌ برجستگي‌ها و يا فرورفتگي‌هاي‌ بيش‌ از 3 ميلي متر باشد . اين‌ نوع‌ لبه‌ ها بايد از هر دو جهت‌ حركت‌ داراي‌ "پخي‌" باشند ، موارد استثناء بر اين‌ مقررات‌ براي‌ قفلهاي‌ سه‌ گوش‌ در ضميمه‌ (ب‌) داده‌ شده‌ است‌ .

 

 7 - 1 - 2    براي‌ بررسي‌ جزئيات‌ بيشتر در مورد سمت‌ دروني‌ درهاي‌ طبقه‌ (سمت‌ چاه‌ )بند 5-4 ملاحظه‌ شود.

 

 7 - 2         مقاومت‌ مكانيكي‌ درها و چهارچوب‌ آنها

 

 7 - 2 - 1       درها و چهارچوبها بايد طوري‌ ساخته‌ شوند تا به‌ مرور زمان‌ تغيير شكل‌ ندهند.بدين‌ منظور ميتوانند از فلز ساخته‌ شوند.

 بكارگيري‌ شيشه‌ مسلح‌ ( شيشه‌ سيم‌دار ) يامواد پلاستيكي‌ تنها بمنظور رؤيت‌ طبق‌ بند 7-6-2-2 مجاز ميباشد.

 

 

 7 - 2 - 2   مقاومت‌ مكانيكي‌

 درها به‌ همراه‌ قفل شان‌ بايد داراي‌ مقاومت‌ مكانيكي‌ كافي‌ باشند ، بطوريكه‌ در برابر نيروي‌ عمودي‌ معادل‌  300 نيوتن در هر نقطه‌ اي‌ از پانلها در ناحيه‌ اي‌ به‌ مساحت‌  5 سانتي متر به‌ شكل‌ دايره‌ يا مربع‌ ، از هر دو طرف‌ ، بدان‌ وارد مي‌ آيد بايد :

                 الف‌ -  بدون‌ تغيير شكل‌ دائمي‌ مقاومت‌ كنند.

                  ب‌  -  بدون‌ تغيير شكل‌ الاستيك‌ بيش‌ از  15 ميلي متر مقاومت‌ كنند.

                  ج‌  -  بعد از اعمال‌ چنين‌ نيرويي‌ بطور مطلوبي‌ كار كنند.

 

 7 - 2 - 2- 1     در مورد آسانسورهاي‌ با كابين‌ بدون‌ در ، اعمال‌ نيروي‌ تعريف‌ شده‌ فوق‌ بر روي‌ طبقه‌ ، نبايد موجب‌ تغيير شكلي‌ الاستيك‌ بيش‌ از  5 ميلي متر در طرف‌ چاه‌ ، گردد.

 

 7 - 2 - 2 - 2    تحت‌ اعمال‌ نيروي‌ معادل‌  150 نيوتن بطور دستي‌ (بدون‌ كمك‌ ابزار ) در بدترين‌ نقاط‌ ، در جهت‌ باز شو درهاي‌ خودكار افقي‌ ، فاصله‌ آزاد ذكر شده‌ در بند 7-1-1 ميتواند از  6 ميلي متر بيشتر شود ، اما بطوريكه‌ از  30 ميلي متر بيشتر نشود.

 

 7 - 3        ارتفاع‌ و عرض‌ درها

 

 7 - 3 - 1   ارتفاع‌

 ارتفاع‌ درب‌  طبقه‌ ها بايد حداقل‌  195 سانتي متر  باشد .

 

 7 - 3 - 2   عرض‌

 عرض‌ مفيد درب‌  طبقه‌ ها ، نبايد بيشتر از  5 سانتي متر از عرض‌ درب‌  كابين‌ ،از هر طرف‌ بيشتر باشد ،مگر آنكه‌ تمهيدات‌ لازم‌ جهت‌ پيشگيري‌ و ايمني‌ ، انجام‌ گيرد .

 

 7 - 4        آستانه‌ ها ،ريلهاي‌ راهنما ، متعلقات‌ درب‌

 

 7 - 4 - 1   آستانه‌ ها

 درب‌ ورودي‌ طبقه‌ بايد بمنظور مقاومت‌ كافي‌ در برابر نيروهايي‌ كه‌ در هنگام‌ بارگيري‌ كابين‌ به‌ آن‌ وارد مي‌ آيند ، داراي‌ آستانه‌ يا چهارچوب‌ باشد . بمنظور جلوگيري‌ از ورود آب‌ به‌ داخل‌ چاه‌ مي‌ توان‌ شيب‌ مناسبي‌ در كف‌ آن‌ ايجاد كرد .

 

 7 - 4 - 2   ريلهاي‌ راهنماي‌ درها

 

 7 - 4 - 2 - 1    درهاي‌ طبقه‌ بايد بگونه‌ اي‌ طراحي‌ شوند تا در حين‌ عملكرد عادي‌ و در انتهاي‌ مسير از ريل‌ خارج‌ نشوند و همچنين‌ جابجا نشده‌ و گير نكنند.

 

 7 - 4 - 2 - 2    درهاي‌ خودكار افقي‌ طبقه‌ ها ، بايد از سمت‌ بالا و پايين‌ داراي‌ ريل‌ بوده‌ و هدايت‌ شوند .

 

 7 - 4 - 2 - 3     درهاي‌ خودكار عمودي‌ طبقه‌ ها بايد از سمت‌ چپ‌ و راست‌ داراي‌ ريل‌ بوده‌ و هدايت‌ شوند .

 

 7 - 4 - 3   آويزان‌ كردن‌ درهاي‌ خودكار عمودي‌

 

 7 - 4 - 3 - 1     در لته‌ هاي‌ درهاي‌ خودكار عمودي‌ طبقه‌ ها ، بايد با دو قطعه‌ جداگانه‌ ، آويزان‌ شوند.

 

 7 - 4 - 3 - 2     ضريب‌ ايمني‌ قطعات‌ آويزان‌ كننده‌ بايد حداقل‌ 8  باشد.

 

 7 - 4 - 3 - 3     قطر فلكه‌ هاي‌ طناب‌ فولادي‌ آويز ، بايد حداقل‌ 25 برابر قطر طناب‌ طناب‌ فولادي‌ باشد.

 

 7 - 4 - 3 - 4     طنابهاي‌ فولادي‌ و زنجيرهاي‌ آويز درها در برابر خارج‌ شدن‌ از شيار قرقره‌ ها و دنده‌ زنجيرها،  بايد محافظت‌ شوند. 

 

 7 - 5         حفاظت‌ در عملكرد درها

 

 7 - 5 - 1   كليات‌ :

 طراحي‌ درها بايد بگونه‌ اي‌ باشد تا خطر ايجاد جراحت‌ يا آسيب‌ ديدگي‌ ناشي‌ از گير كردن‌ بين‌ در را تا حد امكان‌ كاهش‌ دهد.

 

 7 - 5 - 2   درهاي‌ خودكار مجهز به‌ نيروي‌ محركه‌

 

 7 - 5 - 2 - 1     طراحي‌ اين‌ نوع‌ در ،بايد طوري‌ باشد تا آسيب‌ ديدگي‌ اشخاص‌  بعلت‌ برخورد به‌ در تا حدامكان‌ كاهش‌ يابد . شرايط‌ و الزامات‌ زير بايد برآورده‌ شوند :

 

 7 - 5 - 2 - 1 - 1    درهاي‌ با نيروي‌ محركه‌ خودكار

 

 7 - 5 - 2 - 1 - 1 - 1     نبايد نيرويي‌ بيش‌ از 150 نيوتن جهت‌ جلوگيري‌ از بسته‌ شدن‌ در ، لازم‌ باشد . اين‌ اندازه‌ گيري‌ در يك‌ سوم‌ ابتداي‌ حركت‌ درب  انجام‌ نمي‌ گردد.

 

 7 - 5 - 2 - 1 - 1 - 2     انرژي‌ جنبشي‌ درب‌ طبقه‌ و قطعات‌ مكانيكي‌ نصب‌ شده‌ بر آن‌ ، باسرعت‌ ميانگين‌ بسته‌ شدن‌ ، اندازه‌ گيري‌ و محاسبه‌ شود  و نبايد از  6 ژول  بيشتر شود .

 

7 - 5 - 2 - 1 - 1 - 3      وسيله‌ اي‌ حفاظتي‌ بايد تعبيه‌ گردد تا در هنگام‌ بسته‌ شدن‌ درب‌ ، در صورتيكه‌ شخص‌ بين‌ درها گير كرده‌ باشد و يا در حال‌ گير كردن‌ باشد بتواند بطور خودكار موجب‌ باز شدن‌ مجدد درب‌ گردد.

                 الف‌ -  اين‌ وسيله‌ حفاظتي‌ ميتواند در ، درب‌ كابين‌ تعبيه‌ شود .(بند 8-7-2-1-1-3 را ببينيد )

                 ب‌  -  عملكرد اين‌ وسيله‌ در  50 ميلي متر انتهاي‌ مسير حركت‌ ضرورتي‌ ندارد.

 ج‌  -  در حالتي‌ كه‌ سيستم‌ اين‌ وسيله‌ حفاظتي‌ پس‌ از مدت‌ زماني‌ آن‌ را غير فعال‌ ميسازد تا بطريقي‌ رفع‌ مانع‌ شود، انرژي‌ تعريف‌ شده‌ در بالا ، نبايد از  4 ژول بيشتر شود.

 

 7 - 5 - 2 - 1 - 2   درهايي‌ كه‌ در هنگام‌ بسته‌ شدن‌ تحت‌ كنترل‌ دائمي‌ مصرف‌ كننده‌ ميباشند (مثلا با فشار دگمه‌ ) اگر انرژي‌ جنبشي‌ محاسبه‌ شده‌ در 7-5-2-1-1-2 از  10 ژول بيشتر شود، سرعت‌ ميانگين‌ سريعترين‌ لته‌ بايد كمتر از 0.3  متر بر ثانيه باشد.

 

 7 - 5 - 2 - 2       درهاي‌ خودكار عمودي‌

 اين‌ نوع‌ درهاي‌ خودكار تنها براي‌ آسانسور هاي‌ خودروبر ساختمانهاي‌ خصوصي‌ و آسانسورهاي‌ حمل‌ و نقل‌ بار و مسافر مجاز ميباشند .

 چنانچه‌ تمامي‌ شرايط‌ زير برقرار باشد ، بسته‌ شدن‌ اين‌ نوع‌ درها با نيروي‌ محركه‌ مجاز است‌ :

                 الف‌ -  بسته‌ شدن‌ بافشار دائمي‌ دگمه‌ اي‌ همراه‌ باشد.

                  ب‌  -  ميانگين‌ سرعت‌ بسته‌ شدن‌ لته‌ ها كمتر از  0.3  متر بر ثانيه باشد .

                  پ‌  -  همانگونه‌ كه‌ در بند 8-6-1 پيش‌ بيني‌ شده‌ ، درب‌ كابين‌ از نوع‌ مشبك‌ باشد.

  ت‌  -  حداقل‌ دو سوم درب‌ كابين‌ قبل‌ از آنكه‌ درب‌ طبقه‌ شروع‌ به‌ بسته‌ شدن‌ نمايد، بسته‌ شده‌ باشد.

 

 7 - 5 - 2 - 3 ساير انواع‌ درها

 در مورد درهاي‌ نوع‌ ديگر (بطور مثال‌ در لولا دار) مجهز به‌ نيروي‌ رانشي‌ كه‌ در هنگام‌ باز و بسته‌ شدن‌ درب‌  ،احتمال‌ ضربه‌ به‌ افراد وجود دارد ، تمهيدات‌ مربوط‌ به‌ درهاي‌ خودكار مجهز به‌ نيروي‌ محركه‌ ،در اين‌ موارد نيز بايد انجام‌ گيرد .

 

 7 - 6        روشنايي‌ موضعي‌ و چراغهاي‌  نشانگر حضور كابين‌

 

 شدت‌ روشنايي‌ طبيعي‌ و يا مصنوعي‌ طبقه‌ در نزديكي‌ درب‌ طبقه‌ و در كف‌ آن‌ بايد حداقل‌  50 لوكس باشد ، بطوريكه‌ حتي‌ اگر چراغ‌ آسانسور خراب‌ باشد ، وقتي  استفاده‌ كننده‌  درب طبقه‌ را باز ميكند ، بتواند براحتي‌ هر چه‌ در جلويش‌ قرار دارد ، را  تشخيص‌ دهد .

 

 7 - 6 - 2      نشانگر حضور كابين‌

 

 7 - 6 - 2 - 1     در صورتيكه‌ درب‌ طبقه‌ بطور دستي‌ كار مي‌ كند ، استفاده‌ كننده‌ بايد قبل‌ از باز نمودن‌ در ،بطور كاملاً  واضحي‌ از وجود كابين‌ در محل‌ آگاه‌ شود.

 

 7 - 6 - 2 - 2     بمنظور فوق‌ ، يكي‌ از شرايط‌ زير بايد برقرار باشد.

 الف‌ -  يك‌ يا چند قسمت‌ از سطح‌ درب‌ ، بايد با در نظر گرفتن‌ موارد زير شفاف‌ باشد تا نور را از خود عبور دهد.

                         1 -  داراي‌ مقاومت‌ مكانيكي‌ كافي‌ طبق‌ بند 7-2-2 باشد .

                         2 -  داراي‌ ضخامت‌ حداقل‌  6  ميلي متر باشد.

 3 -  حداقل‌ سطح‌ شيشه‌ خور براي‌ هر درب‌ طبقه 0.015  مترمربع باشد بطوريكه‌ مساحت‌ قسمت‌ شفاف‌   حداقل‌0.01  مترمربع باشد.

 4 -  با پهناي‌ حداقل‌  60 ميلي متر و حداكثر  150 ميلي متر  ميباشد لبه‌ پاييني‌ بخشهاي‌ شفاف‌ كه‌ پهن‌ تر از  80 ميلي متر است‌ ، بايد حداقل‌ يك‌ متر بالاتر كف‌ باشد.

  ب‌ -  نشانگر حضور كابين‌ در طبقه‌ بايد وقتي‌ كابين‌ در حال‌ ايستادن‌ است‌ روشن‌ شود ، ودر تمام‌ زماني‌ كه‌ كابين‌ در طبقه‌ ساكن‌ مانده‌ است‌، روشن‌ بماند.

 

 7 - 7         كنترل‌  بسته‌ و قفل‌ شدن‌ درب‌  طبقه‌

 

 7 - 7 - 1   حفاظت‌ در برابر خطر سقوط‌

 در كاركرد عادي‌ باز كردن‌ درب‌  طبقه‌ و يا هريك‌ از لته‌ ها(در مورد درهاي‌ چند لته‌ اي‌ ) نبايد امكانپذير باشد مگر آنكه‌ كابين‌ در حالت‌ توقف‌ بوده‌ و يا در حال‌ رسيدن‌ به‌ نقطه‌ توقف‌ در منطقه‌ بازشوي‌ درب‌ باشد.

