راهکارهای مدیریت پروژه

راهکارهای مديريت پروژه:
مديران پروژه در عمل منحصرا" مدير نمي باشند, بلکه عاملان ان
جام کار نيز مي باشند . آنان از هدر رفتن زمان توسط مديران و
عوامل اجرايي کارها رنج مي برند . اگر خود آنان مراقب نباشند
و بيش از حد معمول روی نقش کاری خود بجای نقش مديريتی تاکيد و
رزند , ممکن است همواره در دام ربايندگان زمان باقی بمانند تع
دادی از عواملی که در اين زمينه نقش دارند عبارتند از :
- شکست در مذاکره
- ضغف در گزارشها
- شکايتهای پی در پی
- قرار گرفتن اطلاعات در مکان نامناسب
- تغيير اولويتها
- به تعويق انداختن کارها
- تعداد بيش از حد جلسات
- روشن نبودن شرح وظايف
- فقدان دانش فنی
- سفرهای بيش از حد
- فقدان دانش تشويق
- دستورهای متناقص
- نظارت بيش از حد
- آرزوی بي عيب و نقص بودن کارها
- نبودن نيروي انسانی ماهر
و برعکس عواملی که در استفاده بهتر مديران پروژه از زمان
نقش دارند عبارتند از :
- مذاکره
- انجام کارها طبق برنامه
- تصميم در مورد اينکه کار به چه کسی ارجاع شود
- آغاز گر امور بودن
- کاستن از سفرها
- آينده نگری
- خويشتن داری در هنگام عصبانيت
- کنترل مدت زمان تماسهای تلفنی
- ارسال دستور جلسات به مدعوين قبل از برگزاری آن
- حذف ملاقاتهای خصوصی

روشهای نوین اجرا

درپاسخگوئي به مسكن مورد نياز اقشار مختلف جامعه سه محور اصلي توليد انبوه،
مقاوم سازي، سرعت و ارزاني در ساخت و ساز ضرورت مي يابد. دستيابي به اين مهم با
بهره گيري از فناوريهاي نوين در ساخت مسكن امكان پذير ميشود. لذا از سالها قبل بخصوص در دهه گذشته سازندگان مسكن به استفاده از مصالح و روشهاي نوين ساخت رو آوردند. بدين جهت داشتن معيارهاي فني استفاده صحيح از روشهاي شناخته شده براي مهندسين طراح و ناظرين ساخت ضرورت يافت. در اين راستا عناوين همايشهاي سالانه سياستهاي توسعه مسكن كه توسط وزارت مسكن وشهرسازي به اجرا در مي آمد به سمت فناوري نيز گرايش يافت. بدين لحاظ در مهرماه سال 1379 هفتمين همايش سياستهاي توسعه مسكن با عنوان «فناوري در صنعت ساختمان و مسكن» برگزار شد كه اهم نتايج حاصل از آن مشتمل بر جمع آوري اطلاعات مصالح ساختماني و فناوري در صنعت ساختمان و مسكن، پشتيباني از اشخاصي كه در اين زمينه داراي ابداعات و ابتكارات نوين هستند،‌كاربردي كردن روشهاي جديد توليد صنعتي ساختمان، شناساندن و بهره گيري جامعه مهندسي از روشهاي نوين ساخت، ارتقاء كيفيت توليد مصالح سازه اي، سبك سازي و مقاوم سازي، حفظ محيط زيست، كاهش هزينه هاي توليد، بهينه سازي مصرف انرژي در ساختمان در بيانيه هيات علمي مربوط آمد و در ابعاد وسيعي توسط سازمان ملي زمين و مسكن پيگيري گرديد.

 

  در سال هاي اخير، تقاضا براي سكونت در مجتمع هاي مسكوني بزرگ افزايش يافته است، سرعت اين افزايش، بسته به اندازه شهر و نرخ رشد جمعيت آن متفاوت است.

در شهرهاي كوچك و متوسط ، اغلب مجتمعهاي مسكوني در اطراف شهرها، استقرار يافته اند. اين مجموعه ها كه اغلب براساس ضوابط و مطالعات طرحهاي آماده سازي طراحي شده اند، تعداد زيادي واحد مسكوني را شامل مي شود كه در قالب تعدادي بلوك ساختماني 3 تا 5 طبقه، برروي يك قطعه زمين بزرگ (بارعايت فواصل معيني از يكديگر) احداث شده اند. در اين اراضي، عليرغم وجود مجتمعهاي مسكوني، ساختمانها كم ارتفاع مي باشند و اقتصاد زمين، احداث بناي بلندمرتبه را توجيه نمي كند.

درمقابل در شهرهاي بزرگ، لفظ مجتمع مسكوني، ساختمانهاي بلند و پر واحد را در ذهن تداعي ميكند و ارزش بالاي زمين، احداث بناي كوتاه وكم طبقه را غير اقتصادي و بدون صرفه ساخته است.

توان اقتصادي خانوار، فرهنگ، مديريت ساخت و مديريت بهره برداري، نقش موثري در تشويق خانوارها به سكونت در مجتمع هاي مسكوني دارد.

سهم گروههاي مختلف درآمدي و اقشار مختلف اجتماعي در استفاده از مجتمعهاي مسكوني يكسان نيست. در حالي كه در شهرهاي بزرگ 10 درصد ساكنين اين مجتمع ها را خانوارهاي مرفه تشكيل ميدهند. در شهرهاي كوچك و متوسط ، هيچ خانوار مرفهي در آپارتمان زندگي نمي كند. البته ناگفته نماند كه در اين شهرها هيچ خانوار كم درآمدي هم در مجتمع مسكوني زندگي نمي كند. اين خانوارها سكونت در مسكن تك واحدي كوچك حاشيه يا مناطق ارزان شهر را برگزيده اند. سكونت در مجتمعهاي مسكوني خاص گروههاي ميان درآمدي است كه در شهرهاي مختلف داراي شدت و ضعف است.

آپارتمان نشيني در كشور، يكباره ايجاد نشده، بلكه نياز به مسكن و محدوديت اراضي، شهرها و شهروندان را ناگزير از طي اين مسير نموده و به قاموس همسايگي، عبارت فرهنگ آپارتمان نشيني و مديريت آپارتمان و ... را نيز افزوده است.

مشكلات آپارتمان نشيني و اختلافات ميان همسايگان معلول عوامل مختلف و متعددي است. عدم توافق ساكنين در نحوه استفاده از مشاعات، وجود سلايق، فرهنگها و اختلافات محسوس اجتماعي ميان ساكنين، عدم وجود ضوابط و مقررات مدون براي طراحي، ساخت و بهره برداري از اين مجتمعها،‌ عدم توجه ساكنين به رعايت حقوق همسايگان و عدم الزام ايشان به جبران خسارات احتمالي كه مسبب آن هستند، از جمله عواملي است كه سكونت در اين مجتمعها را مشكل ساخته است.

به طور كلي عناصر عمده زير در ميزان اختلافات و يا توافقات ميان ساكنين يك مجتمع نقش دارند كه توجه به آنها مي تواند راهنماي طراحان و مديران مجتمعها (در طول دوره بهره برداري) قرار گيرد :

1-  سابقه مدني استفاده كننده و شهر محل استقرار مجتمع ازهمين نظر.

2-  گروه درآمدي مصرف كننده ها

3-  تعداد واحد مورد استفاده

4- حضور و يا عدم حضور مصرف كننده به هنگام طراحي و ساخت

5- در شرايط عدم شناخت ساكن آتي و يا تغييرات زياد آنها

6- واحدهاي استيجاري بسيار كوچك دوره گذار خانوار كه به وسيله بخش عمومي احداث ميشود.

7- ويژگيهاي عمومي منطقه مورد استقرار ازنظر موقعيت در شهر يا ارتباط با شهر و دسترسي به خدمات و تسهيلات عمومي منطقه.

مشكلات و مسائلي كه در طول روند بهره برداري از مجموعه هاي مسكوني براي ساكنين پيش
مي آيد، فارغ از نقصان مديريت، ضوابط و قوانين نافذ و مدون و ديگر عواملي از اين دست، به شكل ريشه اي تر به عللي بازميگردد كه گاه در مرحله طراحي، ساخت و اجراي بنا قابل پيشگيري بوده و چه بسا رفع كامل آنها مقدور باشد.

لذا جلب توجه و الزام طراحان و سازندگان به رعايت خصوصيات كيفي و بعضا“ كمي استعدادهاي فضايي مشاعات، عناصر و فضاهايي كه فراتر از حيطه خصوصي هر واحد، برحسن همجواري و همسايگي واحدها تاثير مي گذارند، مي تواند بسيار موثر باشد، كه در اين مطالعات آنها را مورد توجه قرار داده ايم و نتايج آن را به عنوان راهنماي طراحان و سازندگان به تفكيك انواع مجتمعهاي مسكوني (به لحاظ درآمد ساكنين و تعداد واحدها) ارائه نموده ايم.

در پي دستيابي به هدف فوق با ارائه تعريفي از فضاهائي كه موجب همگرايي و يا واگرائي ميشوند، دسته فضاها و عناصر را در قالب دو دسته كلي به بحث خواهيم گذارد.

1-    فضاهائي كه كاركرد اصلي آنها، به گونه اي است كه ممكن است موجب واگرائي و تشتت بين ساكنين شوند و كاركرد اصلي آنها، در جهت استقلال بخشيدن به واحدها بوده و يا مرتبتهاي فضائي گذار از عرصه عمومي به خصوصي را تعريف و تسهيل مي كنند و همچنين عناصري كه داتا“ تفكيكشان براي هر واحد الزام آور ميباشد.

2-    فضاهائي موجب همگرايي هستند كه در جهت همسوكردن روابط واحدها و افزايش حسن همجواري ساكنين واحدهاي همسايه موثر بوده و يا داتا“ عناصر و فعاليتهايي را در خود جاي ميدهند كه مشاركت ساكنين را در بهره برداري از آن الزام آور مي نمايد.

بارشد سريع جمعيت شهري و روند روبه رشد نياز مسكن، ضرورت استفاده بهينه از زمين و بكارگيري فن آوريهاي نوين، انبوه سازي و مجتمع سازي در شهرهاي بزرگ و متوسط را رواج داده و بخش عظيمي از نياز به مسكن در شهرها ازطريق احداث مجتمعهاي مسكوني تامين ميگردد.

