بنام خداوند جان آفرين                         حكيم سخن در زبان آفرين

بنام خداوند جان و خرد                          كزين برتر انديشه برنگذرد

سلام بر همه مهربانان

ثروت كورش

زمانی کزروس به کورش بزرگ گفت : چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود بر نمی داری و همه را به سربازانت می بخشی .

کورش گفت : اگر غنیمت های جنگی را نمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟

گزروس : عددی را با معیار آن زمان گفت .

سپس کورش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت : برو به مردم بگو کورش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد.

سرباز در بین مردم جار زد و سخن کورش را به گوششان رسانید.مردم هرچه در توان داشتند برای کورش فرستادند. وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند ، از آنچه کزروس انتظار داشت و محاسبه كرده بود ، بسیار بیشتر بود.

کورش رو به کزروس کرد و گفت : ثروت من اینجاست . اگر آنها را پیش خود نگه داشته بودم ، همیشه باید نگران آنها بودم . زمانی که ثروت در اختیار توست و مردم از آن بی بهره اند مثل این می ماند که تو نگهبان پولهایی هستي که مبادا کسی آن را ببرد.