 منطقه‌ باز شدن‌ نبايد بيش‌ از  0.2  متر در پايين‌ تراز طبقه‌ امتداديابد.

 در صورتي‌ كه‌ در كابين‌ ودرهاي‌ خروجي‌ بطور همزمان‌ عمل‌ نمايند، منطقه‌ باز شدن‌ درب‌  مي‌ تواند به‌ حداكثر  0.35  متر در بالا و پايين‌ تراز طبقه‌ امتداد يابد.

 

 7 - 7 - 2   پيشگيري‌ از قيچي‌ شدن‌ بين‌ كابين‌ و درب‌ طبقه‌

 7 - 7 - 2 - 1 در صورت‌ باز بودن‌ درب‌  طبقات‌ يا بازبودن‌ يكي‌ از لته‌ هاي‌ آن‌ (در مورد درهاي‌ چند لته‌اي‌ ) حركت‌ عادي‌ كابين‌ ياادامه‌ حركت‌ آن‌ نبايد امكان‌ پذير باشد. اگرچه‌ ، عمليات‌ مقدماتي‌ قبل‌ از شروع‌ حركت‌ ميتواندانجام‌ شود.

 

 7 - 7 - 2 - 2 موارد استثناء

 حركت‌ آسانسور با درب‌ باز در محدوده‌ هاي‌ زير مجاز است‌ :

 الف‌ -  در منطقه‌ بازشوقفل‌، كه‌ امكان‌ تراز كردن‌ يا تراز مجددكابين‌ نسبت‌ به‌ كف‌ طبقه‌ را فراهم‌ نمايد، مشروط‌ بر اينكه‌ شرايط‌ بند 14-2-1-2 فراهم‌ گردد.

ب‌  -  در منطقه‌ اي‌ كه‌ تا حداكثر ارتفاع‌  165 سانتي متر بالاتر از تراز طبقه‌ ، امتداديافته‌ بطوريكه‌ امكان‌ بارگيري‌ توسط‌ استفاده‌ كنندگان‌ مجاز را (مقدمه‌ عمومي‌ 0-6-2 را ببينيد) ممكن‌ سازد.

                علاوه‌ بر فراهم‌ نمودن‌ شرايط‌ بندهاي‌ 8-4-3 و 14-2-1-5 ،موارد زير بايد فراهم‌ شود.

 1 ) در اين‌ حالت‌ ارتفاع‌ مفيد از كف‌ كابين‌ تا زير چهارچوب‌ فوقاني‌ درب‌  طبقه‌ كمتر از 2 متر نباشد.

 2 ) مادام‌ كه‌ كابين‌ در اين‌ محدوده‌ قرار گرفته‌ ، بسته‌ شدن‌ درب‌  طبقه‌ بدون‌ هر گونه‌ عمل‌ خاص‌ بايد امكانپذير باشد.

 

 7 - 7 - 3   باز كردن‌ اضطراري‌ و قفل‌ كردن‌

 هر درب‌  خروجي‌ بايد به‌ يك‌ وسيله‌ قفل‌ كننده‌ مجهز باشد، بطوريكه‌ شرايط‌ بند 7-7-1 را تأمين‌ نمايد.اين‌ وسيله‌ بايد در مقابل‌ استفاده‌ نادرست‌ حفاظت‌ شود.

 

 7 - 7 - 3 - 1 پيش‌ از حركت‌ كابين‌ درب‌ بايد كاملا" قفل‌ شده‌ باشد. هر چند اعمال‌ مقدماتي‌ براي‌ حركت‌ كابين‌ مي‌ تواند انجام‌ گيرد.  قفل‌ بودن‌ ، بايد توسط‌ وسيله‌ ايمن‌ برقي‌ بر طبق‌ بند 14-1-2 تشخيص‌ داده‌ شود.

 

 7 - 7 - 3 - 1 - 1 كابين‌ تا هنگامي‌ كه‌ زبانه‌ قفل‌ كننده‌ حداقل‌ به‌ اندازه‌  7 ميلي متر بالنگه‌ درب‌ درگير نشده‌ ، نبايد قادر به‌ حركت‌ باشد .

 

 7 - 7 - 3 - 1 - 2 ارتباط‌ بين‌ يكي‌ از اجزاءاتصال‌ (كنتاكت‌ )كه‌ مدار را قطع‌ ميكند و وسيله‌اي‌ كه‌ بطور مكانيكي‌ قفل‌ ميشود بايد مستقيم‌ ساده‌ و حفاظت‌ شده‌ اما قابل‌ تنظيم‌ باشد.

 

7 - 7 - 3 - 1 - 3  در مورد درهاي‌ لولايي‌، قفل‌ بايد نزديكترين‌ فاصله‌ ممكن‌ به‌ لبه‌ هاي‌ عمودي‌ بسته‌ شو درب‌ ، عمل‌ نمايد،بطوريكه‌ حتي‌ اگر درها افت‌ يا نشست‌ پيدا كنند، صحيح‌ عمل‌ كند.

 

7 - 7 - 3 - 1 - 4  اجزاء قفل‌ كننده و اتصالات‌ آن‌ بايد در مقابل‌ ضربه‌ مقاوم‌ باشند و از فلز ساخته‌ شده‌ و يا با فلز تقويت‌ شوند.

7 - 7 - 3 - 1 - 5  استحكام‌ درگيري‌ زبانه‌ قفل‌ (اجزاءقفل‌ كننده‌) بايد بنحوي‌ باشد كه‌ اعمال‌ نيرويي‌ در جهت‌ باز شدن‌ ، مؤثر بودن‌ قفل‌ را كاهش‌ ندهد.

 

 7 - 7 - 3 - 1 - 6   قفل‌ بايد مقاومت‌ كافي‌ در آزمون‌ ضميمه‌ (ج‌ - 1) را داشته‌ باشد. بطوريكه‌ بدون‌ تغيير شكل‌ دايمي‌ در حاليكه‌ نيروهاي‌ حداقل‌ زير بر سطح‌ قفل‌ و در جهت‌ باز شدن‌ برآن‌ اعمال‌ ميشود، مقاومت‌ نمايد.

                 الف‌ ) 1000 نيوتن در مورد درهاي‌ كشويي‌

                  ب‌  ) 3000 نيوتن بر روي‌ زبانه‌ قفل‌ در درهاي‌ لولايي‌

 

 7 - 7 - 3 - 1 - 7 عمل‌ قفل‌ شدن‌ و تداوم‌ آن‌ بايد توسط‌ نيروي‌ جاذبه‌ زمين، ‌ آهنرباي‌ دائمي‌ يا فنر انجام‌ گيرد. فنرها در هنگام‌ قفل‌ شدن بايد با فشردگي‌ عمل‌ كنندو داراي‌ حركت‌ هدايت‌ شده‌ باشند، و به‌ اندازه‌اي‌ باشند كه‌ در لحظه‌ باز شدن‌ قفل‌ فنر بصورت‌ كاملا" فشرده‌ در نيايد و فضايي‌ بين‌ حلقه‌ هاي‌ آن‌ موجود باشد.

 در صورتي‌ كه‌ آهنرباي‌ دائمي‌ (يا فنر) به‌ هر دليلي‌ بنحو مطلوب‌ عمل‌ نكند،نيروي جاذبه نبايد باعث باز شدن قفل گردد. چنانچه تثبيت‌ اجزاء قفل‌ كننده‌ در محل‌ خود بوسيله‌ عمل‌ يك‌ مغناطيس‌ دائمي‌ صورت‌ پذيرد ، خنثي‌ نمودن‌ چنين‌ اثري‌ نبايد با وسايل‌ معمولي‌ مثل‌ حرارت‌ ويا ضربه‌ امكانپذير باشد.

 

 7 - 7 - 3 - 1 - 8 قفل‌ بايد در برابر خطر جمع‌ شدن‌ گرد و خاك‌ كه‌ ميتواند كاركرد مناسب‌ آنرا مختل‌ نمايد، حفاظت‌ شود.

 

 7 - 7 - 3 - 1 - 9 بازرسي‌ قطعات‌ عمل‌ كننده‌ بايد به‌ آساني‌ امكانپذير باشد. مثلاً بدنه‌ قفل‌ در اين‌ قسمتها ميتواند شفاف‌ باشد.

 

 7 - 7 - 3 - 1 - 10    در صورتيكه‌ كه‌ اتصالات‌ قفل‌ در داخل‌ جعبه‌ اي‌ قرار دارد پيچهاي‌ محكم‌ كننده‌ درپوش‌ بايد از نوعي‌ باشد كه‌ در هنگام‌ باز نمودن‌ درپوش‌ در سوراخها بمانند، و به‌ چاه‌ نريزند.

 

 7 - 7 - 3 - 2 باز كردن‌ اضطراري‌

 هر يك‌ از درهاي‌ طبقه‌ بايد از بيرون‌ به‌ كمك‌ كليد سه‌ گوشه‌ با ابعاد استاندارد طبق‌ پيوست‌ ب‌ قابل‌ باز شدن‌ باشد.

 اين‌ نوع‌ كليد تنها بايد همراه‌ بادستورالعملي‌ كه‌ حاوي‌ جزئيات‌ هشدارهاي‌ لازم‌ از وقوع‌ حوادثي‌ كه‌ در نتيجه‌ باز كردن‌ درب‌ ، بدون‌ قفل‌ نمودن‌ دوباره‌ آن‌ پايين‌ مي‌آيد ، به‌ افراد مسئول‌ داده‌ شود.

بعد از باز نمودن اضطراري چنانچه مانعي براي باز نگهداشتن درب طبقات وجود نداشته باشد ، درب بايد بطور خودبخود قفل شود.

 در صورتيكه‌ درهاي‌ طبقه‌ بوسيله‌ درب‌  كابين‌ باز وبسته‌ شود، وسايلي‌ ( مثل‌ فنرها و وزنه‌ ها ) بايد بسته‌ شدن‌ خودبه‌خود درب‌ طبقه‌ را وقتي‌ كابين‌ در خارج‌ از منطقه‌ باز شو قفل‌ قرار دارد و درب طبقه‌ به‌ هر دليلي‌ باز شود، تضمين‌ نمايند .

 

 7 - 7 – 4      وسيله‌ برقي‌ براي‌ اطمينان‌ از بسته‌ بودن‌ درب‌ طبقه‌ .

 

 7 - 7 - 4 - 1       هر درب‌ طبقه‌ بايد مجهز به‌ يك‌ وسيله‌ برقي‌ براي‌ اثبات‌ حالت‌ بسته‌ بودن‌ آن‌ مطابق‌ بند  14-1-2 باشد، طوري‌ كه‌ شرايط‌ مندرج‌ در بند 7-7-2 رعايت‌ شوند.

 

 7 - 7 - 4 - 2       در مورد درهاي‌ افقي‌ كشويي‌ طبقه‌ كه‌ با درب‌ كابين‌ بطور همزمان‌ عمل‌ ميكند، اين‌ وسيله‌ ميتواند با وسيله‌اي‌ كه‌ براي‌ اثبات‌ حالت‌ قفل‌ ميباشد يكي‌ باشند به‌ شرط‌ آنكه‌ قفل‌ شدن‌ منوط‌ به‌ بسته‌ شدن‌ مطمئن‌ درب‌ طبقه‌ باشد.

 

 7 - 7 - 4 - 3       در صورتيكه‌ درهاي‌ طبقات‌ لولايي‌ باشند اين‌ وسيله‌ بايد بر روي‌ لبه‌ بسته‌ شو درب يا بر روي‌ ابزار مكانيكي‌ كه‌ سبب‌ بسته‌ شدن‌ درب‌  ميگردد، نصب‌ شود .

 

 7 - 7 - 5      ويژگيهاي‌ مشترك‌ بين‌ وسايل‌ اثبات‌ بسته‌ بودن‌ و قفل‌ بودن‌ درب‌

 7 - 7 - 5 - 1 حركت‌ آسانسور توسط‌ اشخاص‌ از محلهايي‌ كه‌ بصورت‌ عادي‌ در دسترس‌ عموم‌ ميباشد، نبايد حتي‌ با پل‌ كردن‌ يك‌ سويچ‌ ايمني‌ با در طبقه‌ باز يا قفل‌ نشده‌ امكانپذير باشد.

 

 7 - 7 - 5 - 2 وسايل‌ واسطه‌ اي‌ كه‌ در ‌ قفل‌ استفاده‌ ميشوند بايد عملكردمثبت‌ داشته‌ باشند .(عملكرد مثبت‌ بدين‌ معناست كه‌ با برقراري‌ جريان‌،  قفل‌شدن‌ تأييد شود ).

 

 7 - 7 - 6      درهاي‌ كشويي‌ افقي‌ يا عمودي‌ چند لته‌ اي‌ كه‌ بطور مكانيكي‌ بهم‌ متصل‌ شده‌اند . در صورتيكه‌ درها از نوع‌ كشويي‌ افقي‌ يا عمودي‌ چند لته‌ اي‌ باشند و مستقيما" توسط‌ اتصالات‌ مكانيكي‌ بهم‌ مرتبط‌ باشند، انجام‌ موارد زير مجاز ميباشد :

 الف‌ -  قفل‌ كردن‌ يك‌ لته‌ بصورتيكه‌ اين‌ قفل‌ بتواند بتنهايي‌ از باز شدن‌ ساير لته‌ ها جلوگيري‌ كند

ب‌  -  نصب‌ وسايل‌ قفل‌ كننده‌ بهمان‌ صورت‌ كه‌ در بند 7-7-4-1 يا 7-7-4-2 براي‌ درهاي‌ تك‌ لنگه‌ توضيح‌ داده‌ شده‌ است‌

 

 7 - 7 - 6 - 2 در صورتيكه‌ اتصالات‌ مكانيكي‌ لته‌ ها از نوع‌ غير مستقيم‌ باشد (مانند سيم‌ فولادي‌ ، تسمه‌ يا زنجير ) طراحي‌ و ساخت‌ آن‌ بايد بگونه‌ اي‌ باشد تا در مقابل‌ نيروهاي‌ معمولي‌ پيشبيني‌ شده‌ مقاومت‌ لازم‌ را داشته‌ و بطور دوره‌اي‌ نيز از آنها بازديد شود.

 قفل‌ كردن‌ يك‌ لته‌ بطوريكه‌ اين‌ قفل‌ بتواند بتنهايي‌ از باز شدن‌ ساير لته‌ ها جلوگيري‌ كند بدون‌ نصب‌ دستگيره‌ مجاز ميباشد.