ضرورت و اهميت ويژه اي كه مديريت بهره برداري از اين مجتمعها دارد، پيوسته يكي از محورهاي اساسي همايشهاي سالانه «سياستهاي توسعه مسكن در ايران»، موضوع مديريت بهره برداري و نگهداشت مجموعه هاي مسكوني بوده است. با بررسي مجموعه مقالات همايش هاي فوق الذكر در سالهاي 1373 لغايت 1376 و سال 1380 كه جمعا“ شامل 315 مقاله ميباشد. متاسفانه هيچگونه مقاله اي با موضوع مديريت بهره برداري مجموعه هاي مسكوني ارائه نگرديده، فقط تعداد معدودي از مقالات (حدود 10 مقاله) آنهم در رابطه با فرهنگ آپارتمان نشيني در مجموعه مقالات ياد شده مطرح شده است.

براين اساس نگارنده تصميم به انجام تحقيق و ارائه مقاله در اين محور و با عنوان :‌«قانون تملك آپارتمانها و مديريت بهره برداري از مجموعه هاي مسكوني» گرفته و در بدو امر مباني قانوني مديريت بهره برداري مجموعه هاي مسكوني را مورد بررسي قرار داده است.

اولين قانون در سال 1344 با عنوان «قانون تملك آپارتمانها» و در سال 1347 آئين نامه اجرائي اين قانون به تصويب رسيده و در سالهاي 53 ، 58 ، 59، 71 ، 75 و 76 اصلاحاتي در آنها صورت گرفته است.

مواد مختلفي از اين قانون و آئين نامه اجرائي آن وظايفي را بعهده وزارت مسكن وشهرسازي گذاشته است كه جملگي از نوع تصدي بوده و به همين دليل تاكنون به درستي اجرا نگرديده است.

ازطرفي به منظور رهاسازي دولت از تصدي هاي غير ضرور، رديف 5 بند ب ماده 1 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران،‌ شناسائي و واگذاري وظايف، امور، فعاليتهاي قابل واگذاري دستگاههاي دولتي به شهرداريها و بخش غير دولتي، تصريح گرديده است. باتوجه به ضرورت وجود انسجام و هدايت و راهبري مديريتهاي مجموعه هاي مسكوني و مشاركت و همكاري هرچه بيشتر شهروندان ساكن  با مديريتهاي مجموعه هاي مسكوني و مديريت شهري، بهترين جايگزين وزارت مسكن و شهرسازي جهت اجراي قانون ياد شده، شهرداريها
مي باشند.

بنابراين در مقاله تقديمي، پيشنهاد اصلاح قانون تملك آپارتمانها و چگونگي اجراي آن توسط شهرداريها بعنوان مديريت شهري و جايگاه مديريت مجموعه هاي مسكوني ارائه ميگردد.

دراين مقاله،‌ نتايج تحقيقي كه نگارنده پيرامون رعايت يا عدم رعايت قانون يادشده و نحوه مديريت بهره برداري تعدادي از مجموعه هاي مسكوني انجام ميدهد ارائه و پيشنهادات نيز مبتني بر نتايج حاصل از تحقيق فوق الذكر خواهد بود.

نقد سياستهاي توليد و تامين مسكن با تاكيد بر اهميت و نقش عوامل توليد، درسه شكل زير امكان پذير ميباشد :

الف-  بررسي و تحليل سياستهاي توليد مسكن در قالب بررسي عوامل توليد.

ب – بررسي و تحليل عوامل غيرساختماني موثر در توليد مسكن.

ج – بررسي و تحليل سياستهاي تامين مسكن در ايران.

 

درتحليل سياستهاي توليد مسكن – مورد بند الف – ابتدا ضمن معرفي عوامل توليد، كوشش خواهد شد؛ روابط و تاثيرات متقابل اينگونه عوامل در محدوديتها و يا مزيتها در توليد مسكن بررسي گردد.

عوامل چهارگانه زمين، سرمايه،‌ مصالح و نيروي انساني. چنانچه به مسئله توليد ساختمان كاملا“ بصورت مجرد پرداخته شود، از جمله ضروري ترين عوامل موثر در ايجاد هرگونه بنا بويژه بناي مسكوني ميباشند و فقدان هريك از عوامل يادشده، موجب شكست
برنامه هاي توليد خواهد شد.

 

ليكن براي ورود به مقوله توليد ونقد آن، لازمست ابتدا به سوالات ذيل پاسخ داده شود:

1-      توليد مسكن براي چه كساني ؟

2-     توليد چه نوع ساختمان با چه مشخصاتي ؟

3-  در كجا ؟

براي پاسخ به سوالات يادشده، فرض براينست كه شناخت «وضع موجود» حاصل است. بنابراين باتوجه به داده هاي مطالعه وضع موجود كه بيانگر كمبود مسكن، گراني آن و كيفيت نامناسب ميباشد، پاسخ سوالات روشن است و نتيجه آنكه، ميبايست توليد ساختمانهائي برنامه ريزي شود كه امكان ساخت انبوه آن ميسور باشد و ضمن برخورداري از استحكام لازم و استاندارد، بعنوان ساختمان مسكوني ارزانقيمت قابل اتلاق باشد.

در فرآيند برنامه ريزي يكي از حلقه هاي اصلي آن امرسياست سازي  (POLICY, MAKING)بوده و جايگاه آن پس از تدوين اهداف و قبل و بعد از برنامه عمليات  (ACTION, PLAN)است به همين علت است كه گفته مي شود وصول به اهداف نيازمند تدوين سياستها و خط مشي هاي اجرايي بوده و در تعريف، آن را به عنوان «اهرم دستيابي به اهداف» بيان مي نمايند. تدوين آنها در دو سطح زماني و مكاني مطرح بوده و مهمترين معيارهاي بررسي و ارزيابي سياستها به حساب مي آيند. همچنين تدوين آنها در ابعاد ميان بخشي و زيربخشي و يا كلان و خرد از اهميت ويژه اي برخوردار بوده و مجموعا“ دربرگيرنده ماتريكسي است كه معيارهاي مذكور ستونهاي افقي و عمودي آن را تشكيل ميدهند.

از ديدگاه مكاني مسكن به عنوان جزيي از اجزاء ارگانيزم شهري، پيوندي ارگانيك با ساير عناصر شهري داشته و به عنوان نمونه تدوين و اجراي هرنوع سياست مسكن بدون ملحوظ داشتن تراكم هاي جمعيتي و تراكم هاي ساختماني در سطوح مكاني مختلف و متعاقبا“ تامين خدمات زيربنايي لازم، عبث و بي ثمر خواهد بود. مجموعه اين ويژگيها در سندي تحت عنوان طرح توسعه شهري انعكاس يافته و مسكن و سياستهاي اجرايي آن بخشي از اين مجموعه به حساب مي آيند. در بعد زماني جهت گيريهاي جامعه در درازمدت  (LONG TERM PLAN)و براساس
پتانسيل هاي مكاني
 (SPACIAL, POTENTIALITY) مشخص گشته و براين اساس برخي اهداف و سياستها در زمينه هاي جمعيت و خانوار، ساماندهي مسكن و ... بررسي و مشخص ميگردند. مبتني بر اين چشم انداز دراز مدت كليه امكانات و تجهيزات درقالب سياستهاي ميان مدت و كوتاه مدت و در شكلي انسجام يافته تجهيز گشته و اهداف بلندمدت را در 4-5 برنامه پنجساله قابل حصول مي نمايند.

در راستاي مفاد فوق، تدوين سياستهاي مسكن در برنامه سوم شكل نگرفته و به همين علت و عليرغم طيف وسيعي از قوانين و راهكارهاي مختلف از جامعيتي كامل برخوردار نيست. فقدان هماهنگي مابين برنامه بخش مسكن و برنامه هاي توسعه مكاني در سطوح ملي، منطقه اي و به ويژه شهري مهمترين نكته ضعف در برنامه هاي مسكن به حساب مي آيد.

در حال حاضر شهر تهران،‌ به خاطر عدم برخورداري از طرحهاي جامع و تفصيلي و نبود تراكم هاي ساختماني ، با مقوله اي بس پيچيده تحت عنوان «تراكم فروشي» مواجه بوده كه هرنوع طرح جامع مسكن را باشكست مواجه مي سازد. چنين تفكر غلطي، به ساير شهرها تسري يافته و متاسفانه كشور شمول گشته است. طي سالهاي پيش، اين مقوله تا بدان جا جلو رفت كه مقرر بود تراكم خريده شده به نام «تراكم سيال» در بازار آزاد مسكن مبادله و معامله گشته و حتي با ساير كالاها معاوضه گردد؟! چنين سياستي هيچ جايگاهي در برنامه ريزي نداشته و تحت هر شرايطي مردود و داراي اثرات تخريبي است.

سياستهاي مسكن برحسب موقعيت فضايي و اسكان گروههاي درآمدي مختلف بايستي متفاوت بوده و يكسان بودن آن دركل جامعه چندان صحيح و موفقيت آميز به نظر نمي رسد و ميتواند به تفكيك تهران، شهرهاي بزرگ و متوسط  و كوچك متفاوت باشد. تدوين چنين سياستهايي نيازمند يك نوع گفتمان ميان بخشي است كه مهمترين بستر آن طرحهاي منطقه اي- محلياست و همكاري دستگاههاي مختلف به مانند سيستم بانكي، شهرداريها، وزارت نيرو، شركت گاز،‌ مخابرات و ... ازاين طريق امكان پذير ميگردد. در اين راستا سيستم بانكي ميتواند در شهرهاي متوسط و كوچك و در جهت توسعه بيشتر خانه سازي ومآلا“ جذب جمعيت بيشتر، تسهيلات با سود كمتر اعطا كرده و به همين نسبت ساير دستگاهها تفاوتهايي را مابين مناطق مختلف به اجرا درآورند.

اعمال سياستهاي فوق، باعث تعادلهاي جمعيتي، كاهش تقاضاي مسكن در تهران و شهرهاي بزرگ، حفاظتهاي زيست محيطي،‌كاهش آلودگيهاي شهري، توازن هاي فيزيكي در حجم و شكل ساختمانها، ‌چشم اندازهاي آرام بخش محيطي، كنترل و نظارت دقيق تر در اجراي صحيح ساختمانها، پيشگيري از حاشيه نشيني، مشاركت بيشتر مردم در اقدامات عمراني و بسياري نقاط قوت ديگر گشته و مآلا“ حركت به سوي سالم سازي شهر را امكان پذير مي نمايد

  طي دهه هاي گذشته، خصوصا“ پس از جنگ جهاني دوم، همزمان با نياز كشورهاي صنعتي به بازسازي و توليد مسكن براي قشرهاي مختلف جامعه، فن آوري و دانش فني در صنعت ساختمان نيز بطور چشمگيري گسترش پيدا كرد كه مهمترين اثر آن را ميتوان، گرايش به توليد صنعتي ساختمان نام برد.

