بنام خداوند جان آفرين حكيم سخن در زبان آفرين
بنام خداوند جان و خرد كزين برتر انديشه برنگذرد
سلام بر همه مهربانان
بوعلي سينا – قسمت سوم
مروري بر عقايد فلسفي ابن
سينا
1-
نابرابري هاي اجتماعي
به
عقيده ي ابو علي سينا زندگي انسان با حيوان متفاوت است . علت اين تفاوت در دو چيز
است :
1- نيازهاي انسان به آن دليل كه انسان از عقل پيروي
مي كند ، متعدد و متنوع است .
به
همين دليل ، نيازهاي انسان طيف و سيعي از خواسته هاي مادي ، معنوي ، فردي و
اجتماعي را شامل مي شود . اما نيازهاي حيوان صرفاً مادي ، فردي و فاقد هر گونه هدف
و كمال جويي آگاهانه است ؛ چرا كه حيوان تابع غريزه است .
2- چون نياز انسان متعدد است و خود نيز به تنهايي
قادر نيست همه ي نيازهايش را تأمين كند ، به تقسيم كار روي مي آورد و روشي برمي
گزيند كه به تعاون و همكاري مي انجامد . ضرورت ديگر اين همكاري در تفاوت انسان ها
از همديگر است . به بيان ديگر، هر يك از انسان ها استعداد برآوردن يك يا چند نياز
انساني را دارد. از اين رو ، در صورت همكاري جمعي ، مي تواند به همه ي نيازهاي
خويش پاسخ دهد .
اختلاف انسان ها در استعداد و
توانايي ، از حكمت و مشيت الهي سرچشمه مي گيرد و براي بقا و تكامل جامعه ي انساني
ضروري است . به بيان ديگر ، اگر همه ي مردم پادشاه باشند ، همديگر را نابود مي
كنند . اگر همه غني و توانگر و در ثروت ، يكسان و برابر باشند، هيچ كس براي ديگر ي
كار و خدمت نمي كند و نياز هيچ كس بر آورده نمي شود و اگر همه در فقر به سر برند ،
از تنگدستي ، گرسنگي و تشنگي هلاك مي شوند .
اين
تفاوت ها ، اختلاف در درآمد و ثروت و سرانجام ، پديد آمدن طبقات اجتماعي را فراهم
مي آورد . برپايه ي همين تفاوت ها ، سه طبقه ي سياستمداران ، صنعتگران و پاسداران
در جامعه شكل مي گيرند .
سياستمداران در رأس جامعه
قرار دارند . در طبقه ي سياستمداران نيز بايد مدير و سياستمداري قرار داشته باشد
كه حقايق فلسفي را بداند و يا مبادي دين را بشناسد. اگر حقايق فلسفي را مي فهمد بر
اساس آن و گرنه برپايه ي مبادي دين به وظايفي همچون هدايت رعيت به عبادت ، تحقق
عدالت اجتماعي ، تهيه ي ابزار جنگي و نظارت بر دخل و خرج بيت المال بپردازد . او
همچنين بايد مردم را به اطاعت از جانشين خود كه بر اساس صفات علم ، شجاعت و مانند
آن برمي گزيند ، وادارد ؛ زيرا فقط در اين صورت ، مدينه ي عادله و صالحه ، كه
تأمين كننده ي سعادت دنيا و آخرت بشر است ، شكل مي گيرد .
2-
حكومت ديني
به
عقيده ي ابن سينا ، وجود قانون عدل و اجراي آن متضمن استقرار امنيت و فراهم شدن
آزادي در جامعه است كه آن نيز به رفاه و آسودگي دنيا و آخرت انسان ها منجر مي شود.
البته قانوني ، چنين رهاوردي دارد كه پيامبران از
سوي خداوند آورده اند و يا ناشي از قانون الهي باشد و معصومان ( ع) و يا جانشينان
آنان ( عالمان ديني ) آن را به مرحله اجراگذارند.
از
نظر ابن سينا ، اين قوانين سه دسته اند :
1- قوانين عقلي : اين قوانين در همه ي مكانها و
زمان ها ثابتند و درستي و نادرستي همه چيز به آن سنجيده مي شود
2- قوانين كلي : قوانيني هستند كه با گذشت زمان
تغيير مي كنند و در مكان هاي مختلف اشكال گوناگوني به خود مي گيرند و اين قوانين ،
نحوه ي اجراي قوانين عقلي را نشان مي دهند و به عنوان مفسر قوانين عقلي به كار مي
روند.