 وضعيت‌ بسته‌ بودن‌ ساير لته‌ ها كه‌ بسته‌ شدن‌ شان‌ بدون‌ استفاده‌ از وسايل‌ قفل‌شونده‌ صورت‌ گرفته‌، بايد توسط‌ محافظهاي‌ الكتريكي‌ و مطابق‌ بند 14-1-2 تضمين‌ گردد.

 

 7 - 8        بستن‌ درهايي‌ كه‌ بطور خودكار عمل‌ ميكنند

 

 درهاي‌ طبقات‌ كه‌ بطور خودكار عمل‌ ميكنند ، در زمان‌ كاركرد عادي‌ ، در طول‌ يك‌ بازه‌ زماني‌ مشخص‌ ، بايد بسته‌ شوند . اين‌ بازه‌ زماني‌ براساس‌ ترافيك‌ آسانسور ،در طول‌ زماني‌ كه‌ فرمان‌ حركت‌ كابين‌ داده‌ نشده‌ ، تنظيم‌ ميگردد.

 

ادبيات زندگي (3)

بنام خداوند جان آفرين                   حكيم سخن در زبان آفرين

بنام خداوند جان و خرد                  كزين برتر انديشه برنگذرد

 

سلام بر همه مهربانان 

ادبيات زندگي (3)

در ادامه قسمت اول  و دوم اين مجموعه ، مطالب ديگري با نام آموخته هاي چارلي چاپلين كه در واقع بيان اعتقادات اين هنرمند مهربان راجع به  بخشهايي از زندگي مي باشد ، بعنوان قسمت سوم ، بشرح زير تقديم خوانندگان مي گردد :

 

براي مطالعه مطلب ، لطفاً روي ادامه مطلب زير كليك كنيد .

ادامه نوشته

قابل توجه مهندسان ناظر

بنام خداوند جان آفرين                   حكيم سخن در زبان آفرين

بنام خداوند جان و خرد                  كزين برتر انديشه برنگذرد

سلام بر همه مهربانان


قابل توجه مهندسان ناظر

صدور پروانه اضافه اشكوب ( طبقه) ممنوع است


با توجه به اينكه تصميم داشتم كه اين مهندسين تازه پروانه اشتغال گرفته و امضاء فروشان مفت قيمت را اصلاً هيچگونه راهنمايي نكنم ؛ تا از مواهب زندان و كميسيون ماده 100 و محروميتهاي قانوني در مقابل فروش ناچيز امضاهايشان ، بهره مند گردند ؛ ولي بازهم دلم نيامد و اين مطلب شايد اولين و آخرين راهنمايي باشد كه به اين دسته از همكاران مي نمايم .

عزيزان همكار شما ارزش و مقام يك مهندس راه و ساختمان و يا عمران را با فروش امضاهايتان به مفت نزد عام و خاص ، آنچنان بي مقدار كرديد كه هر فرد عامي و بيسوادي هم در اثر كوچكترين حادثه ساختماني كه اتفاق مي افتد ، فقط مهندس ناظر را مقصر مي داند و هزاران ناسزا و بد و بيرا نصيبش مي كنند . من منكر اين موضوع كه قصور مهندس ناظر در انجام وظايفش وقوع حوادث آنچناني را رقم مي زند ، نيستم ؛ بواقع مهندس ناظر بايد حضورش را در پروژه اي كه مسئوليت نظارتش را بعهده مي گيرد ؛ چنان پررنگ كند كه اينگونه اتفاقات نيفتد . يعني بايد حداقل در هر روز از مراحل اجرايي بخصوص هنگام عمليات اجرايي مهم و خطر آفرين در محل پروژه حضور داشته باشد ، ولي شما تقصير نداريد ، چون مبلغي را كه بابت اين نظارت و امضاهايتان گرفته ايد ؛ چنان ناچيز است كه فقط براي همان امضاها و گواهي محضريشان كفايت مي كند . ولي قانوناً شما مهندس ناظر مسئول تمام اتفاقات پروژه هستي ، حتي اگر كارگري در اثر قصور مالك در ايجاد مسائل ايمني ؛ خداي ناكرده بلايي سرش بيايد .

همانطور كه همه مي دانيم ، در قانون تجارت ، وقتي چيزي ارزش زياد و يا كمي مي يابد ( گران يا ارزان مي شود ) بستگي به عرضه و تقاضا دارد . و در حال حاضر چنان مقوا بدست بيكار در اين اجتماع زياد شده ( عرضه ) كه ناچاراً برگه يا اعتبار امضايشان كاهش يافته است ( تقاضا ) . لذا با توجه به فروش امضاهايي حتي به مبلغ صد هزارتومان براي ساختماني كه ارزش ميليارد توماني دارد و براي مالك و يا سازنده سودي چند صد ميليوني دارد ؛ ارزش كار يك مهندس فقط صد هزارتومان است !!!! چه كرديد با نام مهندسي ! چقدر اين نام مقدس را نزد عام و خاص تحقير كرديد . اگر كساني مقالات قبلي مرا نخوانده اند ؛ بروند و مقاله اي را كه در اسفند ماه گذشته در را بطه با مقام و بزرگداشت روز مهندسي نوشته ام ، بخوانند تا به ميزان مقدس بودن نام مهندس ، پي ببرند . ننگمان باد كه ديگر رويمان نمي كند كه در يك جمعي بگوئيم كه ماهم مهندس باصطلاح عمران هستيم . تا اين موضوع را مثلاً در يك مهماني خانوادگي مطرح مي كنيم ؛ فوري صحبت نقل مجلس مي شود ، شاهكارهاي مهندسان برگه فروش ! آن دور دورها ، آن زماني كه نظام مهندسي وجود نداشت ! ، مهندسي نام مقدسي بود در ايران و بالاترين مقام و درآمد را در بين همه مهندسان ، مهندسان ساختمان داشتند . اي برگه فروشان ، هيچ مي دانيد چه خيانتي به اين عنوان و اين رشته كرديد . البته تقصيرات همه بگردن شمانيست ، تقصير آنهايي است كه مدتي بيش از چهار سال شما را در يك به اصطلاح دانشگاهي در يانقوذ آباد معطل كردند تا سرگرم باشيد و بعد هم يك مقوايي بنام پايان نامه مهندسي به شما دادند و فكر كرديد ديگر مهندس شده ايد و آمديد به امضاء زدن زير مدارك و نقشه هاي ساختماني و امضاهايتان بايد توسط دفاتر اسناد رسمي تائيد مي شد و .... خود اينها هم عالمي جذاب دارد ! نه ؟ دروغ مي گويم ؟

البته از تمام مهندسان با سواد ؛ با شعور ، لايق ؛ توانا ؛ شريف و انسان جامعه عذر خواهي مي كنم كه چنين مطالبي را عنوان مي كنم ، ولي باور كنيد كه از اين موضوعات دست و پنجه هاي اين مقوا بدستان ديگر بستوه آمده ام . بحدي كه چندين با خواسته ام كه مقواي خودم را پاره كنم .

براي اينكه متوجه منظورم شويد ؛ خاطره اي از خاطرات زشت و زيبايم را برايتان نقل مي كنم . در شركني سمت معاونت قني و اجرايي داشتم و قصد داشتم چند مهندس استخدام كنم . از آنجائيكه شرافتاً نمي توانم كسي را از جاي قبلي اش منفك كنم و استخدام كنم و بعد از چند روز متوجه شوم كه آن مهندسي كه مي خواسته ام نيست و جوابش كنم و بقول معروف از اينجا رانده و از آنجا مانده اش كنم ، سوالاتي را بعنوان يك آزمون تهيه كردم و از بين تعداد بسيار زياد رزومه هاي رسيده ، بهترينشان را كه حدود 40 نفر بودند ، انتخاب و برايشان وقت مصاحبه يا همان جواب دادن به سوالات را تعيين كردم . اين سوالات را به اين مهندسان مي دادم كه پاسخ دهند چند مرده حلاجند و در انتخاب خود ، بدليلي كه در بالا توضيح دادم ، با مشكل مواجه نشوم . زيرا الا ماشالله هيچ كدام از اين مهندسان هنگام مصاحبه و روزمه نويسي به زبان فارسي و لاتين و تعداد متعدد شماره موبايل همراه اول و ايرانسل و چندين نوع ايميل با نامها ي مختلف و گذراندن دوره هاي فلان موسسه و ... كم نمي آورند . و در واقع با يك رزومه و يك مصاحبه نمي توان ، در واقع فرد يا افرادي را استخدام كرد كه فردا مجبور نباشي جوابشان كني .

جان كلام اينكه فرزندم در آن موقع در كلاس دوم راهنمايي در يكي از اين مدرسه هاي درجه يك تهران كه دبدبه و كب كبه اي رياد دارد و ....... و با نابود كردن مخ اين طفل معصومها ، مي خواهند بگويند كه ما اينيم ؛ درس مي خواند و مسائل هندسه اي به او بعنوان تكليف خانه داده بودند كه حل كند . چون در واقع مسئله ها براي اين كلاس و اين سن ثقيل بودند ، دو تا از آنها را نتوانست حل كند و از من كمك خواست . مسائل را براي فرزندم حل كردم ولي بيچاره مخش تيليت شد تا فهميد . از قضا مناسب ديدم كه همان دو مسئله هندسه را در سوالات استخدامي قرار دهم . تعدادي محدودي از اين 40 نفر فقط يكي از اين دو مسئله را حل كردند و بقيه نتوانستند !!! كپي همان برگه ها ( پاسخهاي مهندسان ) راا با اينكه چند سال از اين موضوع مي گذرد هنوز دارم كه بقول معروف شماره داوطلبي روي آن نوشته شده است . يعني هم نام مهندس وجود دارد ؛ هم شماره تلفن ؛ هم جائيكه بهش مقوا داده اند ! اينها را براي اين نگاه داشتهام كه اگر روزي دستم به وزير آموزش و پرورش و يا رئيس دانشگاه ....... رسيد ، به آنها بگويم كه سروران محترم يكي تان در اينجا كارش مي لنگه ! و ذكر و عنوان اين مسئله در اينجا براي اين بود كه نگوئيد تهمت مي زنم ، بدانيد كه مدرك هم دارم ولي اين كاغذها نزد من محفوظ خواهد بود و آبروي كسي را نخواهم برد .بگذريم بريم سراغ اصل مطلب .

همانطور كه اشاره كردم حوادثي هرچند وقت يكبار در اثر صرفه جوئيهاي مالكين كه سودهاي كلان آنچناني مي خواهند ببرند ، اتفاق مي افتد و فوري در تمام روزنامه ها و جرايد منعكس مي شود ، تمام لعن و نفرين ها نصيب تمام مهندس ساختمان بطور عام مي گردد . همان چيزي كه در روزهاي باراني كه اتومبيلها ، آبهاي كف خيابانها را به سر و روي مردم مي پاشند ، اتفاق مي افتد !!!!!!

چنانچه همين جرايد را بخصوص صفحه حوادث شان را ورق بزنيم ،روزي نيست كه كاميون تريلي با مارك هوو ( ساخت چين ؛ غير استاندارد كه وارد كننده و مسئول خدمات پس از فروش اش شركت ايران خودرو ديزل است ) باعث مرگ چندين نفر نشده باشد . تازه اين فسمتي از اين حوادث است كه در جاهايي اتفاق مي افتد كه خبرنگاري وجود دارد و مردمي شاهد قضايا هستند ، خيلي از اين حوادث در جاهائي اتفاق مي افتد كه خبري از آن در جايي درز نمي كند. بطور خلاصه بگويم ، حوادث حاصله از كاميون هووي چيني شايد هزاران برابر حوادث غفلتهاي شما مهندس ناظر باشد ، ولي آيا توجه مردم به اين مسئله جلب شده و يا جلب مي شود ؟ مي داني چرا مردم شما را زير زره بين دارند ؟ مي داني كه عوايد و سود فروش كاميون هووي چيني چقدر است ؟ مي داني كه همين امضاهايي كه شما به قيمت مفت مي كني ، چقدرش به جيب دلالي مي رود كه هيچگونه سهم قانوني و مجازاتي و مسئوليتي در اين رابطه ندارد ؟ مي داني كه اين شركتهاي به اصطلاح حقوقي كه بابت اجاره پروانه جنابعالي براي يك سال ، مبلغ ناچيزي نصيب شما مي گردانند ، چقدر بهره مي برند ؟ خوشبختانه شوراي شهر تهران همه چيز را برملا كرد كه اين شركتها ، شناسنامه ساختمان تهيه مي كرده اند و از هر مالك براي تهيه هر شناسنامه ساختمان مبالغي حدود پانصد ميليون تومان و يا ميلياردي مي گرفته اند ( نقل از جلسات شوراي شهر مندرج در روزنامه همشهري ) . آيا از اين موضوعات ، خبرداري و يا خبر داشته اي ؟ مي داني كه اين شركتها را تو و امثال من نمي توانسته اند تاسيس كنند ؟

شما را بخدا ، قدري بينديشيد ، نگذاريد اينقدر تحقيرتان كنند .

علي ايحال چند روز پيش يكي از اين دفاتر به اصطلاح دلال امضاء با من تماس گرفت و خواستار ارائه و يا امضاي برگه اي براي اشكوب يك ساختمان شد ( البته اين را بگويم از سال 1380 حتي يكعدد از اين امضاها نكرده ام و فعاليتي در اين رابطه نداشته ام ) . خلاصه پس از كمي پرس و جو كه تلفن مرا از كجا آورده اي و ... با آنكه مي دانستم از سال 1387 اين موضوع اشكوب ممنوع اعلام شده و حالا اين بابا ، مي خواهد چه سوء استفاده اي از اين موضوع بكند ، خودم را به آن راه زدم ( بقول چرچيل فكرهاي بزرگ در سر داشته باش ، ولي احمقانه عمل كن ) ، نهايتاً حتي رفتم و دفترشان را به آدرسي كه داده بودند ، پيدا كردم و نشستي هم با آنها داشتم ولي آنقدر ...... بودند كه بالاخره من نفهميدم كه اولاً آدرس و تلفن مرا از كجا آورده اند و دوماً اين اشكوبي كه ممنوع شده ، اينها با امضاي من و امثال من مي خواهند چه بلايي سر آن در بياورند .

حلاصه كلام اينكه اشكوب از سال 1387 توسط شوراي شهر ممنوع اعلام شده ؛ هچل و مچل تان نكنند !