تحقيقات نشان ميدهد كه اگرچه امروزه پس از طي مسير پرفراز و نشيب، گرايش به توليد صنعتي در طول سالهاي گذشته نياز  مسكن در برخي از كشورهاي صنعتي و توسعه يافته را تا حدي برطرف نموده، لكن پي آمدهاي ناگوار آن در زمينه هاي فرهنگي، اقتصادي و بخصوص زيست محيطي، آثار سوء جبران ناپذيري بهمراه داشته است. بطوريكه امروزه اين كشورها براي كاهش خسارات وارده ناچار به صرف هزينه هاي گزاف مي باشند تا لااقل بخشي از سياستهاي توسعه پايدار و حفظ محيط زيست جهاني را محقق نمايند (پروتوكل ريو و كيوتو).

با اين وجود، بررسيهاي دقيق انجام شده در داخل و خارج از كشور نشان ميدهد كه بهترين راه  براي  تامين مسكن قشرهاي متوسط و كم درآمد جامعه، گرايش به انبوه سازي است و تنها راه تحقق اين هدف باتوجه به ميزان رشد جمعيت و مسائلي از قبيل محدوديتهاي انرژي، زمان، مكان و هزينه، «استفاده از فنون نوين در توليد صنعتي ساختمان» است. بعبارت ديگر، آنچه كه اكنون بايد به عنوان مهمترين سياست در برنامه ريزي كلان كشورهاي درحال توسعه مورد توجه قرار گيرد، بهره گيري از «فن آوريهاي نوين» و «تجربيات كشورهاي صنعتي و توسعه يافته» است.

لازم به ذكر است كه هنوز حدود ده كشور در جهان به هدف خود در آمايش كامل نرسيده اند كه محيط زيست جهاني به خطر افتاده است. بديهي است درصورت پيروي بيش از دويست كشور درحال توسعه از سياستهاي نادرست كشورهاي صنعتي، روند تخريب با شتاب فزاينده گسترش پيدا خواهد كرد و شرايط محيط زندگي را در بسياري از نقاط كره زمين غيرقابل تحمل خواهد ساخت. لذا  مي بايست بااتخاذ سياست واحد براي حل اين معضل در سطح ملي و بين المللي گام برداشته شود.

مقاله حاضر به نقد و بررسي سياستهاي انبوه سازي در كشورهاي صنعتي پرداخته و با اشاره اي گذرا به نياز انبوه سازي در ايران، چگونگي  بهره وري از فن آوريهاي نوين را، مورد توجه قرار داده تا ضمن طرح برخي از مهمترين مشكلات درگير در صنعت ساختمان، رهنمودهايي براي سياستهاي توليد مسكن انبوه در آينده، ارائه نمايد.

مسكن به عنوان يكي از نيازهاي اوليه هر خانوار از اهميت خاصي برخوردار است و در فرهنگ ايراني مسكن جايگاه ويژه اي دارد. بازار اين كالا در مناطق شهري ايران در دو دهه اخير شاهد نوسانات شديد بوده و اثرات اين نوسانات به علت ارتباط مستقيم و غير مستقيم اين بخش با ساير بخشهاي اقتصادي معمولا“ زيانبار بوده است. سوال اصلي اين است كه دليل نوسانات چيست؟ بنظر ميرسد اين نوسانات از ساختار بازار مسكن شهري در ايران،‌ ناشي شده باشد. عمده ويژگيهاي بازار مسكن در ايران به قرار زير است :

الف ) ريزبودن توليدكنندگان و زيادبودن تعداد آنها.

ب ) روش ساخت سنتي

ج) نبود مديريت يكپارچه اطلاعات در بخش مسكن شهري

 

بازار مسكن شهري در ايران از دير باز محل فعاليت افراد و شركتهائي است كه به روش سنتي به ساخت مسكن مي پردازند. روش توليد و كوچك بودن اندازه بنگاهها باعث شده است توليدكنندگان ازصرفه جويي هاي ناشي از مقياس برخوردار نشوند. ازطرف ديگر نبود مديريت يكپارچه اطلاعات در اين بخش و وجود تاخيرات زياد در مراحل مختلف توليد باعث شده است عليرغم اينكه تك تك توليدكنندگان عاقلانه رفتار مي نمايند، رفتار جمعي غيرعاقلانه شده و سيستم دچار نوسان گردد. لذا بنظر ميرسد چاره كار تغيير اندازه بنگاهها، تغيير تكنولوژي توليد و صنعتي سازي بخش مسكن و يكپارچه سازي نظام مديريت اطلاعات باشد. در اين مقاله بااستفاده از روش ميان علمي  system dynamics به بررسي نارسائي بازار مسكن شهري در ايران پرداخته و نقش هريك از عوامل فوق را در بروز نارسائي بررسي خواهيم كرد.

با افزايش روزافزون جمعيت و به تبع آن نياز روزافزون به مسكن و نيز ناكارا بودن سيستمهاي سنتي و متداول در توليد انبوه مسكن، رويكرد به روشهاي صنعتي توليد ساختمان ضروري به نظر ميرسد.

خوشبختانه درمورد انبوه سازي و مسكن ارزان قيمت بخصوص بعد از جنگ جهاني دوم و نيز طي دهه هاي اخير درشرق و غرب، پروژه هاي متعددي اجرا شده ومورد بهره برداري قرار گرفته اند،‌ بنابراين در : مباني نظري، استانداردها، روشهاي ساخت، مديريت و ملاحظات دوره بهره برداري، مطالعات جامع و ارزشمندي در سطح جهاني فراهم آمده است كه باتوجه به اين تجربه ها و با
سرمايه گذاري مناسب و اتكا به توان مهندسي موجود و با برنامه ريزي، هدف گذاري و اجراي مناسب به سرعت مي توان بر مشكلات فائق آمد.

پيش سازي از قديم الايام، يعني از زمان پيدايش ابتدايي ترين انواع مصالح و توليد محدود دستي آنها تا امروز كه تحولات خارق العاده اي در شناخت خواص مواد و ابداع تركيبات جديد و توليد انبوه كارخانه اي پديد آمده است، روش هميشگي ساختمان سازي بوده است. هرچند نوع خاصي از توليد كارخانه اي همه اجزا ي مورد نياز يك ساختمان براي مشابه سازي انبوه كه 70 سال بعد از تجربه اجراي سريع قصر بلورين «جوزف پاكستون» لندن 1351 در سالهاي بعد از جنگ جهاني اول بطور وسيعي معمول شد و بعد از جنگ جهاني دوم درعين رواج بيشترش در خانه سازي مشهور به «پري فاب» عيوب فني و اجتماعي آن نيز مورد توجه قرار گرفت، اصطلاح «پيش سازي» را به خود اختصاص داد. حقيقت اين است كه پيش سازي مصالح و اجزاء ، قانون كلي و قاعده عمومي
 ساختمان سازي در همه ادوار بوده است . دليلش هم كاملا“ روشن است. توليد مصالح و اجزا، نيازمند  فرايندي است كه دريك كارگاه يا كارخانه تخصصي و مجهز كه شرايط محيطي در آن قابل تنظيم و امكانات آزمايش و بازبيني در دسترس باشد، امكان پذيرد، تا درمحل احداث ساختمان و درحين اجرا كه هيچيكي از آن شرايط موجود نيست.

اجراي صنعتي ساختمان و انبوه سازي آن از اهداف اعلام شده و ديرينه مسئولين مملكتي در ايران بوده و هست. نياز فوري كشور به زيربناي ساختماني حدود 45 ميليون مترمربع در سال است . درحاليكه با روشهاي متعارف ساخت و تجهيز كليه امكانات بخش دولتي و بخش خصوصي در سال فقط ميتوان حدود 17 ميليون مترمربع احداث كرد. در واقع برآوردن نيازهاي كوتاه مدت و درازمدت به ساختمانهاي مسكوني، آموزشي، بهداشتي، خدماتي يا صنعتي و دستيابي به كمينه قابل قبول ترازهاي زندگي تنها ازطريق بهره گيري از روشهاي صنعتي توليد ساختمان به ويژه
پيش سازي و انبوه سازي مسكن ميسر است.

دربررسي پديده توليد صنعتي مسكن درايران عوامل چندي بايد مورد بررسي قرارگيرند كه برخي از آنها به قرار زيرند:

1-                تدوين مباني نظري و تنظيم استانداردهاي لازم براي توليد صنعتي ساختمان درايران.

2-                اهميت دادن به انجام تحقيقات در زمينه توليد صنعتي ساختمان.

3-                ايجاد آموزشكده هاي فني و حرفه اي در زمينه آموزش توليد صنعتي ساختمان.

روشهای پیشرفته ساخت

روشهاي پيشرفته ساخت                                                                                             

امروزه مسائل ساختمان سازي بصورت اعم و مشكل مسكن بطور اخص در ايران به گونه اي است كه بارگران نابساماني هاي ناشي از آن، تقريباً بر دوش تمامي جامعه سنگيني ميكند. خرابي هاي ناشي از جنگ، رشد جمعيت و فرسودگي ساختمان هاي موجود از عوامل تشديد كننده اين معضل هستند براي حل اين مسئله با توجه به ابعاد وسيع آن بايد بدنبال راه حلهاي اساسي باشيم. مصالح و امكانات كشورمان به هر حال محدود و معين است و مقدار معتنابهي از آن نيز بدرستي صرف پروژه هاي زير بنائي كشور ميشود. لذا بايد با انتخاب روش هاي مناسب امكان توليد بيشتر مسكن را از منابع محدود و معين فراهم بياوريم.

استفاده حداكثر و بهينه از مصالح و امكانات و منابع موجود، كاهش نيروي انساني مصرف شده در متر مربع بنا سرعت زياد در اجرا ، امكان كنترل كيفي بهتر، ايمني بالاتر پايايي بيشتر، فضاي زيستي مناسبتر از مواردي است كه به كمك تكنولوژي پيشرفته در پي دستيابي به آن هستيم.

روشهاي توليد صنعتي و انبوه مسكن مدتها است كه در كشورهاي ديگر بطور گسترده بكار ميرود ولي متاسفانه در كشور ما جايگاه خود را نيافته و حتر در جامعه علمي و مهندسي ما هم بنحو قابل توجهي ناآشنا و بعضاً حتي متروك هستند كه آن هم ناشي از عدم شناخت اين روشها مي باشد.

شناخت روش هاي پيشرفته و بررسي وضعيت تطابق آنها با شرايط اقليمي و فرهنگي كشورمان كاملاً ضروري است وارد كردن بعضي از كارخانجات پيش ساخته و استفاده غير آگاهانه و نابجا از برخي روش هاي توليد صنعتي بدون توجه به نكته فوق تا حدي باعث بدبني و سوء نظر شده است.

با توجه به اينكه بتن از مصالحي است كه بسهولت شكل مي پذيرد و اجزاء متشكله آن به وفور در دسترس است و عمده روش هاي پيشرفته نيز بر اساس استفاده از اين ماده ميباشد. لذا مطالب اين قماله بر روي روشهاي صنعتي در ساختمانهاي مسكوني بتني متمركز گرديده است.