3- قوانين جزئي : قوانيني كه به وسيله ي شوراهاي
محلي و با تبادل نظر با افراد كاردان پديد مي آيند و شديداً در معرض تغيير و
دگرگوني اند ، قوانين جزئي نام دارند .
حكومتي كه قانون عدل را به
مرحله ي اجرا مي گذارد ، بايد خود عالم به قانون و عامل به آن باشد . حكومتي
شايستگي اجراي قانون را دارد كه دور انديش ، انديشمند و عالم در دين باشد .
بنابراين ، او تمايزي بين دين و سياست قايل نيست و اين دو را از يك مقوله ي واحد
مي داند . چنين حكومتي « حكومت ديني » است . حكومت ديني قوانين مورد نياز رعيت را
فراهم مي آورد . و خود و مردم را ملزم به رعايت مقررات مي داند . بدين سان ، دست ستمگران از ستمديدگان
كوتاه مي شود و عدالت در جامعه استقرار مي يابد.
همچنين حكومت ديني وظيفه
دارد سازمان هايي را براي اداره ي امور مردم تشكيل دهد ، مردم را به كار فراخواند
و از بيكاري بازدارد . از كار افتادگان را جمع آوري نمايد و آنان را سرپرستي كند ،
در تأمين كالاهاي مورد نياز مردم بكوشد و از كارها و حرفه هاي بي ثمر و زيان آور
جلوگيري نمايد . علاوه بر آن ، حكومت ديني بايد مروج تعاون و همكاري ، سوادآموزي و
درست كاري باشد و از تخلف از قانون و سرپيچي از اوامر حكومت ممانعت به عمل آورد .
3-
نقش سياسي خانواده
ازدواج
پيوند دهنده ي زن و مرد و عامل پديد آوردن خانواده است . تعدد خانواده ها
وخانوارها نيز به تشكيل جامعه و اجتماع مي انجامد . بنابراين ، ازدواج به سه دليل
صورت مي گيرد :
1- مهم ترين عامل درپيدايي خانواده ، نياز بشر به
غير است . انسان بدون كمك ديگران و به تنهايي ، قادر به ادامه ي حيات وتأمين
نيازهاي جسمي و روحي خود نيست .
2- ازدواج وسيله اي مناسب و مطلوب براي توالد و
تداوم نوع بشر است .
3- محصول ازدواج ، كودكاني هستند كه پس از رشد ،
عصاي دست پدران و مادران ناتوان ، عاجز و پير مي شوند . از اين رو ، ازدواج بيش از
آن كه تأمين كننده ي نيازهاي فردي باشد ، تأمين كننده ي نيازهاي جمعي است . در
نتيجه ، بعد اجتماعي ازدواج از بعد فردي آن برجسته ترمي نمايد .
در ساختار سياسي خانواده ،
مرد در رأس قدرت قرار دارد و او است كه مديريت و كياست خانواده را بر عهده مي گيرد
، برديگران فرمان مي راند و ديگران از او اطاعت مي كنند . اما مرد خانه در اداره ي
خانواده ( جامعه كوچك )، بايد به سه اصل توجه نمايد و سياست و اداره ي خانواده را
بر آن اصول قرار دهد .
1- بايد بداند كه « بهترين زن آن است كه عاقل ،
ديندار ، شرمگين ، زيرك ،دوستدار ، زاينده ، كوتاه زبان ، مطيع ، يك دل ، امين ،
گران سنگ و خادم شوي [شوهر] باشد و مال اندك شوي را از طريق اقتصاد ، فزوني دهد و
با خوي خوش ، غم هاي او را بگسارد و اندوه او را تسكين دهد .«
2- احترام به زن ، رعايت حال او ، تأمين نيازهايش
و تربيت او بر عهده ي مرد است تا زن بتواند به وظايف و تكاليف خود عمل نمايد
3- مرد بايد زن را به كاري مشغول كند ؛ زيرا زن
بيكار توان ، همت و وقتش صرف كارهاي بيهوده مي شود.