در فرهنگ فارسي ، آشكوب يا آشكو و يا همين اشكوب به معني هر مرتبه از پوشش خانه كه به عربي طبقه ناميده مي شود ، آمده است . امروزه از لفظ اشكوب در شهرسازي استفاده مي شود . چند سالي است كه بحث اضافه اشكوب و مجاز بودن و نبودن آن مورد توجه شوراي شهر قرار گرفته است . در واقع با توجه به خطر وقوع زلزله يكي از تمهيداتي كه براي پائين آوردن خسارتهاي وارده در اثر وقوع زلزله مي توان انديشيد ، جلوگيري از ساخت ساختمانهايي است كه پس از پايان كار ، بخواهند طبقه ديگري به آن بيفزايند . در همين راستا در پنجم مرداد 1387 شوراي اسلامي شهر تهران مصوبه اي تحت عنوان «ممنوعيت صدور پروانه اضافه اشكوب » مشتمل بر يك ماده واحده و تبصره صادر كرد . به موجب اين مصوبه صدور هرگونه پروانه اضافه اشكوب در كليه مناطق شهر تهران ممنوع اعلام شد .

همچنين بر اساس تبصره اين ماده واحده ؛ در صورتي كه تعداد طبقات ساخته شده در ساختمان كمتر از تعداد طبقاتي باشد كه در جواز ( پروانه ) ساخت قيد شده است ، صدور اجازه تكميل طبقات ساختمان بر اساس پروانه صادره و محاسبات فني آن ، منوط به تحقق شرايط ذيل است :

الف – در صدور پروانه اوليه ، ضوابط شهرسازي و معماري و طرح هاي تفصيلي رعايت شده باشد .

ب – محاسبات فني ساختمان و اجراي آن مطابق با آخرين ويرايش آئين نامه هاي طراحي و مقررات ملي ساختمان و آئين نامه زلزله ( 2800 ) در زمان درخواست تكميل ساختمان باشد .

ج – تطابق با آخرين ويرايش آئين نامه هاي مذكور مندرج در بند « ب » صدر الذكر توسط مهندسان ذيصلاح حقيقي يا حقوقي ( محاسب ) داراي اجازه معتبر بصورت رسمي تائيد شود .

بنابراين از تاريخ ابلاغ اين مصوبه ، درخواست ساخت هرگونه اضافه اشكوب در كليه مناطق شهر تهران ، ممنوع شد و اگر شخصي مي خواست ( فعل ماضي ) ساختماني را بر اساس طرح جامع بسازد ، بايد بر اساس تعداد طبقاتي كه بناي ساختمان داشت ( مجدداً فعل ماضي يعني گذشته ) ، مطالعات لازم را انجام مي داد .

موفق باشيد . از خداوند بزرگ براي همگي تان آرزوي موفقيت و اعطاي درجات درك بالا را دارم . خدايا ؛ آن را كه شعور دادي ، چه ندادي . و آن را كه شعور ندادي ، چه دادي .

عضو كوچك و ناچيزي از مهندسان عمران ايران

هنر درست تصميم گرفتن

بنام خداوند جان آفرين         حكيم سخن در زبان آفرين

بنام خداوند جان و خرد           كزين برتر انديشه برنگذرد

سلام بر همه مهربانان


هنر درست تصميم گرفتن


بعلت وجود مشكلات و گرفتاريهاي مهندسان حقوق بگير و كارمند ، در رابطه با سختي هاي كار و درآمدها و تاخيرات پرداخت حقوقها و بطوركلي مسائل معيشتي كه از همه بيشتر گريبانگير مهندسين عمران شده ، در روزهاي گذشته تعدادي از دوستان با اينجانب تماس گرفته اند ، يا مشاوره خواسته اند و يا اينكه بعلت منفك شدن از كارشان ، دنبال كارميگردند و خواسته اند كه اگر ميتوانم كمكشان نمايم . در رابطه با تغيير كار و تصميم گيري دراينگونه موارد مطالبي را به نقل از يك مجله خارجي برايتان بيان مي دارم ، اميدوارم كه بتواند در تصميم گيريهايتان ، مثمر ثمر باشد .

علي ايحال اين نويسنده اي كه اين مطالب را نوشته خارجي بوده و نتيجتاً خبر از كارمند چند ماه حقوق نگرفته ايراني ندارد و تمام صحبت و راهنمائيهايش براي يك جامعه نسبتاً خوب است و در واقع صحبت از تغيير كاري از روي سيري مي كند . بهرحال مطالعه آن در بسياري از مواقع مي تواند كمك كننده باشد . بپردازم به مطالب مقاله كه در انتهاي آن ، منبع و مترجم آن را نيز نوشته ام .

كسي كه كارش را از دست داده دچار ناراحتي و گاه افسردگي مي شود و خود را فردي شكست خورده مي داند و در نتيجه بي ميلي او در جستجو براي يافتن كار ، اين تصور را تقويت مي كند .

اين مثال نمونه اي از بروز مشكل است ؛ يعني با اتخاذ راه حلي ، بر مشكلات اوليه فرد افزوده مي شود . اما اين در حالي است كه تجربه دروني فرد احتمالاً به او مي گويد كه در آن شرايط ، واكنش درستي نشان داده است . در اينجا در خصوص مديريت استرس و حل مشكلات ، دو روش مهم پيشنهاد مي شود :

1- ساختن با مشكلات

2- كنار آمدن با مشكلات با هيجانات عاطفي

در مورد روش اول يعني در سازش با مشكلات بايد با موقعيت هاي پرتنش مقابله كرد ؛ بطوري كه بتوان باعث تغيير و اصلاح آنها شد .

در روش دوم يعني كنار آمدن با مشكلات كه در موارد احساسي و عاطفي ، هم رنج و هم غم تابع اين وضعيت مي شود ؛ مقداري كار بغرنج تر و پيجيده تر مي شود . اگر موقعيت و شرايط تغيير ندادني را در نظر بگيريم ، پذيرش حالت احساسي و هيجاني مهمترين راه حل است . در اين روش بايد به فرد كمك كرد تا طرز فكر خود را در مورد آن موقعيت تغيير دهد ؛ مثلاً فرد بايد به اين نتيجه برسد كه از دست دادن شغلش بخشي از واقعيت ها در مورد نوع كار او است ؛ اين وضع ممكن است براي هر كسي پيش بيايد ، بدين ترتيب خودش را مقصر و ضعيف نمي داند .

روش دوم ، روشي است كه عموماً در برخورد با مشكلات ، آن را انتخاب مي كنند و همانطور كه اشاره شد ، مهمترين راه حل است ، بنابراين بايد بهترين راه حل را براي آن پيدا كرد . در روش دوم به مواردي كه در زير آمده داست ، توجه داشته باشيد .

گام اول : كنترل احساسات

براي اينكه بتوانيد درست فكر كنيد و در نتيجه بخوبي از عهده مشكلات برآئيد ، بايد ابتدا روي احساسات خود كنترل داشته باشيد . كنترل احساسات ، كليدي حياتي براي كنترل فشارهاي روحي است . براي دستيابي به اين امر بايد عقايد و نظراتي را كه بطور كلي باعث بوجود آمدن واكنشهاي احساسي و رفتاري شما در برخورد با واقعيت ها مي شوند ، تغيير داد يا آنها را اصلاح كنيد . مشكلات را مي توان به چند روش بررسي و حل كرد :

الف – شناسايي مشكل ( من از چه چيزي ناراحتم ؟ )

ب - انتخاب هدف ( چه چيزي مي خواهم ؟ )

ج – پيدا كردن روشهاي مختلف ( چه كاري مي توانم بكنم ؟ )

د – بررسي احتمالات و پيامدها ( چه پيش مي آيد ؟ )

ھ – تصميم درست و بموقع گرفتن ( چه تصميمي بگيرم ؟ )

و – بررسي روش اجرايي كردن تصميم ( چگونه عمل كنم ؟ )

ز – ارزيابي صحيح و منطقي از موقعيت حاصل ( چه نتيجه اي مي گيرم ؟ )

به مثالي در اينمورد توجه فرمائيد :

مري شغل خود را ترك كرد تا بتواند كار و شغل بهتري پيدا كند ، ولي بعد از اينكه مهارتهاي جديدي نيز آموخت ، نتوانست كار مناسبي پيدا كند . او مي خواست قبل از اينكه دوره آموزشي اش تمام شود ، كار جديدي را آغاز كند . او دوست داشت با موفق شدن در كار جديد ، مطمئن شود كه تغيير شغلش واقعاً بجا بوده است !

مري مي دانست كه به احتمال زياد ، اعتماد بنفس و موفقيت بعد از اينكه مدتي در اينكار تلاش كند ، حاصل خواهد شد ( نه قبل از آن ) ؛ اما چون تضميني براي اين موفقيت ها نبود ، احساس مي كرد اعتماد لازم را بخود ندارد تا بتواند پيشرفت كند .

مري دائم خود را سرزنش مي كرد كه شايدنبايد كارش را تغيير مي داد و به تدريج اميدش را براي موفقيت در كار جديد ، از دست مي داد . او وقتي مي ديد پيشرفت ديگران بيشتر از اوست با خود مي گفت : «چرا من نمي توانم موفق شوم ؟ »

توصيه :

آيا بهتر نيست در چنين مواقعي ياد بگيريم ، مشكلات را بگونه ديگري مطرح كنيم تا ديگر غيرقابل حل بنظر نرسند و در عوض بتوانيم مشكل را حل كنيم و پيروز شويم ؟

بهتر است ، ابتدا نقاط قوت ، توانايي ها و مهارتهاي خود را در زمينه حل مشكل شناسايي كنيم . اما اگر نمي توانيم آنها را بخوبي تشخيص دهيم ، بهتر است اهداف خود را بيان نمائيم و سپس مشخص سازيم كه چه چيزي مانع مي شود تا نتوانيم به آنها برسيم . فراموش نكنيد براي رسيدن به اهداف خود بايد بصورت مشخص و جزئي آنها را بيان كرد تا بتوان ميزان پيشرفت را هم بتدريج مشاهده كرد .

بايد از هدفهاي كلي ، مبهم و غير واقع بينانه پرهيز كرد . همچنين اهداف بايد در حيطه كنترل شما باشند ( طوري نباشد كه نتوانيد آنها را كنترل كنيد ) . مثلاً ؛ « همكارم بايد بيشتر كار كند و تمام مسئوليتها را بر دوش من نگذارد » . اين هدف در واقع مسئوليت دستيابي به هدف را منوط به همكاري مي كند كه هميشه از زير كار شانه خالي مي كند و با شما همكاري نمي كند !!!! .

چون مطلب بر گرفته از منبعي است كه نام منبع را در زير ذكر مي كنم ، قسمتهايي را كه خودم اضافه مي كنم ، با كامنت «سعيد سميعي : » مي نگارم .

سعيد سميعي :

بطور مثال يك مدير مهندسي در يك شركت بايد روابط تنگاتنگي را با مدير مالي آن شركت داشته باشد و در واقع اين روابط همكاري براي اهداف بلند مدت و يا كوتاه مدت شركتي است كه در آن كار مي كنند و حقوق مي گيرند و اهمال و كوتاهي هريك از اين دو باعث ايجاد ضربات و صدمات جبران ناپذيري به شركت مي شود . حال اگر مثلاً اين مدير مهندسي هيچگونه همكاري و يا همكاري كمي را با مدير مالي داشت و از صبح تا شب مشغول بيزينس خودش بود ! و يا برعكس مدير مالي ، خانمي بود كه نامزد كرده بود و يكسره يا با تلفن همراهش و يا با تلفن شركت با نامزدش در حال صحبت بودند و در اثر اين هواس پرتي ها و عدم همكاري ها ، مثلاً بعد از مدتي مدير مهندسي متوجه مي شد كه مبلغي مثلاً صد ميليون تومان شش ماه است در اختيار يك شركت فروشنده مواد اوليه است و مدير مالي خبري از آن ندارد و هيچگونه اعلامي در اينمورد ننموده است !!! و يا يك پيمانكار جزء از بي در و پيكري اين شركت ( در واقع عدم همكاري مدير مهندسي و مدير مالي باعث اين بي در و پيكري شده ) ، نهايت سوء استفاده را نموده و منكر دريافت دويست ميليون تومان پول شده و وقتي اين موضوع آشكار مي شود ، مرتباً اعلام مي دارد كه آخر يك ميليارد تومان هم پولي است كه مرتباً روي اعصاب من راه مي رويد ! و در نهايت محكوم مي شود و قبول مي كند كه آري در روز روشن دويست ميليون تومان را زده ام زيرش !!! البته نوش و گواراي وجود چنين آدمهاي زرنگي كه در اثر ناهماهنگي و عدم همكاري مديران و همكاران مختلف يك شركت ، جنين پولهايي را به جيب مي زنند . در واقع اينگونه افراد نان ذكاوت ، هشياري و ذكاوتشان را مي خورند !!!!. همانظور كه خداوند آدميان باهوش و زيرك و دانا را آفريده ، در مقابل آدميان ....... را نيز آفريده كه هر فردي يك مابه ازايي داشته باشد!!!!! . در اين رابطه ضرب المثل مشهوري نيز داريم كه مي گويد: تا ابله در جهان است مفلس در نمي ماند . بعضي وقتها يك سري مجانيني هم پيدا مي شوند و مچ اين افراد زرنگ را مي گيرند ( از 100 نفر آدم زرنگ 95 تايش به آرامي از ميدان مي گذرد و 5 نفر آنها گير مجانين مي افتند ) براي اين مچ گيري ها به اين مجانين نه پشيزي مي دهند ، نه حتي يك تشكر خشك و خالي مي كنند . شخصاً شاهد بوده ام كه مديري با نهايت عدم همكاري ساير همكاران ( حتي حسادت بخل و بدبختي همكاران با وي بحدي بود كه نامش را هم در ليست بيمه به قصد ننوشتند ) ميلياردها تومان از آدم هاي كه سر يك شركت را كلاه گذاشته پس گرفت ، و همان شد كه عرض كردم .

گام دوم : هدفمند بودن

هدفي كه در اين مورد مي توانيد براي خود تعيين كنيد ، مي تواند به اين صورت باشد : « مي خواهم ياد بگيرم صريح و قاطع باشم تا بتوانم با ديگران درباره مشكلاتي كه برايم پيش مي آورند صحبت كنم و با همديگر تغييرات لازم را به عمل آوريم » .

گام سوم : انتخاب راه حل مناسب

شما مي توانيد به راه حلهاي مختلفي كه پيش رو داريد ، بخوبي توجه كنيد و بهترين آنها را برگزينيد . اگر شروع كردن اين كار براي خودتان سخت است ، مي توانيد از دوستانتان بخواهيد كه راه حلهايي را به شما پيشنهاد بدهند و پس از آن پيامدهاي ناشي از هر تصميم را هم بخوبي بررسي كنيد و نهايتاً خودتان تصميم بگيريد و چنانچه تصميمتان پيامد ناخوشايندي داشت ، هيچ گناهي را به گردن دوستي كه شما را راهنمايي كرده است نيندازيد . در اين مرحله بايد از مزايا و مضرات همه راه حلهايي را كه در ذهن خود داريد ، بخوبي بررسي كنيد تا مطمئن شويد بهترين راه كدام است.