1-      روش هاي پيشرفته ساختمان سازي

صنعت ساختمان سازي مانند صنايع ديگر دائماً در حال تكامل و رقي است بعد از انقلاب صنعتي در غرب، نظام ها و ساختارهاي اجتماعي و اقتصادي در آنجا كاملاً متحول شد و با مهاجرت روستائيان و رشد سريع شهرها نياز به مسكن تشديد گرديد. اين ضرورت باعث پيدايش اولين جرقه هاي روشهاي پيشرفته ساختمان سازي شد كه عمدتاً مبتني بر سرعت اجرا و قيمت   ارزان بود پس از وقوع جنگهاي جهاني با توجه به اهميت ترميم خرابي ها اين روشها متحول شده و به تكامل امروزين خود رسيده اند.

در ايران نيز با توجه به آثار اجتماعي و اقتصادي به دهه اخير شاهد سيل مهاجرت روستائيان به شهرهاي فاقد امكانات بوده ايم كه باعث تقاضاي شديد مسكن شده و عدم توليد انبوه آن مشكل مسكن را به صورت يك بن بست درآورده است. نكته قابل تامل آنكه براساس آمار سال 1365 تنها 3/3% از كل ساختمانهاي موجود در كشور با استفاده از اسكلت فلزي يا بتني ساخته شده اند حال آنكه مثلاً ساختمانهاي خشت و چوب 8/18% يا خشت و گل 1/10% از ابنيه كشور را تشكيل مي دهد .

اين مسئله مويد كيفيت پائين ساختمان هاي موجود و آسيب پذيري شديد آنها در مقابل زلزله است كه گاه به گاه سبب فاجعه اي در اين مملكت مي شود.

1-2- جايگاه روش هاي پيشرفته و سنتي

با توجه به آمار موجود ضرورت احداث ساليانه در حدود چهارصد وچهل هزار واحد مسكوني تحولي اساسي در صنعت ساختمان كشور را طلب مي كند.

توليد اين تعداد واحد مسكوني با روشهاي متداول نيازمند وجود نيروي انساني لازم در تخصصهاي گوناگون نظير بنا گچ كار ، نجار، آهنگر ، جوشكار، آرماتوربند، كاشي كار، بندكش، آسفالت كار و ... است كه بسيار فراتر از امكانات كشورمان مي باشد تكيه صرف بر روي روش هاي متداول موجب كمبود بيشتر نيروي انساني ماهر و همچنين پايين آمدن كيفيت كار به سبب استفاده از نيروي نيمه ماهر بجاي ماهر مي شود بايد توجه داشت كه ساختان سازي سنتي جايگاه خود را خواهد داشت. ساخت واحدهاي پراكنده و غير انبوه درصد بالائي از توليد ساختمان را دارد و نه تنها خطر بيكاري صنوف مذكور وجود ندارد، بلكه برعكس كشور با كمبود نيروي انساني در اين زمينه روبرو خواهد بود محدوده اقتصادي روش هاي پيشرفته ساختمان سازي در زمينه توليد انبوه نظير شهرك ها تعاوني هاي مسكن مجتمع ها خانه هاي سازماني و شهرهاي جديد است.

در اين روشها اولاً نيروي ماشين جايگزين قسمت قابل توجهي از نيروي انساني مي شود و ازنظر كمي به نيروي كار كمتري احتياج است و ثانياً تركيب كيفي نيروي كار عوض ميشود چرا كه مسائل و جزئيات اجرائي از قبل فكر و حل شده است. تكليف گروههاي اجرائي مشخص و برنامه كار آنها بصورت سيكل هاي تكراري تنظيم شده است لذا نياز به مهارت هاي اجرائي را كه غالباً كمياب و گران است كاهش مي دهد به جز متخصصين محدود كه در طراحي و سرپرستي امور اجرائي پروژه بايد وجود داشته باشند بقيه نيروي انساني ( و در واقع قسمت اعظم آن) را ميتوان از افرادي كه در يك دوره كوتاه مدت آموزش ديده اند تامين كرد علاوه بر اين مزايا در بعضي از اين روشها( نظير كارخانجات ثابت پيش ساخته) نيروي كار از حالت فصلي و موقتي به صورت دائمي در ميايد چرا كه كار تابع شرائط جوي فصول مختلف نيست و نيز اشتغال دراز مدت است.

1-3- مزاياي روش هاي پيشرفته ساختمان سازي

1-3-1- استفاده مناسب از مصالح و امكانات موجود

در يك ساختمان اسكلت بتني متعارف عملاً براي هر متر مربع حدود kg35 آرماتور و حدود kg 220 سيمان مصرف مي شود در حالي كه به كمك بعضي از روش هاي پيشرفته ميتوان مصرف مصالح فوق را به حدود kg180 سيمان در متر مربع كاهش داد در اين روش ها از بتن آرمه بشكل مناسب تري استفاده ميشود و توزيع نيروها به نحو بهتري صورت ميگيرد و اجزا مختلف ساختمان ميتوانند در باربري به خدمت گرفته شوند.

به عنوان مثال : ميتوان به استفاده از پانل هاي بزرگ ديواري اشاره كرد كه هم مي تواند نقش جداكننده فضاها در ساختمان را داشته باشد و هم نقش باربري در برابر نيروي جانبي زلزله لذا استفاده مناسب تري از مصالح به عمل آمده است . همچنين امين سطوح كاملاُ صاف در دال ها و ديوارها استفاده از مصالح متفوت نازك كاري و پركننده مانند گچ و خاك ملات و غيره را حذف و يا به حداقل مي رساند. اتلاف مصالح در روش هاي سنتي كاملاً عادي و معمول است. بطوريكه در پايان هر مرحله از كار نظير گچ كاري يا سيمان كاري بايد مصالح ريخته شده و هدر رفته از محل خارج شود و اصولاً خروج نخاله ساختماني (مصالح تلف شده) در مراحل پياپي احداث ساختمان كاملاً عادي و معمول است. بطوريكه در پايان هر مرحله از كار نظير گچ كاري يا سيمان كاري بايد مصالح ريخته شده و هدر رفته از محل خارج شود و اصولاً خروج نخاله ساختماني ( مصالح تلف شده) در مراحل پياپي احداث ساختمان كاملاً عادي است ولي اين عمل در روش هاي پيشرفته تقريباً وجود ندارد. همچنين تخريب بطور سيستماتيك در روش هاي سنتي وجود دارد نظير تخريب محل لوله برق و آب و فاضلاب . جاي پريز و كنده كاري بخاطر نصب در و پنجره و غيره كه اين مسائل نيز در بسياري از روش هاي صنعتي كاملاً حل شده است در روش هاي پيشرفته دپو و نگهداري مصالح بطور متمركز و اصولي تر انجام مي گيرد در حالي كه در روش هاي سنتي مصالح بطور پرداكنده در محلهاي گوناگون دپو ميشود كه اين مسئله نيز اتلاف مصالح را بيشتر مي كند.

1-3-2- كاهش نيروي كار مصرف شده در متر مربع بنا:

در روش هاي سنتي متداول براي هر متر مربع بنا حدود 31 ساعت نيروي كار مستقيم مصرف مي شود( بدون در نظر گرفتن نيروي كار مصرف شده مثلاً در تهيه آجر و غيره) . نيروي كار مصرف شده در روش هاي پيشرفته به گونه اي چشمگير كاهش مي يابد كه مقدار آن بسته به مورد متفاوت است ولي به عنوان مثال: در يك پروژه به 3/12 ساعت براي هر متر مربع بنا كاهش يافته است. اصولاً در اين روش ها ماشين آلات بطور گسترده جانشين نيروي كار عضلاني انسان مي شود.

همچنين بخاطر سيستمي و صنعتي بودن يعني نظام داشتن كار، جزئيات اجرائي تماماً از قبل فكر شده و مسائل همه حل شده است. لذا افراد (اعم از كارگر و تكنسين و مهندس) در هنگام اجرا وقتي را به خاطر حل بعضي جزئيات و ريزه كاري ها صرف نمي كنند و فقط كار معين و تكراري را انجام مي دهند. كاهش فوق العاده مصالح مصرف شده نيز به تناسب، نيروي كار لازم را كاهش مي دهد.

1-3-3- سرعت در اجرا:

كاملاً روشن است كه بكمك روش هاي پيشرفته( در صورت انتخاب روش مناسب) زمان اجرا بميزان زيادي كاهش مي يابد. اين امر باعث برگشت سريعتر سرمايه و آمادگي سريعتر پروژه براي بهره برداري و نتيجتاً كاهش مخارج بالاسري نيز خواهد شد كه حاصل همه آنها افزايش ميزان سوددهي است.

1-3-4- كاهش قيمت تمام شده:

سه عامل پيش گفته از مهمترين فاكتورهاي هزينه هستند لذا به كمك اين روش ها با توجه به كيفيت بالاي واحد توليد شده، قيمت تمام شده نسبت به روش هاي سنتي كاهش مي يابد.

1-3-5- امكان كنترل كيفي بهتر:

در يك روش صنعتي اصولاً امكان كنترل كيفي بهتر مي شود جزئيات مراحل كار برنامه ريزي شده است و مي توان نحوه كار را بگونه اي طراحي كرد كه احتمال خطا يا افت كيفيت حداقل گردد. اصولاً چون سيكل كار و محصول توليد شده به تعداد زياد تكرار مي شود، سرمايه گذاري روي طراحي روش مطلوب ارزش پيدا مي كند.

1-3-6- ايمني بالاتر:

با توجه به زلزله خيزي كشور ما و ضرورت ايمن سازي ساختمانها به كمك اين روش ها ميتوان با كمي دقت در طراحي سد ايمني مطلوبي رسيد كه هم در برابر زلزله و هم در برابر گسيختگي زنجيره اي مقاوم باشد كه اين درجه از ايمني به ندرت در روش هاي متعارف قابل حصول است. اين ساختمانها در برابر خطر آتش سوزي نيز از ايمني بالاتري برخوردار است.

1-3-7- پايائي و عمر مفيد بيشتر:

متاسفانه عمر مفيد ساختمانها در مملكت ما بسيار پايين است. اين مسئله يعني هدر رفتن سرمايه و امكانات و مصالح كشور در حالي كه به كمك روش هاي پيشرفته عمر مفيد ساختمان بسيار بالا مي رود و نتيجتاً سود سرمايه گذاري اوليه افزايش پيدا مي كند كه نكته اقتصادي بسيار مهمي است.