ابو علي سينا توصيه هاي
مذكور را به آن دليل ابراز مي دارد كه خانواده را اساس اجتماع مي داند ، سلامت آن
را به سلامت اجتماع پيوند مي زند و آگاهي از اين مسائل و به كار بستن آن را براي
مردان ، كه در رأس اين دو جامعه ( خانواده و اجتماع )
قرار دارند ، ضروري مي شمرد .
4-
ديگر آراء سياسي ابن سينا
افكار
سياسي ابن سينا محدود به آنچه گفته شد ، نيست ، بلكه وي در تأليفاتش به نكاتي ديگر
از موضوعات مرتبط با علم سياست به شرح ذيل اشاره كرده است :
1- او غايت زندگي انسان را سعادت مي دانست .
سعادت را نيز فاني در عقل فعال ( خداوند تبارك و تعالي
) تفسير مي كرد . به عقيده ي او ، فقط در صورت فاني شدن انسان در خدا است كه اتصال
و پيوند بين عالم دنيا با عالم آخرت برقرار مي شود .
2- ابن سينا با آگاهي از رابطه ي تنگاتنگ تعليم و
تربيت با پديده هاي سياسي ، توصيه مي كند كه كودكان را به ايمان بياراييد ، به
آنان اخلاق نيكو بياموزيد ، تندرستي شان را با ورزش حفظ كنيد ، سواد يادشان دهيد و
آن ها را به كارهاي شايسته اي كه به آن دلبستگي دارند ، بگماريد .
3- به اعتقاد ابن سينا ، علوم به دو دسته ي ثا بت
و غيرثابت تقسيم مي شود . علوم ثابت ( يا حكمت ) به نظري و عملي و حكمت نظري به
علوم طبيعي ، رياضي ، و علم الهي و حكمت عملي به علم اخلاق ، تدبير منزل و تدبير
مدني ( علم سياست ) تقسيم مي گردد .
4- شيخ الرئيس عقيده داشت كه دريافت ماليات ،
غرامت هاي جنگي و مصادره ي اموال مخالفان حكومت ، تنها راه تهيه ي مخارج سپاهيان ،
كارمندان ، بيماران ، از پاافتادگان و ديگر نيازمندان است .
5- اخلاق و صفات
ابن
سینا از حیث نیرو جسمانی مردی نیرومند بود و به همین خاطر از کار کردن احساس خستگی
نمیکرد. او با داشتن این نیروی فراوان جسمی میتوانست از پس کار وزارت
فرمانروایان برآید و همیشه چه در سفر و چه در نبرد همراه آنان باشد و علاوه بر این
به کار دانش و نوشتن نیز بپردازد. میگویند که او شبها تا دیرگاه به نوشتن کتاب و
رساله میپرداخت و در این کار افراط میکرد. ابن سینا از لحاظ نیروی ذهنی و تفکر
نیز بسیار نیرومند بود. اینکه او در هجده سالگی توانست تمامی دانشهای زمان خود را
فراگیرد خود نشانگر نیروی ذهنی اوست.
نکتهٔ
منفی در اخلاق ابن سینا گفتار زشت و تند او نسبت به دانشمندان همدورهٔ خود و حتی
به گذشتگانی مانند افلاطون و زکریای رازی بود.
6- ابن سینای فیلسوف
ابن سینا بسیار تابع فلسفه ارسطو بود و از این نظر به استادش فارابی شباهت دارد. مبحث منطق و نفس در آثار او در واقع همان مبحث منطق و
نفس ارسطو و شارحان او نظیر اسکندر افرودیسی و
ثامیسطیوس است.
اما ابن سینا هرچه به اواخر عمر نزدیک میشد، بیشتر از ارسطو فاصله میگرفت و به افلاطون و فلوطین و عرفان نزدیک میشد. داستانهای تمثیلی او و نیز کتاب
پرحجم منطق المشرقین که
اواخر عمر تحریر کرده بود، شاهد این مدعاست. امروزه از این کتاب تنها مقدمه اش در
دست است. اما حتی در همین مقدمه نیز ابن سینا به انکار آثار دوران ارسطویی خویش
مانند شفا و نجات میپردازد .