بعد از اينكه تمام مراحل تصميم گيري را پشت سر گذاشتيد ، حالا بايد آن را اجرا كنيد و مطمئن باشيد كه موفق خواهيد شد و اطمينان كافي داشته باشيد .

نكته مهم :

يك نكته مهم را بخاطر داشته باشيد و آن اين است كه اگر مي خواهيد گام درستي براي مبارزه با مشكلات خود برداريد ، فراموش نكنيد كه تصميم گيري همواره با ريسك كردن و احتمال وجود خطر و كسب تجربه توام است .

در واقع خطر كردن نشانه سلامت رواني است ؛ زيرا شخصي كه اينگونه عمل مي كند ، نشان مي دهد كه دوست دارد به اهداف بلند پروازانه خود برسد . از شكست و بد شانسي نمي هراسد و مي خواهد زندگي پرماجراتري داشته باشد و خود را در زندگي محدود نكند . با وجود اين توجه داشته باشيد كه منظور اين نيست كه خطر كردن هميشه مثبت و مطلوب است ، بلكه اين بدان معناست كه در هر موردي كه مي خواهيد خطر كنيد ، خوب به جوانب آن فكر كنيد .

گام چهارم : تصميم گيري سريع

يكي از چيزهايي كه در مورد تصميم گيري مهم است ، اين است كه همه ما دوست داريم بتوانيم سريع تصميم بگيريم !

معمولاً از سريع تصميم گرفتن بعنوان خصوصيتي مثبت ياد مي شود . مانند افرادي كه مي توانند در شرايط بحراني ، خيلي روشن و سريع فكر كنند يا وقتي تصميمي گرفتند تا آخر پاي آن بايستند . اما تصميم گيري سريع هميشه درست از آب در نمي آيد . البته روشهاي تصميم گيري افراد با هم فرق مي كند. تصميم گيري افرادي بر سه گونه است :

1- كساني كه محتاطانه تصميم مي گيرند .

2- كساني كه نسنجيده تصميم مي گيرند .

3- كساني كه تحريك شده تصميم مي گيرند ( واي بسرنوشت اينگونه افراد كه خيلي بدبختند ) .

و يا به عبارت ديگر ، افراد در شرايط مختلف روشهاي متفاوتي را اتخاذ مي كنند ؛ مثلاً شايد شما در مورد تصميمهايي كه مربوط به شغلتان مي شود ، منطقي باشيد . اما در قضاوت درباره مردم بگونه اي ديگر رفتار نمائيد ، يا در مورد فرزندانتان نيز به شيوه اي ديگر .

تصميم گيري كاري تحليلي و خلاقانه است . خلاقيت شامل فرآيندي است كه تفكر متفاوت ناميده مي شود . تفكر متفاوت به معناي قبول ريسك هنگام فكر كردن است ، بگونه اي كه شايد طرز تفكر شما مغاير با منطق باشد يا بنظر ديگران درست نباشد و بي معني جلوه كند . بنابراين تفكر خلاقانه اغلب بيانگر كنار گذاشتن موقتي تفكر عاقلانه است تا در فكر شما ايده هاي جديدي بتواند ظهور كنند و ديدگاههاي جديدي پديد آيند . در واقع تغيير كردن ، در گرو مخاطره كردن است . خطر كردن به شما امكان مي دهد تا به خود اعتماد كنيد و با وجود تمام مشكلات ، خودتان را باور داشته باشيد . اميدتان را از دست ندهيد ، از اشتباهات خود تجربه بيندوزيد و شانس و امكان رسيدن به اهداف مهم را فراهم كنيد . ترديد در تصميم گيري جلوي خطر كردن را مي گيرد و تصميم گيري نسنجيده شما را از خطر كردن و جسور بودن مي ترساند . البته منافع و مضرات هركاري بايد به دقت بررسي شود . در تصميم گيري بايد خلاق بود . بنابراين بايد تمام جنبه هاي كار را بررسي كرد و به اصطلاح بدون ترس و دو دلي ، دل به دريا زد .

مطالب نقل از منبع : Friday Magazine ترجمه : خانم يكتا فراهاني

اعتقاد و التزام عملي به معاد

بنام خداوند جان آفرين                    حكيم سخن در زبان آفرين

بنام خداوند جان و خرد                     كزين برتر انديشه برنگذرد

سلام بر همه مهربانان

اعتقاد و التزام عملي به معاد

كامنت : حتماً بخوانيد

همانطور كه براي هر فرد مسلماني واضح است ، يكي از اصول دين پنجگانه شيعيان ، اعتقاد به معاد است ( ساير مذاهب اسلام از جمله سني ها نيز كه اصول دينشان سه گانه است ، همين معاد نيز يكي از اين سه اصل مي باشد ) بنابراين ، اعتقاد به معاد يكي از اصول دين تمام مذاهب و فرق اسلامي است . هرچند لازم به توضيح نيست و هر فرد مسلماني حتماً از معاني اصول دين خود با اطلاع است ، علي ايحال براي تكميل و يا مقدمه آنچه مي خواهم بيان نمايم ، محتصراً معني معاد را بازگو مي كنم . معاد يعني اعتقاد به دنيايي ماوراء اين دنياي فاني . معاد يعني اعتقاد به زندگي پس از مرگ . معاد يعني اينكه پس از مرگ و طي عالمي بنام عالم برزخ ، روزي بنام رستاخيز فرا مي رسد و تمام موجودات روي كره زمين ، در اين روز زندگي دنيوي و فاني شان به اتمام مي رسد و خورشيد و تمام ستاره ها ي منظومه شمسي ، خاموش مي شوند و حيات پايان مي يابد و تمام انسانها و موجودات در محكمه عدل الهي حاضر خواهند شد و در دادگاه عدل الهي از گفتار ، كردار و پندارهايشان كه در زمان حيات فاني شان انجام داده اند ، دفاع كرده و محاكمه مي شوند و زندگي جاويد براي دارندگان صفات نيكو شروع و ناصفتان نيز دوران مشقت بار زندگي جاويد خود را شروع مي كنند . بهمين دليل است كه هرگونه بي اعتنايي و بي احترامي به هريك از اصول دين مساوي است با كفر ، مساوي است با الحاد و ...... .

چند روز پيش در خبرهاي شهريور ماه در جرايد آمده بود كه وزير امور خارجه كره جنوبي ( يوميونگ هوآن ) بعلت سفارش استخدام دخترش در سمتي در سطح متوسط وزارتخانه متبوع خود متهم شده و به همين علت ، استعفاي خود را تقديم رئيس جمهور كرده و نكته جالب توجه اين بود كه پس از تمام تسويه حسابها و كنار رفتن از تمام مناسب دولتي و اجتماعي ، از اينكه با استخدام دختر خود براي مردم موجب دردسر شده و نگراني هايي را در اذهان عمومي مردمش باعث شده ، اظهار تاسف كرده است ( عذر خواهي كرده است ) . با خواندن اين مطالب يكباره به فكر فرو رفتم كه كساني كه در اعتقاداتشان چيزي بنام معاد و زنده شدن دوباره و حساب و كتاب پس دادن ، ندارند ، چه عاملي باعث مي شود كه تا اين اندازه از كار اشتباهي كه انجام داده اند ، متاسف باشند ؟ احتمالاً روانشناسان مي توانند پاسخ اين سوال را بدهند و آن اين است كه تمام انواع بشر با هر دين و مذهب و يا حتي بي دينان به خالقي توانا و يگانه اعتقاد دارند ، حال بعضي به زبان مي آورند و بعضي در قلبشان محفوظ مي دارند . و آن چيزي كه همه نوع بشر را به انجام كارهاي درست و نيك ترقيب و از كارهاي زشت و ناپسند وا ميدارد و همواره به او نهيب مي زند ، همان وجدان و يا ضميري ناخودآگاه است كه در درون بشر قرار داده شده است . مگر خدا فقط ما مسلمانان را آفريده و فقط ما را برترين انسانها قرارداده است . خداي محمد ، خداي همان بودايي هندي نيز هست ، خداي همان آتش پرست نيز هست ، خداي همان وحشي آدم خور آفريقايي نيز هست ، خداي همين وزير امورخارجه كره جنوبي نيز هست .

خداوند همه بندگانش را دوست دارد ولي كسي بيشتر نزد او ارج و مقام دارد كه نيكو ها و نيكي ها را بيشتر پاس بدارد . چه بسا همين وزير خارجه مستعفي و خطاكار ، چنان اعمال خوبي در پرونده خود داشته باشد كه مقامش در نزد خداوند بيشتر از يك مسلمان پيله به پيشاني باشد . آري وجدان يا همان ضمير ناخودآگاه بشري ، چيزي است كه در نهاد تمام نوع بشر قرارداده شده و اين تربيت خانواده و جامعه است كه باعث شكوفايي درجه به درجه اين ضمير و يا اصلاً شكوفا نشدن آن مي گردد ( همانندجانيان و آدم كشان تاريخ بشري . نابودكنندگان بزرگ بشريت همچون چنگيزخان مغول و هيتلر و ....... ) .

و اما واي بر ما كه پيامبري بعنوان راهنما برايمان آمد و راهنمائيمان كرد و بايدها و نبايدها را به ما گفت ، ولي آن مرد كره اي اين راهنما را نداشته است . آيا در يك امتحان براي دانش آموزي كه يك معلم خوب داشته و دانش آموزي كه اصلاً معلمي نداشته ، بايد يك نتيجه را متصور بود ؟ واي بحال روزي كه آن دانش آموزي كه اصلاً معلم نداشته ، نمره بهتري از دانش آموزي كه معلم خوبي هم داشته، بگيرد . خود شما خواننده گرامي در مورد اين دانش آموز چه قضاوتي مي كنيد ؟

علاوه بر پيامبرمان ، رهبران ديني و امامان معصومي هم داشته ايم كه دائماً بايدها و نبايدها را به ما تذكر داده اند ، مولايي همچو علي (ع) داشته ايم كه همواره ما را به عدالت و عدالت خواهي فراخوانده اند ، ولي آيا به اين دعوتها و فراخوانها جواب مثبتي داده ايم . همه ما گناهكاريم ، يا خودمان عامل خطا بوده ايم و يا خطاكار را ديده ايم و به هر علتي ، جلوي او را نگرفته ايم و سكوت كرده ايم .

نظر خوانندگان را به فرمان علي(ع) به مالك اشتر در زماني كه او را به مصر براي والي آن گسيل مي دارد جلب مي نمايم . در ضمن جملاتي از مولا علي (ع) در رابطه با عدالت ( همان عدالت يا عدالت اجتماعي ) را بيان مي دارم :

" خداوند با همه قدرت و نيرويي كه دارد و بر تمام كائنات مسلط و محيط است ، هرگز نسبت به بندگانش ظلم روا نمي دارد و اين عمل نصيحتي سودمند و بليغ است كه اشخاص متنفذ و توانا بايد از آن بهره برند و مورچگان ضعيف را زير پاي پيل مانند خود پست و ناچيز نكنند "

مهدی اخوان ثالث – قسمت سوم

بنام خداوند جان آفرين                   حكيم سخن در زبان آفرين

بنام خداوند جان و خرد                  كزين برتر انديشه برنگذرد

 

سلام بر همه مهربانان

مهدي اخوان ثالث 

مهدی اخوان ثالث – قسمت سوم

شعر آب و آتش

براي قسمت سوم اين سري مطالب ، شعر آب و آتش را برگزيده ام ، مانند آنچه در قسمت دوم ( شعر زمستان ) توضيح دادم ، توضيحي نمي دهم و در واقع اگر كسي از آنچه كه در قسمت دوم ، شاعر سرود و من توضيح دادم ، در مورد اين شعر و بقيه شعرهاي اخوان ثالث و يا ديگر شعرا بايد ، عاشقانه بخواند و بشنود و لذت ببرد و در قلبش بنشيند و ........ . والسلام  .

براي مطالعه ادامه مطلب ، لطفاً روي ادامه مطلب زير كليك كنيد .

ادامه نوشته

تفاوت زنان و مردان در دروغ سنجی و تحلیل حرکات بدن

بنام خداوند جان آفرين                   حكيم سخن در زبان آفرين

بنام خداوند جان و خرد                  كزين برتر انديشه برنگذرد

 

سلام بر همه مهربانان

تفاوت زنان و مردان در دروغ سنجی و تحلیل حرکات بدن

 

چندي پيش از دوست عزيزي كه بنحوي در سميناري بنام نخستین سمینار بین المللی مدیریت فنون ارتباطات، مذاکرات و فروش ارتباطي داشت ، مقاله اي برايم تحت عنوان موضوع فوق ارسال گرديد . بدليل اينكه نكات جالب توجهي در آن ديدم ، شايسته دانستم كه مطالب آن را در اين وبلاگ بازگو كنم . از آن دوست عزيزم نيز تشكر نموده و منتظر دريافت مطالب با محتوي از سوي ايشان هستم .

نخستين سمینار بین المللی مدیریت فنون ارتباطات، مذاکرات و فروش در روزهای هشتم، نهم، دهم و یازدهم تیر ماه سال جاری، در سالن همایش های صدا و سیما به همت شركت همايش فرازان برگزار شد.

در این سمینار، اساتيد و نويسندگاني صاحب نام از جمله «دكترگرام كدرينگتون» ، «سايمون هزلدين» ،  «فرگوس مك للند » و «آلن پیز»، شركت و سخنراني داشتند که در دنياي تجارت و به اصطلاح ماركتينگ شناخته شده و تاليفات زيادي با مقامهاي پرفروش ترين ، براي خود داشته اند .

همانطور كه اشاره شد يكي از اين اساتيد شركت كننده در این سمینار، «آلن پیز»، استاد ولادیمیر پوتین نخست وزیر کنونی روسیه و نویسنده یکی از ده کتاب پر فروش ارتباطات قرن با نام «چرا مردان گوش نمی دهند و زنان نمی توانند نقشه بخوانند»، ترجمه شده به شصت زبان با فروش بیش از یازده میلیون نسخه و مرد شماره یک فنون مذاکرات و تحلیل حرکات بدن و نویسنده پانزده جلد کتاب مطرح در جهان بود.  «آلن پیز»، عضو انجمن بیمه گران و موسسه تحقیقات مدیریت آمریکاست.