بتن، بخصوص وقتيكه با كيفيت خوب اجرا شود مقاومت قابل توجهي در برابر فرسايش ضربه و تخريب هاي دراز مدت دارد. همچنين در مقابل نفوذ حشرات خوردگي هاي فيزيكي و شيميائي قارچ و نيز نفوذ رطوبت بسيار بهتر عمل مي كند لذا پايائي در ساختمان هاي ساخته شده با روش هاي پيشرفته بتني بيشتر مي باشد و هزينه تعمير و نگهداري آنها بسيار كاهش مي يابد.

1-3-8- قابليت برنامه ريزي و كنترل بهتر:

با توجه به ويژگي هاي روش هاي پيشرفته در اجراي يك سيكل تكراري كه هر قسمت از آن توسط يك گروه معين و يكي پس از ديگري صورت مي گيرد برنامه ريزي اساس كار است و هر نوع وقفه در كار فوراً مشخص مي شود و مي توان سريعاً به رفع آن اقدام نمود اين امر باعث سهولت كنترل پروژه شده و همچنين بهره وري و انضباط حاكم بر كار را افزايش مي دهد.

1-3-9- حفظ انرژي

مسئله بالا بودن ضريب انتقال حرارت و همچنين ضريب انتقال صورت بتن، امروزه بكمك تكنولوژي حل شده است و استفاده از انواع عايق هاي حرارتي نظير پلي استايرين، پلي يوريتان، پشم سنگ، پشم شيشه، فوم روكش هاي گچي و با استفاده از پانل هاي مجوف در ساختمانهاي بتني متداول است. بتن يك نكته مثبت در اين زمينه دارد و آن اينرسي حرارتي است به اين ترتيب كه انرژي حرارتي را تا مدت نسبتاً طولاني در خود حفظ مي كند. بنابراين ساختمانهائي كه با كمك روش هاي پيشرفته و بطور اصولي ساخته شده باشند. مسئله حفظ انرژي حرارتي در آنها حل شده است.

1-4- مشكلات موجود بر سر راه استفاده از روشهاي پيشرفته:

همانگونه كه قبلاً آمده است استفاده از روشهاي پيشرفته مزاياي زيادي دارد. لذا به منظور حل معضلات موجود در امر ساختمان سازي، بكار بستن اين روشها امري كاملاً ضروري است براي اين منظور بايد به مشكلا موجود بر سر راه توسعه كاربرد اين روشها توجه كرد برخي نكات اصلي و مهم عبارتند از:

1-4-1- شناخت:

هرچند كه اين روشها مدتها است كه در كشورهاي ديگر بكار ميرود ولي متاسفانه در كشور ما در سطحي وسيع شناخته شده نيست معرفي اين روشها از طريق كتاب ها و سمينارها گنجانيدن واحدهاي درسي به منظور آشنائي دانشجويان با آنها بذل توجه مهندسين مشاور به اين روشها و مطالعه و بررسي آنها بمنظور توصيه در پروژه هاي ساختماني كشور هماهنگي كميته هاي تدوين آئين نامه هاي ساختماني كشور با اين روشها از جمله مواردي است كه به توسعه شناخت اين روشها كمك ميكند.

1-4-2-                 شيوه فعلي طراحي و ارجاع پروژه:

در بخش دولتي و حتي در قسمتي از بخش خصوصي، شيوه انجام پروژه به اين ترتيب است كه كارفرما پس از تصويب گزارش فاز يك مهندسين مشاور دستور تهيه نقشه هاي اجرائي را به مشاور داده و اين نقشه ها پس از تصويب به مناقصه ميرود تا پيمانكار يا پيمانكاراني جهت انجام پروژه انتخاب شوند. در اين روند هنگام طراحي و تهيه نقشه ها نحوه اجرا هم كه معمولاً براساس روشهاي متعارف و سنتي استوار است مشخص مي شود از طرفي شيوه هاي نوين اجرائي معمولاً از طرف پيمانكاران و يا سازندگان بدليل داشتن تجربيات قبلي و با مالكيت كارخانه اي با مشخصات خاص و يا داشتن حق امتياز استفاده از يك نظام با مصالح خارجي مطرح ميشود كه قول شيوه آنها در مرحله مناقصه بسيار مشكل است چرا كه اجراي اين روشها مستلزم هماهنگيهاي لازم در طراحي است و در واقع زمان انتخاب روش اجرائي در آغاز طراحي است و بايد از اولين گامهاي طراحي روش ساخت نيز در ذهن طراح مشخص و معين باشد

طراح بايد با روش كاملاً آشنائي داشته باشد و مشخصات طرح براساس روش انتخابي استوار باشد، لذا روند فعلي جدائي طراحي از اجرا كاربرد روشهاي پيشرفته را مشكل مي كند

1-4-3-                 سياست دولت درجهت توسعه اين روشها

علاوه بر نقش سياست هاي دولت در موارد فوق سياست هائي درجهت توصيه و ترغيب به استفاده از اين روشها خصوصاً در طرحهاي دولتي ميتواند در توسعه روشهاي پيشرفته كاملاً موثر باشد.

به هر حال به خدمت گرفتن تكنولوژي نوين در امر ساختماني يعني بكاربستن روشها مشاين آلات و مصالح جديد به منظور پاسخگوئي به نيازهاي كنوني امري اجتناب ناپذير است ابتكار بايد آگاهانه و بطور اصولي ودرجهت منافع ملي باشد.

نحوه تامين و توليد مصالح سنگي

نحوه تامين و توليد مصالح سنگي

انطباق با مشخصات و استانداردها

سنگهاي مصرفي در هر پروژه بايد از نظر ويژگيهاي فيزيكي، شيميايي و مكانيكي، اندازه، ضخامت، رنگ و ديگر مشخصه‌هاي ظاهري با آنچه در نقشه‌ها، دستور كارها، مشخصات فني خصوصي و ساير مدارك پيمان ذكر شده است، منطبق باشد. نمونه سنگهاي بنايي و نما بايد قبلاً به تصويب دستگاه نظارت برسد.

ويژگيهاي فيزيكي، شيميايي و مكانيكي سنگها و روشهاي آزمايش آنها بايد مطابق استانداردهاي ايراني زير باشد:

ـ استاندارد شماره 449 : ”روش آزمايش مقاومت مصالح سنگي در مقابل عوامل جوي“

ـ استاندارد شماره 578 : ”روشهاي تعيين ميزان جذب آب و تاب مصالح سنگي در برابر يخبندان“

ـ استاندارد شماره 617 : ”روشهاي تعيين تاب گسيختگي فشاري و خمشي مصالح سنگي“

ـ استاندارد شماره 618 : ”بلوكهاي سنگهاي طبيعي براي برش به منظور استفاده در نما، كف و تزئينات“

ـ استاندارد شماره 619 : ”روشهاي آزمون تاب سايشي سنگ كه روي آن رفت و آمد مي‌شود“.

ـ استاندارد شماره 665 : ”روش تعيين تاب فشاري مصالح سنگي“

ـ هر استاندارد ايراني ديگري كه تا زمان انعقاد پيمان در باره سنگ تدوين يا تجديد نظر شود.

تا زماني كه استاندارد ايراني در پاره‌اي موارد تدوين نشده باشد در درجه اول استانداردهاي”سازمان بين‌المللي استاندارد ISO “ معتبر خواهد بود و در صورت نبودن استاندارد بين‌المللي به ترتيب استانداردهاي اتحاد شوروي سابق GOST ، آلماني DIN ، بريتانيايي BS و آمريكايي ASTM ملاك عمل قرار خواهد گرفت.

 

 

ويژگيها و حداقل حدود قابل قبول

سنگهاي مصرفي بايد از نظر بافت و ظاهر، يكنواخت و بدون ترك بوده و عاري از رگه‌هاي خاكي، مارني، ميكايي، اليوين، پيريت، تركيبات سولفاتي و سولفيدي [حداكثر SO3 به (1%) وزني محدود مي‌گردد] و ساير موادي باشد كه در اثر عوامل جوي و هوازدگي خراب مي‌شوند و به استحكام سنگها لطمه مي‌زنند.

تاب فشاري سنگها براي كارهاي بنايي باربر نبايد كمتر از اندازه مشخص شده در نقشه‌ها و مشخصات بوده و در هر حال نبايد كمتر از 15 مگاپاسكال (هر Mpa ، حدود 10 كيلوگرم بر سانتيمتر مربع) باشد. سنگهاي مصرفي در اقليمهاي سرد بايد در برابر يخبندان پايدار بوده و ضوابط مندرج در مشخصات و استانداردهاي مربوطه را پاسخگو باشند.

جذب آب، ميزان حل شدن در آب، تخلخل، پايداري در برابر هوازدگي (اثر گازهاي O2 ، CO2 ، COSO3 ، SO2 ، بخار آب، وزش باد، پرتوهاي خورشيدي و مانند اينها)، اسيدها و قلياها در مواردي كه سنگها در معرض عوامل گوناگون قرار مي‌گيرند، بايد با استانداردهاي مربوطه تطابق نمايد. سختي، مدول الاستيسيته، نرم شدن سنگها در آب و كاهش تاب آنها پس از آزمايش يخزدگي نيز در محاسبات استاتيك بايد مد نظر قرار گيرد. در كفهاي پر آمد و شد و پله‌ها پايداري سنگ در برابر سايش و ضربه بايد با مورد مصرف آن متناسب باشد.

سنگ بايد متراكم و داراي ساخت و بافت يكنواخت بوده و از بلورهاي ريز تشكيل شده باشد و درجه خلوص آن حتي‌المقدور زياد باشد. حداقل تاب فشاري گرانيتها 1000، مرمرهاي سفيد و خاكستري 800 ، مرمرهاي رنگين 600 ، سنگهاي آهكي متراكم 200، سنگهاي آهكي متخلخل و توفها 50 كيلوگرم بر سانتيمتر مربع استاندارد شده است.

مصرف سنگهاي غير استاندارد در صورتي مجاز است كه در مشخصات و نقشه‌ها ذكر شده و نمونه آنها قبلاً به تصويب دستگاه نظارت برسد. مصرف مصالح سنگي كهنه در صورتي كه مطابق مشخصات بوده و كاملاً تميز شده باشد بدون اشكال است، ولي بهتر است در پشت كار و به همراه مصالح تميز به كار گرفته شود.

 

 

سنگهاي نما

در مورد سنگهاي نما ضريب انبساط حرارتي كانيهاي مختلف سنگ و همچنين ملات پشت آن بايد در يك حدود باشد تا از خرد شدن سنگ و جدا شدن آن از ملات جلوگيري به عمل آيد. ميزان رنگ‌پريدگي سنگهاي تزئيني نماي خارجي ساختمان در اثر آفتاب و هوازدگي نيز از اهميت ويژه‌اي برخوردار است كه بايد مورد توجه قرار گيرد.