«رابینز»، نویسنده نامدار درباره او («آلن پیز» ) می گوید: من با شرکت در دوره آموزشی و شنیدن و به کار بردن ایده های فوق العاده آلن، قدرت ارتباطات خود را چندین برابر کردم. در ادامه، خلاصه ای از مباحث ایشان را در این سمینار مرور می کنیم؛

تفاوت بینایی در زنان و مردان

شبکیه ، داخلی ترین لایه چشم دو نوع گیرنده دارد: 1- سلولهای استوانه ای (130 میلیون) که در نور ضعیف تحریک می شوند و سفید و سیاه را تشخیص می دهند و 2- سلولهای مخروطی (هفت میلیون) که به ما توانایی دیدن رنگ و جزییات ظریف اشیا را می دهند. این سلول های مخروطی را کروموزوم X منتقل می کند. زنان دو كروموزومX  دارند ( در علم ژنتيك زنان دو كروموزم X  و مردان يك كروموزوم X  و يك كروموزوم Y  دارند و هنگام توليد مثل يك كروموزم جنس نر با يك كروموزوم جنس ماده تركيب شده و در واقع جنسيت فرزند را تشكيل مي دهند . بنابراين جنسيت فرزند بستگي به تركيب هريك از اين دو نوع با يكديگر دارد ،زن XX يا مرد XY ) . همانطور كه اشاره شد سلولهاي مخروطي ، كروموزومهاي X  را منتقل مي كنند و به دلیل اينكه ، زنان بیش از مردان دارای سلول های مخروطی هستند ، در نتیجه، رنگ اشیا را بسیار واضح تر دید و توصیف می کنند.

 

مردان تنها قادر به توصیف رنگ های اصلی هستند: قرمز، آبی، و زرد. زنان می توانند رنگ های شیری، نیلی، ارغوانی، بنفش و سدری را نیز توصیف کنند.

سفیدی چشم در انسان کاملا واضح است . این بخش حرکت چشم ها و تغییر جهت دید را که هر دو برای ارتباط بین انسان ها ضروری است ، در انسان ممکن می سازد. سفیدی چشم زنان بیش از مردان است، و بدليل اينكه ارتباط مستقیم با افراد بخش اصلی فرایند برقراری ارتباط در زنان است و هر چه سفیدی چشم بیشتر باشد، بیشتر می توان سیگنالهای گوناگون بصری را ارسال و یا دریافت کرد. ودر نتيجه به این وسیله، بهتر می توان تغییر مسیر طرف مقابل را دنبال کرده و تجزیه و تحلیل کرد.

 زنان نسبت به مردان از حس بینایی قوی تری نیز برخوردارند؛ گویی برای مدیریت خانه، دارای یک نوع نرم افزار مغز هستند که آنان را قادر می سازد پیرامون خود را تا دست کم 45 درجه از چپ و راست و همچنین از بالا و پایین خود ببینند. زاویه دید گسترده بسیاری از زنان حتی تا 180 درجه هم می رسد. چشمان مردان بزرگتر از چشمان زنان است و برای دیدی تونل مانند ولی بسیار دور برنامه ریزی شده اند. به عبارت دیگر، مرد می تواند چیزهایی را که درست مقابلش است، روشن ببیند؛ حتی در فاصله ای دور مثل دیدن با یک ذره بین.

به مثالي در اينمورد توجه فرمائيد :

کره ای که ناپدید شده است ؛ در حالیکه مرد جلوی یخچال ایستاده، زن چنین گفت و گویی با او داشته است:

دیوید: کره کجاست؟

جین: تو یخچال .

دیوید: اینجا تو یخچال که نیست، کجا گذاشتی اش ؟

جین: همون جاست. خوب چشماتو باز کن!

دیوید: نه، حتما گذاشتیش جای دیگه. می گم تو یخچال نیست.

در این مرحله از گفت و گو :

جین با گام های بلند به آشپزخانه می آید و دستش را درون یخچال برده و مثل شعبده بازی کره را بیرون می آورد. مردان بی تجربه اغلب این مسأله را به عنوان یک کلک معمولی قلمداد می کنند و زنان را متهم می کنند که چیزها را در کشو و یا کمد پنهان می کنند؛ جوراب ها، کفش ها، لباس های زیر، مربا، کره، سوئیچ خودرو  و کیف پول همه سر جایشان هستند. فقط مردان نمی توانند آنها را ببینند.

زنان با زاویه دید گسترده، محتویات درون یخچال و یا کمد را بدون چرخش سر می بینند، در حالی که مردان سرشان را از چپ به راست و از بالا به پایین می چرخانند تا شیئ ناپدید شده را بیابند. این تفاوت در قدرت دید زن و مرد، تأثیرات مهمی بر زندگی ما داشته است ؛ برای نمونه، آمار شرکت های بیمه، ثابت می کند هنگامی که تصادفی رخ داده باشد، زنان کمتر ریسک می کنند که از سمت چپ و راست خودروی حادثه دیده بگذرند. زاویه دید گسترده آنها این امکان را می دهد که خودروهایی را که از طرفین به سمت آنان میآیند، ببینند. آنان هنگام پارک کردن برای آنکه از عقب و جلو به چیزی نزنند، ناتوانند. به علت اینکه در زنان توانایی تجسم فضایی کمتر است .

یک زن وقتی بداند همسرش در دیدن چیزهایی که درست جلوی چشمش هستند، مشکل دارد، کمتر عصبانی می شود. وقتی زنی به همسرش می گوید: همون جا توی کمد است، مرد باید حرف او را باور کند و به جست و جو ادامه دهد.

توانايي دروغ سنجي زنان

تحقيقات نشان مي دهد كه هنگام ارتباط رو در رو، سيگنال هاي غير كلامي 60 تا 80 درصد از تأثير پيام هاي ارسالي را دربردارند، در حالي كه سيگنال هاي صوتي سهمي حدود 20 تا 30 درصد دارند و 7 تا 10 درصد باقي مانده به موضوع مطرح شده بستگي دارد. سنسورهاي پيشرفته يك زن، اين اطلاعات را دريافت كرده و تجزيه و تحليل مي كند. زنان به خاطر توانايي مغزشان در انتقال سريع اطلاعات بين دو نيمكره مغز امتياز بارزي در برابر مردان دارند تا سيگنال هاي تصويري، حركات بدن و ديگر سيگنالها را در كنار هم بچيند و در پایان، رمز را كشف كنند. به همين دليل، كمتر مردي موفق مي شود رودر روي يك زن دروغ بگويد. اگر مردي بخواهد به زني دروغ بگويد، بهتر است از پشت تلفن، توسط نامه، در تاريكي مطلق و يا از زير پتو اين كار را انجام دهد !!!!

تفاوت هاي مغزي زن و مرد

بیشتر مردان نمی توانند احساسات خود را نشان دهند. مغز مردان ساده، اما مغز زنان پیچیده است. بخش چپ مغز مردها، هنگام صحبت کردن فعال می شود. اغلب برای خانم ها این پرسش پیش می آید که چرا مردان اینقدر روی خاموش کردن تلویزیون هنگام زنگ زدن تلفن اصرار دارند؟

زنها با تعجب از خود می پرسند: چرا مردها وقتی مشغول خواندن روزنامه یا دیدن تلویزیون هستند، نمی توانند سخنان همسر خود را بشنوند؟ تقریبا همه زنان دنیا از نشنیدن های شوهرشان در رنج و عذابند. دلیل چنین ضعفی این است که مغز یک مرد برای انجام یک کار در یک زمان شکل گرفته، زیرا فیبرهای ارتباطی کمتری بین دو نیمکره مغزی او هست. اگر از مردی در حال مطالعه یک اسکن مغزی بگیرید، خواهید دید او در این هنگام کاملا کر شده است! اما مغز زن برای کارهای متفاوت در آن واحد شکل گرفته است و می تواند از هر دو نیمکره مغز خود بهره ببرد. زن می تواند چند کار متفاوت را در یک زمان انجام دهد. مغز همیشه فعال زن هرگز بی کار نمی ماند. او می تواند در یک زمان با تلفن حرف بزند، غذا بپزد و تلویزیون ببیند. او می تواند در حال رانندگی آرایش کند، به رادیو گوش دهد و با تلفن همراهش حرف بزند؛ اما اگر مردی در حال درست کردن غذا باشد و شما با او صحبت کنید، ممکن است به دلیل از دست دادن تمرکزش بر نحوه درست کردن غذا عصبانی شود.

تحقيقات جديد نشان داد كه عملكرد مغز زنان نسبت به مردان تفاوت هاي اساسي دارد. مغز زن به طور نامحسوسي كوچكتر از مغز مرد است كه اين موضوع به هيچ وجه تأثيري بر توانايي و قابليت هاي آنان ندارد.

در سال 1997 محقق دانماركي، «برتن پكن برگ» از بخش عصب شناسي بيمارستان دولتي كوپنهاگ ثابت كرد كه مغز يك مرد به طور متوسط، چهار ميليارد سلول بيشتر از مغز زن دارد. با اين حال زنان عموماً در پاسخ به پرسش ها ،  3 درصد بهتر از مردان عمل مي كنند. در مغز بیشتر مردان، بخشي براي جهت يابي وجود دارد. به همين دليل، در جهت يابي مشكلي ندارند. در بخش هاي گوناگونی از مغز زنان مركز كلامي وجود دارد. مهارت كلامي آنان عالي است و به ندرت براي پيدا كردن كلمه دستپاچه مي شوند.

در سال 1995 گروهي از دانشمندان به سرپرستي دكتر «بنت» و دكتر «سالي شاي ويتس» در دانشگاه يل، آزمايش هايي را روي مردان و زنان انجام دادند تا دريابند در كدام نقطه مغز قافيه ساخته مي شود. با كمك     «ام آرتي» اين موضوع مورد تأييد قرار گرفت كه در مردان نيمكره چپ مغز براي زبان فعاليت مي كند. در حالي كه در زنان هر دو نيمكره فعال مي شود. نيمكره چپ مغز يك دختر سريعتر از نيمكره چپ يك پسر رشد مي كند؛ يعني دختران، بهتر و سريع تر از پسران صحبت مي كنند، مي خوانند و زبان خارجي فرا مي گيرند. به همين دليل، كلينيك هاي گفتار درماني مملو از پسر است تا دختر.

در پسران، نيمكره راست مغز سريعتر از دختران رشد مي كند؛ جايي كه توانايي درك منطقي و تجسم فضايي وجود دارد. پسران در رياضيات، ساختمان سازي و حل مشكلات قويتر از دختران هستند.

سرعت ارتباط بين دو نيمكره

نيمكره چپ و راست مغز با رشته هاي عصبي به نام جسم پينه اي به هم متصلند. اين رشته امكان ارتباط و تبادل اطلاعات را ايجاد مي كند.

«راجر كروسكي»، عصب شناس دانشگاه كاليفرنيا تأييد كرد كه جسم پينه اي در مغز زنان نسبت به مردان ضخيمتر است. به همين دليل، ارتباط بين دو نيمكره در زنان 30 درصد بيشتر از مردان برقرار مي شود. همچنين در زنان و مرداني كه به فعاليت مشابهي مشغولند، بخش هاي متفاوتي از مغز فعال مي شوند.

تحلیل حرکات بدن

از جمله مواردی که آلن به پوتین یاد داد، تأثیر حرکات بدن بود . مثلا طرز نشستن، طرز قرار گرفتن سر و حرکات دیگر اعضای بدن، به ویژه در رفتار سیاستمداران هر حالتی از بدن می تواند، نمایشگر بیانی خاص باشد که در خانم ها و آقایان متفاوت است؛ مثلا گره کردن دستها در حالت رو به پایین، حالتی از راحتی و ریلکس بودن را نشان می دهد. یا هنگامی که سرتان را در موقع صحبت کردن به آرامی تکان می دهید، این حرکت به معنای در کنترل داشتن آن شخص و محیط توسط شماست.

یک کارشناس فروش هنگامی که در حال فروش جنسی است، اگر مشتری یک قدم به عقب بردارد، به معنی عدم تمایل و انصراف از خرید است. به علت اینکه یا به خوبی توجیه نشده یا رفتار قابل قبولی از فروشنده ندیده است؛ اما اگر مشتری یک قدم جلو گذاشته یا سرش را به آرامی تکان دهد، احتمالاً به این معنی است که توضیحات فروشنده او را قانع کرده است.

صحبت کردن مهارت اصلی خانم هاست ؛ خانم ها در یک زمان، همه با هم صحبت می کنند و در همان موقع، هم به سخنان یکدیگر گوش می کنند؛ اما این توانایی برای مردان امکان پذیر نیست. مغز زنان مانند پدال زدن دوچرخه با صحبت کردن انرژی می گیرد.

اگر خانم ها بخواهند با یک مرد صحبت کنند، باید به این نکته توجه کنند که تنها یک مطلب را در یک زمان مطرح کنند؛ یک موضوع را بگویند و قطع کنند. اگر متوجه شدند او مطلبشان را درک کرده است، آنگاه مطلب دیگری را مطرح کنند. این بدان جهت است که مغز مردان در یک زمان تنها می تواند بر یک موضوع تمرکز کند.

مواردی را که آلن پیز در این سمینار ( که به زبان انگلیسی بود ) مطرح کرد، اصول مهمی در روابط زناشویی قلمداد می شوند. یکی از شکایت های خانم هایی که به مراکز مشاوره می روند، بی توجهی شوهران آنها به سخنانشان است. اگر تفاوت های زن و مرد را بدانیم، مشکلات کمتری پدید می آید؛ برای نمونه، وقتی بدانیم توانایی و علاقه اصلی خانم ها صحبت کردن است و با این توانایی انرژی می گیرند، باید در هنگامی که آنها با ما سخن می گویند، هیچ کاری انجام ندهیم و با توجه کامل به سخنان آنها گوش دهیم. اگر این اتفاق بیفتد، آنگاه خواهیم دید که چقدر تفاهم و عشق و علاقه بین ما افزایش پیدا کرده است.

 

 من که تسلیم شدم  و تخصص و مطالعه اي هم در اينگونه مباحث نداشته ام كه بخواهم موارد سخنراني اين استاد را مورد نقد و بررسي قرار دهم .  والله علم.  خدايا : بیناِيی ده که در چاه نيفتِيم، توانايی ده که از راه نيفتيم .

ادبيات زندگي - قسمت دوم

بنام خداوند جان آفرين                 حكيم سخن در زبان آفرين 

بنام خداوند جان و خرد                 كزين برتر انديشه برنگذرد  

سلام بر همه مهربانان 

ادبيات زندگي - قسمت دوم

  

در ادامه قسمت اول اين مجموعه ، مطالب ديگري بشرح زير تقديم خوانندگان مي گردد :

براي مطالعه مطلب ، لطفاً روي ادامه مطلب زير كليك كنيد .

ادامه نوشته

ثروت كورش

بنام خداوند جان آفرين                         حكيم سخن در زبان آفرين

بنام خداوند جان و خرد                          كزين برتر انديشه برنگذرد

سلام بر همه مهربانان

ثروت كورش

زمانی کزروس به کورش بزرگ گفت : چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود بر نمی داری و همه را به سربازانت می بخشی .