جذب آب سنگهاي رگي حداكثر (5%) و ضريب نرم شدن سنگ در آب، در مورد سنگهاي باربر و نما دست كم (70%) است. جذب آب مجاز در استاندارد ايراني براي سنگهاي آهكي متراكم (15%)، سنگهاي آهكي متخلخل (25%) و در مورد توفها (30%) ذكر شده است.

سطوح نماي سنگ بايد يكنواخت و به بهترين وجه كلنگي، تيشه‌اي، چكشي يا صيقلي شود به نحوي كه رگه‌ها و نقش طبيعي آن به خوبي مشخص باشد.

حداقل ريشه در سنگهاي لاشه سرتاسري (يا عمقي) در صورتي كه ضخامت ديوار اجازه دهد 500 ميليمتر، در سنگهاي كله 400 ميليمتر و در سنگهاي راسته به اندازه ارتفاع سنگ خواهد بود. ارتفاع سنگ ريشه‌دار در نما نبايد از عرض و ريشه آن بيشتر باشد. حداقل عرض و ارتفاع سنگ بادبر در نما به ترتيب بايد 200 و 150 ميليمتر و حداكثر بار سنگ 40 ميليمتر باشد. در مورد سنگ بادبر سرتراش و بادكوبه‌اي بايد حداقل ارتفاع هر سنگ 180 ميليمتر، حداقل تراش سطوح زيري و بالايي سنگ 150 ميليمتر و سطوح جانبي آن 80 ميليمتر و حداكثر بار آن 15 ميليمتر باشد. در مورد سنگهاي تمام تراش بايد كليه سطوح سنگ با قلم تراشيده و تيشه‌داري شود به نحوي كه مسطح و بدون اعوجاج و حداكثر بار آن 2 ميليمتر باشد.

سطوح و خطوط مرئي سنگ نبايد لب‌پريدگي داشته باشد و شكل سنگها بايد طوري باشد كه از شكل ديوار تبعيت كند. حداقل ضخامت سنگهاي نماي ريشه‌دار، پله، جدول و مانند اينها 150 ميليمتر است. حداقل ضخامت سنگهاي پلاك مصرفي در كف پله و درپوش 40 ميليمتر، پلاك كفپوش 30 ميليمتر، پلاك نما 20 ميليمتر و براي سنگهاي قرنيز دور اطاقها 10 ميليمتر مي‌باشد.

 

نحوه اجراي عمليات خاكبرداري و خاكريزي

نحوه اجراي عمليات خاكبرداري و خاكريزي

مقدمه

به طور كلي عمليات خاكي مشتمل است برتميز كردن بستر و حريم منطقه مورد نظر از درختان و ريشه گياهان، برداشت خاكهاي نباتي و نامرغوب، خاكبرداري، گودبرداري، خاكريزي و كوبيدن خاك و بالاخره كارهاي حفاظتي به منظور اجراي عمليات فوق.

آماده‌سازي بستر و زيرسازي آن

براي زيرسازي ابتدا بايد عمليات خاكبرداري و خاكريزي بر اساس نقشه‌هاي اجرايي و رقومهاي خواسته شده انجام شود، و در صورتي كه براي رسيدن به تراز موردنظر تنها به عمليات خاكبرداري نياز باشد، بايد خاكبرداري محل تا رسيدن به زمين با مقاومت كافي ادامه يابد و خاكبرداريهاي اضافه بر نقشه‌ها صورتمجلس گردد. اضافه خاكبرداري تا رسيدن به تراز زير پي با مصالح مناسب نظير شفته آهكي، سنگ‌چين و ساير مصالح مورد تأييد، ساخته و آماده مي‌شود. در صورتي كه براي رسيدن به تراز موردنظر نياز به خاكريزي باشد، ابتدا بايد خاكهاي نباتي تا عمقهاي لازم برداشته و سپس عمليات خاكريزي صورت گيرد. ضخامت قشرهاي خاكريز، نبايد از 10 سانتيمتر تجاوز نمايد.شيب عرضي سطح تمام شده بستر پياده‌رو، بايد به نحوي باشد كه آبهاي سطحي پياده‌روها به راحتي در داخل جويها، مجاري و لوله‌هاي جمع كننده تخليه شود. شيب عرضي مطابق نقشه‌هاي اجرايي خواهد بود. در صورت نبود اين اطلاعات حداقل شيب عرضي (2%) اختيار مي‌شود.

آماده كردن بستر خيابان

قبل از زيرسازي خيابان بايد عمليات خاكي تا تراز مشخص شده در نقشه‌هاي اجرايي انجام شود. چنانچه براي رسيدن به تراز موردنظر نياز به خاكريزي باشد، پس از برداشت خاك نباتي، بايد خاكريزي با استفاده از خاك حاصل از عمليات خاكبرداري يا خاك قرضه مناسب ، در قشرهايي با حداكثر ضخامت 15 سانتيمتر صورت پذيرد. چنانچه به علت نامرغوب بودن خاك محل، دستگاه نظارت دستور خاكبرداري بيشتر از تراز موردنظر را صادر نمايد، محل خاكبرداري شده بايد تا تراز موردنظر با مصالح مناسب، پر و آماده شود. در صورتي كه بستر خيابان از مسيرهاي سنگي عبور نمايد، براي رسيدن به سطحي صاف و مقاوم، بايد سطح خيابان را با ماسه يا مصالح مناسب مورد تأييد پر و آماده نمود.

  مصالح خاكريزي

به طور كلي مصالح مناسب براي خاكريزي، بايد از مصالح حاصل از گودبرداريها و خاكبرداريهاي پروژه تأمين شود. استفاده از اين خاكها، بايد با تأييد قبلي دستگاه نظارت صورت گيرد. تمامي خاكهايي كه در گروه‌هاي هفتگانه A-1 الي A-7 استاندارد M-145 اشتو قرار گيرند، جزو خاكهاي قابل قبول براي خاكريزي محسوب مي‌شوند. خاكهاي ياد شده به دو طبقه به شرح زير تقسيم مي‌شوند:

خاكهاي درشت‌دانه گروه A1 ، A2 ، A3

خاكهاي ريزدانه گروه A4 ، A5 ، A6 ، A7

استفاده از خاكهاي فوق‌الذكر با توجه به شرايط اجراي كار، نوع بهره‌برداري و بارگذاري بر روي خاكريز و همچنين ميزان مصالح ريزدانه (گذرنده از الك نمره 200) توسط دستگاه نظارت و در صورت لزوم تأييد آزمايشگاه مورد تأييد كارفرما، تعيين و به پيمانكار ابلاغ مي‌شود.

تمامي خاكهاي گچي، نمكي، نباتي، لجني، زراعي قابل تورم، قابل انقباض، خاكهاي داراي مواد آلي و رستنيها، در شمار خاكهاي نامرغوب و نامناسب قرار مي‌گيرند كه بايد از مصرف آنها خودداري شود. تشخيص كيفيت خاك مناسب براي خاكريزي با دستگاه نظارت و در صورت لزوم، آزمايشگاه مورد تأييد سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور و تصويب كارفرما خواهد بود. خاكهاي مناسب براي انواع خاكريزها شامل خاكريزهاي محل سازه‌ها، راههاي دسترسي، پر كردن پشت ديوارها، اطراف پي ساختمانها، ابنيه فني، تأسيسات محوطه، كانالهاي لوله‌هاي آب و فاضلاب و كابل‌كشيها مورد استفاده قرار مي‌گيرد. در موارد استثنائي و در كارهاي كوچك مي‌توان پشت ديوارها و سازه‌هاي فني را با مصالح مناسب ديگر، نظير بتن لاغر و شفته آهكي نيز، پر و اصلاح نمود. در هر حالت نوع مصالح و روش اجراي كار بر اساس مشخصات فني خصوصي و دستورات دستگاه نظارت تعيين مي‌شود.

در صورتي كه الزاماً محل اجراي عمليات پروژه منطبق بر محل خاكهاي نامناسب بوده و تغيير محل ساختمان ميسر نباشد، جزئيات تفصيلي اصلاح و تعويض اين خاكها، روشهاي اجرايي براي دستيابي به بستري آماده به ابعاد و رقومهاي خواسته شده، بايد در مشخصات فني خصوصي قيد گردد.

در مواردي كه خاك حاصل از عمليات گودبرداري يا خاكبرداري پروژه براي خاكريزي كفايت ننمايد و يا خاك مناسب در فاصله حمل اقتصادي قرار نداشته باشد، با توجه به مشخصات فني خصوصي و با اجازه قبلي دستگاه نظارت مي‌توان از مصالح رودخانه‌اي استفاده نمود، محدوديت مصالح ريزدانه (مصالح گذرنده از الك نمره 200) در مشخصات فني خصوصي ذكر خواهد شد.

 اصلاح مصالح

براي خاكريزي، در وهله اول بايد از خاكهاي حاصل از خاكبرداري استفاده شود. در صورت عدم وجود يا كمبود خاكهاي مناسب بايد از منابع قرضه مورد تأييد استفاده شود. استفاده از خاك رس با درصد تورم بالا به منظور خاكريزي زير پي يا كف ساختمانها به هيچ وجه مجاز نمي‌باشد.

چنانچه به علت نبودن خاك مناسب از خاك رس قابل تورم استفاده شود، مي‌توان رطوبت را به ميزان (1%) تا (2%) بيشتر از رطوبت بهينه در نظر گرفت. براي كم كردن خاصيت خميري اين خاكها مي‌توان از آهك استفاده نمود. ميزان آهك، درصد تراكم و رطوبت، بايد توسط آزمايشگاه مورد تأييد كارفرما، تعيين و توسط دستگاه نظارت به پيمانكار ابلاغ شود.

اضافه نمودن آهك علاوه بر كنترل پلاستيسيته خاك رس، باعث بالا بردن كارايي سيلت و رس با درصد رطوبت بيشتر از ميزان رطوبت بهينه خواهد شد.

كاهش آب آزاد خاك ضمن آبگيري آهك، باعث بهبود مقاومت خاك خواهد شد. در صورتي كه ظرفيت باربري زيادي از خاك مورد نظر باشد، به كار بردن سيمان پرتلند و يا اضافه نمودن آهك نيز به بهبود ظرفيت باربري خاك كمك مي‌نمايد. ميزان و روش اختلاط و نحوه اجراي كار، بايد توسط دستگاه نظارت به پيمانكار ابلاغ شود.