کورش گفت : اگر غنیمت های جنگی را نمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟

گزروس : عددی را با معیار آن زمان گفت .

سپس کورش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت : برو به مردم بگو کورش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد.

سرباز در بین مردم جار زد و سخن کورش را به گوششان رسانید.مردم هرچه در توان داشتند برای کورش فرستادند. وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند ، از آنچه کزروس انتظار داشت و محاسبه كرده بود ، بسیار بیشتر بود.

کورش رو به کزروس کرد و گفت : ثروت من اینجاست . اگر آنها را پیش خود نگه داشته بودم ، همیشه باید نگران آنها بودم . زمانی که ثروت در اختیار توست و مردم از آن بی بهره اند مثل این می ماند که تو نگهبان پولهایی هستي که مبادا کسی آن را ببرد.

انواع قالبهاي لغزنده

بنام خداوند جان آفرين              حكيم سخن در زبان آفرين

بنام خداوند جان و خرد              كرين برتر انديشه برنگذرد

سلام بر همه مهربانان

انواع قالبهاي لغزنده

بطور كلي قالبهاي لغزنده را مي توان به جهار دسته تقسيم بندي كرد . اين چهار دسته عبارتند از :

الف – قالبهاي لغزنده عمودي

ب – قالبهاي لغزنده افقي

ج – قالبهاي رونده

د – قالبهاي پرنده

ذيلاً به شرح هر يك از اين انواع مي پردازم . استدعا دارم به موردي از آن كه در واقع يكي از هدفهاي اصلي من در رابطه با نگارش اين موضوع است ، توجه خاص بنمائيد . اين موضوع در رابطه با توانايي مهندسين و كارشناسان ايراني در ساخت جكهاي هيدروليكي فك شانه اي كه در واقع مي توان از آنها بعنوان قلب سيستم قالب لغزان نام برد ، مي باشد . قصد تبليغ براي شركت سازنده آن را نداشته ام ، جون اصلاً از نزديك با هيچيك از مديران آن شركت ، آشنايي نداشته ام . ولي بدلايلي كه در آن قسمت اگر توجه نمائيد ، در مي يابيد ؛ به سازندگان اين جكهاي هيدروليكي فك شانه اي درود مي فرستم . انشالله كه مطلب را خوب بگيريد .

براي مطالعه مطلب ، لطفاً روي ادامه مطلب زير كليك كنيد .

ادامه نوشته

سر گذشت تلخ دانشگاه جندي شاپور ، نخستين مركز فكري و علمي جهان

بنام خداوند جان آفرين             حكيم سخن در زبان آفرين

بنام خداوند جان و خرد              كزين برتر انديشه برنگذرد

سلام بر همه مهربانان


دانشگاه جندي شاپور ، نخستين مركز فكري و علمي جهان


در مقاله اي در روزنامه همشهري مورخ 14 شهريور امسال آمده بود :

دانشگاه جندي شاپور بعنوان نخستين دانشگاه تاريخ ايران و از نخستين دانشگاههاي علمي جهان هنوز در گوشه اي از شمال خوزستان ( نزديكي دزفول ) ناشناخته و در زير خاك مدفون و در حال نابودي است .

دانشگاه جندي شاپور كه از آن بعنوان قديمي ترين دانشگاه جهان ( كره زمين ) نام برده شده ، بدستور شاپور اول فرزند اردشير هخامنشي بنا نهاده شده است .

اگر كمي دقت كنيم ، حدود 2500 سال پيش ، يعني زماني كه دنيا ( كره زمين ) در بربريت كامل مي زيسته است ، در آمريكاي متمدن امروزي فقط سرخپوستان وحشي زندگي مي كرده اند و در ديگر نقاط جهان نيز هيچگونه تمدني وجود نداشته ؛ ايران ما داراي دانشگاه بوده است . چقدر اين موضوع غرور آفرين است و چه چيزي اين غرورها را جريجه دار كرده است ؟ اين سوالي است كه بايد تاريخ را مرور كنيم كه چه شد ؟ چه اتفاقي افتاد ؟ و ....... ؟

در 2500 سال پيش كه هيچگونه علم كشور داري ، اقتصاد ، تجارت ، سياست ، و حقوق وجود نداشته است ، از سنگ نوشته هاي بجا مانده اثراتي از اين علوم و فنون را در ميابيم ( سنگ نوشته اي كه حقوق بشر را در ايران كهن بنحو عالي ؛ پديدار مي كند و از اين نوع ........ ) . متاسفانه همين سنگ نوشته ها را نيز براي ما نگذاشته اند و قسمتهاي اصلي آنها را برده اند در موزه هايشان و بقيه را هم بمرور مي برند و خواهند برد . همين چند وقت پيش بود كه در جرايد خواندم كه سنگ نوسته اي را از ديوار مسجد وكيل شيراز كنده اند و برده اند ( مربوط به دوراني نه چندان دور يعني دوران زنديه ) و جاي سوال و تاسف است در جالي كه اعلام مي كنيم كه به اندازه اي دستگاههاي اطلاعاتي و نظامي مان قوي هستند كه آمريكا و اسرائيل جرات حمله به كشورمان را ندارد و بقول معروف گر بر سر خاشاك يكي پشه بجنبد ، جنبيدن آن پشه عيان در نظر ماست ، سنگ نوشته ها و آثار تاريخي مان به همين سادگي به تاراج مي رود.

در تاريخ آمده است كه داريوش چنان نظام حكومتي و ولايتي و نظامي در ايران مستقر كرد كه تا 149 سال پس از مرگش قلمرو ايران به اندازه يك ميلي متر جابجا نشد .

قبلاً مطالبي در مورد وصيت نامه كوروش و داريوش در همين وبلاگ نوشته ام و خوانندگان چنانچه علاقه داشته باشند ، مي توانند به آنها مراجعه نمايند . در وصيت نامه هاي فوق الذكر مي بينيم كه همواره از خدايي دانا و توانا سخن بميان مي آيد و مراتب شكرگزاري از خداوند را به بهترين وجه ممكن بجا مي آورند . در اين وصيت نامه ها مي گويند كه ما از خاكيم و جايگاه ابديمان نيز خاك است و اين گفتارها در زماني است كه هيچيك ار اديان الهي و پيامبران اولالعظم از جمله يهود ؛ مسيحيت و اسلام هنوز نيامده بوده است .

در اين بررسي هاي تاريخي و علت اينكه چه شد كه همه چيز زير و رو شد ، بنظر اينجانب سه فرضيه را مي توان در نظر گرفت :

1- تمام اين تاريخ ها ؛ حكومتها ؛ بناهاي تاريخي ؛ علوم و فنون و .... در آن زمان افسانه هايي بيش نيستند كه ساخته و پرداخته تاريخ نگاران داراي افكار تخيلي و ماليخوليايي مي باشند !

2- موجودات ذي شعوري از كرات و منظومه هاي ديگر به كره زمين آمده اند و انسانها را در ساخت بناهاي تاريخي بزرگ ( نظير تخت جمشيد يا همين دانشگاه جندي شاپور ) ياري داده اند . علوم و فنون پيشرفته خود را به زمينيان مستقر در اين قسمت از كره زمين انتقال داده اند . شجاع ترين و باهوشترين آدمهاي اين ناجيه را انتخاب كرده و راه رسم مملكت داري ؛ سياست ؛ اقتصاد ؛ MBA ؛ روانشناسي و غيره را به آنها آموحته اند و حاكم و فرمانروا يشان گردانيده اند و به كرات خودشان بازگشته اند . كم كم اين آموحته ها و اين افراد از بين رفته اند و بلاياي طبيعي از جمله زلزله و سيل و ..... همه چيز را بمرور از بين برده و اندك علوم باقي مانده نيز طي جنگهاي صليبي و غيره به اروپا و از آنجا به آمريكا انتقال يافته و نتيجتاً ساكنان اين قسمت از كره زمين ، وقتي كه بخود آمدند ، ديگر چيزي براي از دست دادن نداشتند !!

در مورد موجودات ذي شعور كرات ديگر كه بنام يوفو يا UFO كه مخفف ( UNIDENTIFIED FLYING OBJECT ) مي باشد ، مشهورند و فرضياتي در اينمورد وجود دارد و دانشمندان و دانشگاههايي در اينمورد مشغول تحقيق هستند و حتي در دانشگاههاي معروف دنيا كه علم نجوم تدريس مي كنند ؛ شاخه اي بنام يوفو شناسي بعنوان يك بحث و يك كورس درسي مطرح است ، ولي بعلت ايجاد جنگهاي موسوم به جنگ ستارگان توسط ابر قدرتها از جمله امريكا و روسيه و يا شوروي سابق ، سعي بر اين است كه اين موضوعات را يا تخيلي و يا قسمتي از جنگ ستارگان اين ابر قدرتها جلوه دهند . علاقه مندان در اين مورد مي توانند از طريق اينترنت و يا كتابهايي كه در اين مباحث نوشته شده ، موضوع را پي گيري نمايند .حتي بعضي كتابها در اين مبحث به زبان فارسي ترجمه و تاليف نيز شده است .

3- واقعاً ايران ، ايران بزرگي بوده و ما ساكنان اين قسمت از كره زمين در اثر بي لياقتي هاي خودمان و شاهان و اميران ستمگر و خوشگذران مان ، كم كم قسمتهايي از اين سرزمين را بخشيده و چرچيل گونه هايي نيز پيدا شده اند و تيشه به ريشه ما زده اند و همه چيزمان را از دست داده ايم ( بخصوص پس از پيداش نفت ) و حالا كه بخود آمده ايم ؛ مي بينيم كه فقط بايد دلمان را به داشته هاي كهنمان خوش كنيم . ايراني كه يك روز مهد علم و تمدن بشري بوده ، وقتي كه كارشناسي مثلاً از اروپا براي نصب و راه اندازي دستگاههاي كارخانجاتي به ايران مي آيد ، يك چيزي مثل حق ماموريت ، بعنوان حق توحش دريافت مي دارد ( يعني وارد وحشي ها مي شود ) تازه اين افراد آخر كلاسيهايشان هستند كه مديران ما آنها را بسيار تحويل مي گيرند . حتماً بايد با تويوتا كمري حملشان كنيم ؛ حتماً بايد در هتلهاي درج يك و 5 ستاره اقامتشان دهيم ؛ حتماً بايد از آجيل و خشكبار تواضع هنگام بدرقه شان ؛ سوغاتي تهيه نمائيم و يا تابلو فرشهاي آن چناني و ...... ننگمان باد تحمل اينچنين حقارتهايي !!!!! . بخدا سوگند به اندازه شلخته ترين كارشناسان ما هم نمي فهمند ولي همينكه لپ تاپي را روشن مي كنند و انگلبسي صحبت مي كنند ، بايد چنان تجت امر و فرمانشان باشيم كه نعوذ بالله مثل اينكه خدا آمده است . ننگمان باد در حال حاضر براي خودمان و ننگمان باد از آنچه كه براي فرزندانمان به ارث مي گذاريم .

علي ايحال در همين مقاله روزنامه همشهري از قول سخنگوي انجمن دوستداران ميراث فرهنگي خوزستان آمده بود : جاي تعجب دارد مكاني را كه مي تواند اوج عظمت ايرانيان در زماني كه اكثر مكانهاي دنيا با ابتدايي ترين شيوه ، زندگي مي كردند را نشان دهد ، تا اين حد مفعول مانده و تا كنون يك كاوش حساب شده در آن صورت نگرفته است .

كل محوطه باستاني دانشگاه جندي شاپور 1000 هكتار است كه 500 هكتار آن در سال 1358 توسط گروه هفت نفره واگذاري زمين به كشاورزان واگذار شده و كشاورزان در آن اقدام به كشت گندم مي كنند . تا به امروز تخريب هاي فراواني در اين محوطه تاريخي صورت گرفته و كشاورزان از همه چيز بي خبر ، هنگام شخم زدن ، اشيايي را از دل خاك بيرون مي آورند كه در واقع بيان كننده هويت ملي و تاريخي ماست و شيادان و دلالان و سود جويان از اين بي خبري كشاورزان سوء استفاده كرده و اين اشياء را به قيمتهاي خيلي نازل خريداري و به آنسوي مرزها قاچاق مي نمايند . عمق فاجعه هاي مشابه زياد است . تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل . چنانچه علاقه مند بوديد تاريخ را بشكافيد ، علتها را پيدا كنيد ، و به اين سوال پاسخ دهيد كه هم اكنون چه مي توانيم بكنيم ؟

انتخابي از سروده هاي دوست عزيزم آقاي ساطلي

بنام خداوند جان آفرين               حكيم سخن در زبان آفرين

بنام خداوند جان و خرد                كزين برتر انديشه برنگذرد

بنام خداوند خورشيد و ماه        كه دل را بنامش خرد داد راه

سلام بر همه مهربانان

 

انتخابي از سروده هاي دوست عزيزم آقاي ساطلي

دوستي عزيز و گرامي دارم بنام آقاي مصطفي ساطلي كه افتخار آشنايي ايشان را از سال 1376 يعني زماني كه در شركت بولر كارم را شروع كردم و اين همكاري براي مدتي حدود هفت سال ادامه داشت ، شروع شده است . در شركت بولر اينجانب تنها مهندس ساختمان بودم كه مديريت پروژه هاي سازمان غله كشور را بعهده داشتم و آقاي ساطلي مدير امور مالي و اداري آن شركت بودند . اكنون 13 سال از افتخار اين آشنايي مي گذرد و هرچند ديگر همكار نيستيم ولي دوستي مان كه بصورت قلبي شروع شده ، كماكان ادامه دارد . ايشان مدير و رئيسي براي من بودند و در فرصتهايي كه در لابلاي كارها پيش مي آمد ، با هم در رابطه با ادبيات و مسائل اجتماعي و فرهنگي ، خلوتهايي داشتيم .