خاكريزهاي با مصالح ريزدانه

قبل از اجراي عمليات تراكم در خاكريزها، مصالح ريزدانه بايد داراي رطوبت بهينه باشد. رطوبت بهينه بايستي بر اساس روش پروكتور استاندارد كنترل شود. بهتر است رطوبت در محل قرضه به خاك اضافه شده و پس از حمل و پخش، رطوبت در محل كنترل شود. اضافه نمودن آب براي تأمين رطوبت در محل اجرا با توجه به نوع مصالح بايد مورد موافقت دستگاه نظارت قرار گيرد. بايد براي اندازه‌گيري وزن مخصوص خاك در محل از روش مخروط ماسه مطابق استاندارد (191- T ) استفاده شود. تعيين رطوبت بهينه و تراكم به روش پروكتور استاندارد صورت مي‌گيرد. چنانچه قرار است به روش ديگري اقدام شود، بايد جزئيات در مشخصات فني خصوصي ذكر شود.

در صورت تأييد دستگاه نظارت مي‌توان درصد رطوبت را در مورد خاكهاي چسبنده، (1%) تا (2%) كمتر و در مورد خاكهاي قابل تورم، (1%) تا (2%) بيشتر از رطوبت بهينه اختيار نمود. در هر حالت عمليات تراكم تا حصول وزن مخصوص مورد نظر ادامه مي‌يابد. در موارد خاص كه با توجه به نوع خاك و مرغوبيت آن تغييراتي در نحوه تراكم يا رطوبت آن مورد نظر باشد، بايد موضوع توسط آزمايشگاه مورد تأييد كارفرما، مطالعه و دستورات لازم توسط دستگاه نظارت به پيمانكار داده شود.

خاكريزهاي با مصالح درشت‌دانه

ميزان تراكم و رطوبت بهينه خاكريزي با مصالح درشت‌دانه نظير مصالح ماسه‌اي، شني و مخلوط شن و ماسه بايد توسط آزمايشگاه مورد تأييد كارفرما مشخص شود. ميزان اين تراكم، با توجه به استاندارد ASTM D2049 مشخص مي‌شود.

خاكريزهاي با مصالح رودخانه‌اي

ميزان تراكم و رطوبت بهينه اين نوع خاكريزي، بايد با توجه به نوع مصالح و درصد مواد ريزدانه توسط آزمايشگاه مشخص شود. روش آزمايش، روش پروكتور استاندارد مي‌باشد.

آماده‌سازي بستر خاكريزي

قبل از شروع عمليات خاكريزي بايد سطوح و مناطقي كه در نقشه‌هاي اجرايي و دستورالعملهاي دستگاه نظارت براي خاكريزي مشخص شده است، از مصالح نامناسب، خاك نباتي، ريشه اشجار و گياهان كاملاً تميز و پاك شود. موانع اجراي كار بايد با نظر و تأييد دستگاه نظارت، برطرف، تخريب و جابه‌جا شوند. در صورت وجود آبهاي زيرزميني، بايد قبل از اجراي عمليات بر اساس دستورالعملهاي مندرج در اين فصل نسبت به زهكشي و پايين انداختن آب مطابق نظر دستگاه نظارت اقدام شود. پس از برداشت مصالح نامرغوب و سست و قبل از اجراي عمليات خاكريزي رعايت نكات زير الزامي است.

الف:  اگر زمين بستر خاكريزي از جنس خاكهاي ريزدانه سيليسي يا رسي باشد، ابتدا بايد به عمق حداقل 15 سانتيمتر بستر شخم زده و سپس با تراكم خواسته شده كوبيده شود.

ب:   چنانچه زمين بستر خاكريزي از مصالح شن و ماسه باشد، بايد سطح كار با تراكم مورد نظر رگلاژ و كوبيده شود.

پ:   چنانچه لازم باشد خاكريزي روي سطوح بتني انجام شود، قبل از اجراي عمليات بايد سطح بتن كاملاً تميز و مرطوب گردد.

ت:   چنانچه لازم باشد خاكريزي روي سطوح سنگي انجام شود، قبل از خاكريزي بايد مواد خارجي، سنگهاي سست و مواد اضافي ديگر از محل كار، حذف و پس از مرطوب نمودن سطح آن، خاكريزي شروع شود.

بين آماده‌سازي بستر و اجراي عمليات خاكريزي، نبايد فاصله زماني زياد وجود داشته باشد. خاكريزي بايد بلافاصله پس از آماده‌سازي شروع شود. چنانچه به دلايلي خارج از قصور پيمانكار و يا هر دليل ديگر وقفه‌اي در اين امر حادث شود، قبل از اجراي عمليات خاكريزي دستگاه نظارت از محل كار بازديد به عمل آورده و در صورت لزوم دستور ترميم و آماده‌سازي آن را صادر خواهد نمود.

 

 

اداره يك شركت برتر به وسيله ارزش ها

اداره يك شركت برتر به وسيله ارزش ها

به نظر شما چه اتفاقي روي خواهد داد اگر بتوان راهكاري انديشمند درباره آينده سازمان از طريق كشف روشهاي نوين كه به رضايت كليه ذينفعان در سازمان منجر شود، ايجاد كرد؟ تحقق چنين امر خطيري به معناي استفاده از راهكاري جديد و گسترده است كه پايه گذار سازماني موفق، پايدار با ماموريتها و ارزشهاي ماندگار خواهد شد. شركتهاي تراز اول جهاني به جاي تاكيد بر نتايج، توجه خاصي به ارزشهاي اعتقادي، نگرشها و احساسات مديران ارشد كاركنان، مشتريان، نظام كيفيتي، اخلاقيات، مسئوليتهاي اجتماعي، رشد، ثبات، نوآوري و انعطاف پذيري در سازمان دارند.
مديريت از طريق ارزشها و نه صرفاً سودآوري، فرايندي قدرتمند است كه سازمان را در مسيري قرار مي دهد كه من آن را تبديل شدن به يك شركت برتر مي نامم. تبديل شدن به يك شركت برتر به چه معنا است؟ اگر چه معيارها همواره در حال تغيير و تكامل هستند، ليكن 10 ويژگي مشترك ذيل را در بين همه شركتهاي برتر مي توان يافت:


1. چشم انداز

همه اين شركتها داراي چشم انداز روشني نسبت به آينده هستند كه از تفكر مديران ارشد در مقايسه بين آنچه كه هستند و آنچه كه بايد باشند، برخاسته است. همه كاركنان در جريان اين چشم انداز هستند و از آن در كليه تصميم گيري روزمره استفاده مي شود.


2. توانمندسازي

 در اين سازمانها با كاركنان به عنوان شريك يا همكار برخورد شده و متعاقب آن گر چه سازمان از كاركنان انتظارات زيادي دارد، اما به موازات آن با ايجاد زمينه هاي مساعد سعي مي كند افراد با حداقل مشكلات و مـــوانع در كار مواجه شوند. از كاركنان انتظار مي رود با فراگيري مداوم مهارتهاي جديد و رشد مستمر از طريق آموزشهايي كه براي آنها طراحي و اجرا مي شود، زمينه هاي مساعدي را براي رشد و توسعه خود فراهم كنند.


3. عملكرد

عملكرد كاركنان به گونه اي مورد سنجش و نظارت قرار مي گيرد كه عملكرد بهينه ترغيب و تشويق شود. اهداف براي كليه حوزه هاي عملكردي تدوين شده اند و بازخوردهاي مستمر به كاركنان در رابطه با ميزان تقارن عملكرد آنان با اهداف تعيين شده ارائه مي شود.

 

4. كــار گــــروهي

كاركنان حتي المقدور به گونه اي در گروه ها سازماندهي شده اند كه زمينه ساز بهترين اقدامات در رابطه با حل مشكلات، ايجاد روحيه هم افزايي هر چه بيشتر به منظور دستيابي به اهداف گروهي و سازماني است.


5. ارائه خدمات به مشتري

با مشتريان به مثابه مهمترين و ارزشمندترين بخش سازمان برخورد مي شود. هر يك از كاركنان يا مديران در صدد جلب مشتري بوده و يا از كاركناني كه اين وظيفه را به خوبي انجام مي دهند پشتيباني مي كنند.


6. كيفيت

سازمانها از اينكه همواره كالاها يا خدمــــاتي با كيفيت توليد مي كنند به خود مي بالند. اين شركتها به اين نكته واقف هستند كه موفقيتهاي مستمر و بلندمدت آنها به طور گسترده به اعتبار و شهرتشان بستگي دارد. در نتيجه به طور مداوم در صدد توسعه پايدار كيفيت و روابط كيفيتي در توليد محصولات هستند.


7. ارتباطات

مديران بر اين امر اشراف دارند كه نظام ارتباطي منبع اصلي حيات در سازمان بوده و از طريق آن مي توان عمليات را به آساني انجام داد. سازمان سعي مي كند كاركنان كليه سطوح با هم ارتباط داشته و اين امكان براي كاركنان فراهم مي شود تا فرصتهاي مناسب و مقتضي براي كليه مسيرهاي سازماني فراهم باشد.

 

8. اخلاقيات

سازمان از كاركنان انتظار دارد كه در همه حالات، اخلاقيات را رعايت كرده و در فعاليتهاي روزانه به گونه اي عمل كنند كه اعتقاد به اخلاقيات را نشان دهد.

 

9. تندرستي

 سازمانهاي  برتر به سلامتي و تندرستي كاركنان توجه خاص معطوف داشته و به خوبي مي دانند كه داشتن يك محيط كاري سالم يك تصميم سازماني است كه به افزايش توان كاركنان و كاهش ميزان غيبت ناشي از بيماريها منجر خواهد شد.


10 . سودآوري

 براي ادامه حيات، سازمان بايد سودآور باشد اما بدان معني نيست كه سودآوري، هدف اصلي براي ادامه حيات و فعاليت است.