اين دوست عزيز با اينكه تحصيلاتشان را در آمريكا گذرانده بودند ، ليكن فارسي را كاملاً اديبانه و سليس هم صحبت مي كردند وهم مي نوشتند و براي اينجانب استادي بودند در علم نگارش و سخنوري زبان فارسي . دوره اي را ايشان براي تمام پرسنل شركت بولر بنام روشهاي برقراري ارتباط با ديگران (Comunications) از جمله ؛ مشتريان ، ارباب رجوع و بطوركلي ارتباطات اجتماعي كاري و غير كاري چه بصورت مكاتبه اي و چه بصورت مصاحبه اي ترتيب دادند و سمت استادي اين دوره را بعهده داشتند كه اينجانب بهره اي وافر بردم . اين مهربان دوست من زبان انگليسي را هم به اندازه اي سليس و اديبانه صحبت مي كردند كه خود انگليسي زبانها هم باورشان نمي شد كه يك ايراني بتواند از كساني كه زبان انگليسي ، زبان مادريشان است ، بهتر و سليس تر صحبت كند . تا كنون نديده ام كه يك ايراني به اين شيوايي انگليسي صحبت كند . براي ايشان عمري طولاني و پر يركت و با سعادت را آرزو مي كنم تا كساني امثال من بتوانند ، از دوستي با ايشان بهره مند گردند . ايشان انساني بسيار والا بودند كه در همه امور از جمله نظم و انظباط ( چه كاري و چه غيركاري ) ، اعتقاد و التزام به صحيح انجام دادن امور محوله ، برنامه ريزي و برنامه آفريني و ... مقام استادي داشتند و دارند .

علي ايحال ايشان در ادبيات و شعر هم ذوقي داشتند و يكي از سروده هاي ايشان كه در اختيار اينجانب قرار گرفته و برايم بسيار خوشايند بوده را انتخاب كرده و در اين وبلاگ براي خوانندگان علاقه مند ، بازگو مي نمايم . ياد و خاطره هاي را كه با ايشان داشتم گرامي مي دارم و شعر ايشان كه خودشان نام گريه در سوگ را براي آن انتخاب كرده اند ، در زير مي نگارم . و چه زیبا گفته اند : بیا که در سوگ مردن آئین مهر بنشینیم !!!!!

گريه در سوگ

بيا كه در مصيبت خود ، بي قرار گريه كنيم

به سرنوشت خويش ، چو ابر بهار گريه كنيم

به سوگ مردن آئين مهر بنشينيم

به شكست عشق در اين كارزار گريه كنيم

اسير دام بلا را ره نجات كجاست ؟

به حال آهوي در انتظار گريه كنيم

چه بي گناه ، بر سر معراج دار شديم

اي يار سر برار ، بيا تا به دار گريه كنيم

دريغ ؛ نوبت دلدادگي چه زود گذشت

بيا كه در غم دلدار ، زار گريه كنيم

لهيب باد خزان ، هرچه بود با خود برد

به شور بختي اين باغ بي بهار گريه كنيم

ترنمي زكوي بلاخيز ما كسي نشنيد

نرامت در غم اين خاك داغدار ، گريه كنيم

فتاده در دل امواج سهمگين ديري است

كشتي شكسته ايم ، بيا تا كنار گريه كنيم

هزار زخم اسارت به پشت ماست ، بيا

هزار بار بر رسم كار ، گريه كنيم

نديده كامي ، از ايام و ساليان رفتند

به سست عهدي ليل و نهار گريه كنيم

دوام موسم طرب و عمر عافيت كوتاه

رواست بر سر تعجيل روزگار گريه كنيم

نديده چشم دلم روي غنچه ها در باغ

چشيده جان و تنم زخم خار ، گريه كنيم

حديث مردن و رفتن چو جاصل كار است

بيا كه در مصيبت خود بي قرار گريه كنيم

مصطفي ساطلي - تهران – ارديبهشت 1388

Mostafa. Sateli May 2009

 

مهدی اخوان ثالث – قسمت دوم

بنام خداوند جان آفرين                   حكيم سخن در زبان آفرين

بنام خداوند جان و خرد                     كزين برتر انديشه برنگذرد

سلام بر همه مهربانان

مهدی اخوان ثالث – قسمت دوم

شعر زمستان

براي قسمت دوم اين سري مطالب ، شعر زمستان را برگزيده ام ، چراكه به آن علاقه اي وافر دارم . قبل از اينكه شعر زمستان م اميد را برايتان بازگو كنم ، لازم مي دانم كه مقدمه اي در توضيح آن بنويسم .

براي مطالعه ادامه مطلب ، لطفاً روي ادامه مطلب زير كليك كنيد .

ادامه نوشته

مهدی اخوان ثالث – قسمت اول

بنام خداوند جان آفرين                  حكيم سخن در زبان آفرين

بنام خداوند جان و خرد                    كزين برتر انديشه برنگذرد

سلام بر همه مهربانان

مهدی اخوان ثالث – قسمت اول

بیوگرافی شاعر

مهدی اخوان ثالث متخلص به م – امید در سال 1307 در شهر مشهد چشم به جهان گشود . تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همین شهر گذرانید و در سال 1326 دوره هنرستان مشهد در رشته آهنگری را به پایان رساند و همان جا و در همان رشته آغاز بکار کرد . پس از مدتی به تهران آمد و آموزگار شد و در تهران و اطراف آن بتدریس پرداخت .

براي مطالعه ادامه مطلب ، لطفاً روي ادامه مطلب زير كليك كنيد .

ادامه نوشته

منتخب دعاهای قرآنی با ترجمه فارسی و انگلیسی – قسمت اول

 

 

بنام خداوند جان آفرين                   حكيم سخن در زبان آفرين

بنام خداوند جان و خرد                  كزين برتر انديشه برنگذرد

 

سلام بر همه مهربانان

 

منتخب دعاهای قرآنی با ترجمه فارسی و انگلیسی – قسمت اول

CHOSEN PRAYER OF HOLY QURAN-  Part one

 

سوره النسا ( سوره چهارم )

 

وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا ﴿ آیه 75﴾ .

و چرا شما در راه خدا [و در راه نجات] مردان و زنان و كودكان ضعیف نگه داشته شده پیکار نمی کنید ، هم آنانی كه مى‏گويند : پروردگارا ؛ ما را از اين سرزمینی كه اهل آن ظالم و ستم‏پيشه‏اند بيرون ببر ، و از جانب خود براى ما سرپرستى قرار ده و از نزد خويش یار و ياورى براى ما تعيين فرما (آیه 75) .

And what reason have you that you should not fight in the way of Allah and of the weak among the men and the women and the children, (of) those who say: our lord! Cause us to go forth from this town, whose people are oppressors, and give us from thee a guardian and give us from thee a helper (75/4).

سوره طه ( سوره بیستم )

قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي ﴿ آیه 25﴾ وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي ﴿ آیه 26﴾  وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِي ﴿ آیه 27﴾ يَفْقَهُوا قَوْلِي   ﴿ آیه 28﴾.

گفت ( حضرت موسي ) : پروردگارا سينه‏ام را گشاده گردان (آیه 25) و كارم را براى من آسان ساز (آیه 26)  و از زبانم گره بگشاى (آیه 27)  [تا] سخنم را بفهمند (آیه 28) .

He said (Musa): O my lord! expand my breast for me, (25/20) and make my affair easy to me, (26/20) and loose the knot from my tongue, (27/20) (that) they may understand my word; (28/20) .

آيات فوق از سوره طه را چنانچه بخواهيم اديبانه تر ترجمه كنيم ، در واقع بايد شرح كامل آن را از ابتداي سوره پي گير شويم . قضيه از اين قرار است كه قوم يهود همواره بر حضرت موسي ايرادهاي عجيب و غريب مي گرفتند ، بطوريكه ما ايرانيان در اينمورد صرب المثلي داريم بنام ايراد بني اسرائيلي . زماني حضرت موسي  از اين ايرادات به ستوه مي آيد و با خداوند دردهايش را از اين قوم در ميان مي گذارد . همانطور كه در آيات فوق مشاهده مي نمائيم ، خداوند مي فرمايد : قال ، يعني او گفت ( حضرت موسي ) و اين در واقع نقل قولي است از زبان اين پيامبر . او از خدا مي خواهد كه قفسه صدري سينه اش را بگشايد و قلب دردمندش را بيرون را بيرون بياورد و زخمها و دردهاي درون آن را التيام بخشد . و كارش را آسان گرداند . همانطور كه مي دانيم حضرت موسي لكنت زبان داشته و از قدرت بيان خوبي برخوردار نبوده است و شايد بهمين دليل باشد كه هم اكنون هم اغلب يهوديان ، همينگونه اند . او از خدا مي خواهد كه گره ها و عقده ها را از زبانش بگشايد و سخنش را بدانسان خوش فهم كند كه ديگران ( قومش ) بخوبي آن را پذيرا باشند . در ادامه آيات بعدي آن حضرت از خداوند مي خواهد كه برادرش هارون را معاون و سخنگويش قرار دهد كه بدينگونه نيز مي شود و شايد اينكه دولتها و وزارتخانه ها هم اكنون هركدام سخنگويي دارند از اينجا شروع شده باشد .

شايد توجه نموده باشيد كه سخنوران و سخنرانان توانا در شروع سخنانشان ، آيات فوق را بيان مي دارند . علت آن شيوايي و كمال اين آيات در بيان عقايد و انديشه هاست .

سه معمايی كه مايكروسافت نمیتواندحل كند!

بنام خداوند جان و خرد

سلام بر همه مهربانان


سه معمايی كه مايكروسافت نمیتواندحل كند!!!





-1
هنديان کشف کردند که هیچ کس نمیتواند پوشه ای به نام CON را درهیچ قسمتی از کامپیوتر ایجاد کند. این چیزی خیلی عجیب... و باور نکردنی است.

در مایکروسافت ، کل تیم نمی توانند پاسخ چنین اتفاقی را بدهند!!

همین حالا امتحان کنید، فولدری به نام CON را نمیتوانید ذخیره کنید.


-2
یک فایل تکست خالی باز کنید (کلیک راست،new text document) سپس متن Bush hid the facts را تایپ کرده و آنرا ذخیره کنید. پنجره را بسته و دوباره باز کنید.شکلی عجیب خواهید دید!!:surprised :


-3
موضوعی جالب و باور نکردنی که توسط برزیلیها کشف شد. مایکروسافت ورد (word) را باز کرده و عبارت زیر را تایپ کرده =rand (200, 99) و دکمه اينتر را بزنید و سپس مشاهده کنید .


لبخند

بنام خداوند جان و خرد

سلام بر همه مهربانان

لبخند



بسياري از مردم كتاب "شاهزاده كوچولو" اثر" آنتوان سنت اگزوپري " را مي شناسند. اما شايد همه ندانند كه او خلبان جنگي بود و با نازيها جنگيد و كشته شد . قبل از شروع جنگ جهاني دوم اگزوپري در اسپانيا با ديكتاتوري فرانكو مي جنگيد . او تجربه هاي حيرت آور خود را در مجموعه ا ي به نام *لبخند* گرد آوري كرده است .

در يكي از خاطراتش مي نويسد كه او را اسير كردند و به زندان انداختند او كه از روي رفتارهاي خشونت آميز نگهبان ها حدس زده بود كه روز بعد اعدامش خواهندكرد،مي نويسد :


" مطمئن بودم كه مرا اعدام خواهند كرد به همين دليل بشدت نگران بودم . جيبهايم را گشتم تا شايد سيگاري پيدا كنم كه از زير دست آنها كه حسابي لباسهايم را گشته بودند در رفته باشد . يكي پيدا كردم وبا دست هاي لرزان آن را به لبهايم گذاشتم ولي كبريت نداشتم . از ميان نرده ها به زندانبانم نگاه كردم . او حتي نگاهي هم به من نينداخت درست مانند يك مجسمه آنجا ايستاده بود . فرياد زدم "هي رفيق كبريت داري؟ " به من نگاه كرد شانه هايش را بالا انداخت وبه طرفم آمد . نزديك تر كه آمد و كبريتش را روشن كرد بي اختيار نگاهش به نگاه من دوخته شد. لبخند زدم ونمي دانم چرا؟ شايد از شدت اضطراب، شايد به خاطر اين كه خيلي به اونزديك بودم و نمي توانستم لبخند نزنم . در هر حال لبخند زدم وانگار نوري فاصله بين دلهاي ما را پر كرد ميدانستم كه او به هيچ وجه چنين چيزي را نميخواهد ...ولي گرماي لبخند من از ميله ها گذشت وبه او رسيد و روي لبهاي او هم لبخندشكفت . سيگارم را روشن كرد ولي نرفت و همانجا ايستاد مستقيم در چشمهايم نگاه كرد و لبخند زد من حالا با علم به اينكه او نه يك نگهبان زندان كه يك انسان است به او لبخند زدم نگاه او حال و هواي ديگري پيدا كرده بود . پرسيد: " بچه داري؟ " با دستهاي لرزان كيف پولم را بيرون آوردم وعكس اعضاي خانواده ام را به او نشان دادم وگفتم :" اره ايناهاش " او هم عكس بچه هايش را به من نشان داد ودرباره نقشه ها و آرزوهايي كه براي آنها داشت برايم صحبت كرد. اشك به چشمهايم هجوم آورد . گفتم كه مي ترسم ديگر هرگز خانواده ام را نبينم ديگر نبينم كه بچه هايم چطور بزرگ مي شوند . چشم هاي او هم پر از اشك شدند. ناگهان بي آنكه كه حرفي بزند . قفل در سلول مرا باز كرد ومرا بيرون برد. بعد هم مرا بيرون زندان و جاده پشتي آن كه به شهر منتهي مي شد هدايت كرد نزديك شهر كه رسيديم تنهايم گذاشت و برگشت بي آنكه كلمه اي حرف بزند.

*
يك لبخند زندگي مرا نجات داد*


بله لبخند بدون برنامه ريزي بدون حسابگري لبخندي طبيعي زيباترين پل ارتباطي آدم هاست . ما لايه هايي را براي حفاظت از خود مي سازيم. لايه مدارج علمي و مدارك دانشگاهي ، لايه موقعيت شغلي واين كه دوست داريم ، مارا آنگونه ببينند كه نيستيم . زير همه اين لايه ها من حقيقي و ارزشمند نهفته است. من ترسي ندارم از اينكه آن را روح بنامم، من ايمان دارم كه روح هاي انسانهاست كه با يكديگر ارتباط برقرار مي كنند و اين روح ها با يكديگر هيچ خصومتي ندارد. متاسفانه روح ما در زير لايه هايي ساخته و پرداخته خود ما كه در ساخته شدنشان دقت هولناكي هم به خرج مي دهيم ما از يكديگر جدا مي سازند و بين ما فاصله هايي را پديد مي آورند وسبب تنهايي و انزوايي ما مي شوند." داستان اگزوپري ، داستان لحظه جادويي پيوند دو روح است . آدمي به هنگام عاشق شدن ونگاه كردن به يك نوزاد اين پيوند روحاني را احساس مي كند.

وقتي كودكي را مي بينيم ، چرا لبخند مي زنيم؟ چون انسان را پيش روي خود مي بينيم كه هيچيك از لايه هايي را كه نام برديم روي من طبيعي خود نكشيده است و با هم وجود خود و بي هيچ شائبه اي به ما لبخند مي زند و آن روح كودكانه درون ماست كه در واقع به لبخند او پاسخ مي دهد.