حال كه با ويژگيهاي مشترك شركتهاي برتر آشنا شديم، اين سوال پيش مي آيد كه چگونه سازمان مي تواند جزء يكي از شركتهاي برتر قرار گيرد؟ براي دستيابي به اين هدف مهمتر از اعلام مقصد (ويژگيهاي يك شركت جهاني را داشتن) مديريت و اداره اين نظام است كه نيازمند عزمي راسخ است. اغلب اوقات مديران ارشد سازمان اعلام مي كنند كه قصد دارند تغييراتي در سازمان اعمال كنند اما در عين حال حاضر نيستند سبك رهبري فعلي خود را تغيير دهند. پس از چندي كه به كارنامه تغييرات مورد نظرشان نگاهي مي افكنند از اينكه چيزي اتفاق نيفتاده متعجب مي شوند. براي ايجاد تغيير موثر بايد فرايند را به گونه اي نظارت و هدايت كنند تا متضمن پيشرفت باشد.
براي طي اين مسير گذشتن از هفت مرحله الزامي است. 5 مرحله اول نيازمند شناخت و دو مرحله بعدي مستلزم اجرا و عمل بدانها به شرح ذيل است:
برانگيختن ارزشها: مديران ارشد بايد مجموعه روشني از ارزشها را پايه گذاري كنند كه لازم است سازمان و كاركنان به آنها جامه عمل بپوشانند.
اين مجموعه مشتمل بر شرح تفصيلي از هر معيار ارزشي است كه در عمليات روزانه شركت، بايد از آن تبعيت شود. به عبارتي مجموعه ارزشي سازمان به عنوان يك متدولوژي براي سنجش هر نوع عملياتي مورد استفاده قرار خواهدگرفت. براي مثال اگر ارائه خدمات مطلوب و مستمر به عنوان يك ارزش در سازماني تلقي شود، پس كاركنان بايد اين معيار ارزشي را فراتر از آنچه كه تصور آن مي رود، در فعاليتهاي روزمره خود نسبت به مشتريان به كار بگيرند.
شناسايي و تشريح رويه هاي كليدي در سازمان: به كارگيري روشهاي محوري در سازمان نيازمند ارزيابي مستمر بر اساس عمليات جاري شركت است. اين اطلاعات برخاسته از طيف گسترده اي از روشها از قبيل مصاحبه ها، مستندات تاريخي، مشاهدات اجرايي و غيره است.
مقايسه ارزشها با روشهاي جاري: گستره و ماهيت هماهنگي ها يا عدم هماهنگي ها در مورد روشهاي واقعي در سازمان در مقايسه با نحـــوه تشريح ارزشهاي تعيين شده صورت مي گيرد. در اين مرحله كسب اطلاعات تكميلي از گروه هاي مختلف، شاغلان و بررسي از مشتريان با هدف تحليل روشها و مقايسه آن با تجربيات ساير شركتها (الگوبرداري
BENCH MARKING) صــورت مي گيرد.
تعيين اولويتها براي هماهنگي مجدد: موضوعها و اولويتها، نحوه ارتباط آنها با عمليات يكپارچه سازماني و ارزشهاي موردنظر جزء به جزء تعريف و تدوين شوند. آن دسته از تغييرات را كه بيشترين تاثير را داشته و در برنامه زمانبندي اولويت اول را دارد بلافاصله به مورد اجرا گذاشته شود.
تغييرات توصيه شده (موردنظر) و اجراي راهبرد: تغييرات مورد نياز بايد به گونه اي تعريف و با يكــــديگر تلفيق شوند كه به چشم اندازي روشن براي كسب اطلاعات و سازماندهي توليد محصولات بر اساس نيازهاي بازار منجر شوند. اين چشم انداز مشتمل بر فرايند استمرار تغييرات است كه در نهايت به كسب اطلاعات جديد و اجراي اولويتهاي تعيين شده منجر مي گردد.
تغييرات دلخواه تان را انجام دهيد: هماهنگي دروني تغييرات مورد انتظار بايد با دقت صورت گرفته و با كليه عمليات جاري سازمان به صورت يكپارچه درآيند. اين امر مستلزم ادغام و سازماندهي تلاشهاي بسياري از افراد در سازمان است كه بايد طي يك دوره زماني 3 - 1 ساله صورت گيرد.
زمينه سازي مشاركت و احساس تعلق يك راهكار اساسي در ايجاد تعهد در سازمان است. استفاده از توان تخصصي افراد حرفه اي خارج از سازمان در زمينه هايي همچون برنامه ريزي تلفيقي، آموزش مديريت، مديريت عملكرد، تيم سازي، پاسخ به مشتريان و نظامهاي جبران خدمات و پاداش مي تواند مفيد و موثر باشد.
نظارت بر پيشرفت: فرايندي به منظــور سنجش مداوم عملكــــرد و پيشرفت طراحي و ايجاد كنيد. با استقرار يك سيــــستم نظارتي، ضمن تعيين افزايش سطح تعلق و دلبستگي كليه افراد در همه لايه ها، مديريت سازمان نسبت به لزوم طراحي برنامه هاي اصلاحي مطلع خواهدشد.
در اينجا اين سوال مطرح مي شود كه چگونه مي توان بر اين سير مديريت كرد؟ ايجاد تغييرات ضروري در سازمان گامي مهم و كليدي محسوب مي گردد. اما براي تداوم تغيير و اداره اين فرايند در بلند مدت استقرار چهار زير سيستم ذيل ضروري است:
1. نظام پاسخگويي: هر فردي بايد نسبت به مسئوليتهايي كه بر عهده دارد كاملاً آگاه باشد. همه افراد بايد بدانند كه سازمان مي خواهد به كجا برود و چه عواملي باعث مي شود كه گروه يا فردي عملكرد برجسته يا خاص داشته باشد. عدم آگاهي كاركنان از انتظارات سازمان باعث مي شود كه فرايند تغيير در سازمانها به مرحله فراموشي سپرده شود.

2. نظام اطلاعات: در اكثر سازمانها عموماً اطلاعات مالي منحصراً در اختيار مديريت امور مالي همان سازمان قرار مي گيرد. ليكن اطلاعـــات ساير شاخصهاي كليدي كه به حوزه هاي مختلف عملكردي مربوط هستند به موازات بايد گردآوري شوند. اطلاعات عملكردي بايد در اختيار آن دسته از افرادي قرار گيرد كه مي توانند بهترين استفاده را از اطلاعات موجود براي انجام كارشان در سازمان به كار ببرند.


3. نظام  بازخورد: بهترين محرك انگيزشي براي كاركنان، بازخوردي است كه راجع به كارشان دريافت        مي كنند. اگر كاركنان درمورد كارهايشان بازخوردي دريافت نكنند، اغلب به سختي مي توانند عملكرد خود را تصحيح كرده و بهبود بخشند. در نظام بازخوردي، مديران از طريق تشويق و قدرداني از افراد، ارزش افزوده ايجاد مي كنند.

4. نظام تشويقي و قدرشناسي از كاركنان: به عنوان آخرين گام در امر تغيير، عملكردهاي خوب و برتر بايد مورد تشويق قرار گيرند. اگر عملكرد فعلي افراد از حد انتظار پايين تر است، با تذكرات به موقع و يا آموزشهاي مناسب اين نقيصه را برطرف سازيد. در بلند مدت بايد بين عملكردهاي خوب و ضعيف تمايز قائل شويد.


به عنوان حسن ختام مي توان گفت كه يك شركت برتر به وسيله ارزشها و نه نتايج اداره مي شود. اين سير پايان ناپذير است و هيچ شركتي نمي تواند به ارزشها يا روشهاي اجرايي مطلق و فاقد هرگونه نقص در سازمان دست يابد. همانگونه كه هيچ فردي نمي تواند به اوج تعالي دست پيدا كند. بايد دانست كه پيمودن اين مسير واقعاً سفري ارزشمند است.

 

مدیریت پروژه

مدیریت پروژه

 

یكی از عوامل موفقیت پروژه وجودیك طرح پروژه است كه به خوبی تعریف شده باشد. در اینجا شیوه ‌شش مرحله‌ای ‌برای ایجاد یك طرح ‌پروژه‌ آمده ‌است:

مرحله 1: طرح پروژه‌ را برای ‌ذینفعان ‌كلیدی‌ توضیح دهید و درباره اجزای كلیدی‌ آن مذاكره نمایید.

متاسفانه، "طرح پروژه یكی از اصطلاحات غیر قابل ‌‌درك ‌در مدیریت ‌پروژه ‌است. طرح پروژه سندی پویاست كه می‌تواند در دوره زندگی پروژه تغییر یابد. و همانند ‌نقشه‌‌، جهت‌گیری ‌پروژه‌ را مشخص‌ می‌كند. تصور كلی بر اینست كه طرح ‌پروژه ‌معادل دوره زمانی پروژه ‌است. اما دوره زمانی یكی از ‌مولفه‌های طرح ‌است. طرح ‌پروژه ‌محصول ‌عمده فرایند‌ برنامه‌ریزی كلی پروژه است. لذا همه مستندات برنامه‌ریزی را در بر می‌گیرد. برای مثال، طرح پروژه ‌ساخت ‌یك ساختمان اداری جدید نه تنها شامل مشخصات ساختمان ‌است، بلكه بودجه ‌و زمان‌بندی‌، خطرات، پارامترهای ‌كیفیت، عوامل ‌‌محیطی و غیره ‌را نیز در بر می‌گیرد.

اجزای ‌طرح ‌پروژه ‌عبارتند از:

- خطوط ‌‌راهنما: كه گاهی اوقات ‌معیارهای كارآیی ‌نامیده ‌می‌شوند. زیرا كارآیی ‌‌كلي‌ پروژه ‌‌با این معیارها سنجیده ‌می‌شود.

- طرحهای‌ مدیریت‌ خطوط ‌‌راهنما: این ‌طرحها شامل ‌مستندسازی‌ مدیریت ‌واریانسها در پروژه هستند.

- سایر محصولات ‌فرایند برنامه‌ریزی: این ‌محصولات ‌شامل ‌طرحهایی‌ برای مدیریت ‌خطر، كیفیت، تداركات، استخدام‌ و ارتباطات هستند.

مرحله ‌2: تعریف نقشها و مسئولیت ها

- شناسایی ذینفعان- یعنی كسانیكه كه به پروژه ‌یا خروجی آن علاقمندند. شناسايي ‌ذينفعان ‌چالش‌ برانگیز و در پروژه‌های ‌پر خطر و بزرگ ‌دشوار است.

مرحله ‌ 3: توسعه بیانیه‌ حوزه كار

بیانیه ‌حوزه ‌‌كار از مهمترین ‌اسناد در طرح ‌پروژه ‌است. این بیانیه برای حصول اتفاق نظر با ذینفعان ‌درباره پروژه ‌به ‌كار می‌رود. این ‌سند در دوره ‌زندگی ‌پروژه ‌رشد و تغییر می‌كند. بیانیه‌حوزه‌ كار شامل:

- نیاز كسب ‌و كار و مساله ‌كسب ‌و كار است

- اهداف ‌پروژه‌، به منظور حل ‌مشكلات ‌كسب ‌و كار

- مزایای انجام پروژه

- حوزه ‌‌پروژه

مرحله ‌4: توسعه‌ خطوط‌ راهنمای ‌‌پروژه

خطوط‌ راهنمای ‌حوزه ‌پروژه. به ‌محض ‌اینكه ‌یافته‌های ‌پروژه ‌در بیانیه ‌حوزه‌ پروژه‌ تایید شدند، باید به صورت ساختار تقسیم فعالیت درآیند. در این حالت، خطوط راهنما شامل همه یافته‌های تولید شده در پروژه است و لذا همه كارهای انجام شده را شناسایی می‌كند. این یافته‌ها باید غیر انحصاری باشند. برای مثال، ساخت یك اداره، یافته‌های بسیاری از جمله نحوه ساخت، توصیه‌ها، طرح‌ها و دورنماها را در بر می‌گیرد.

- خطوط راهنمای زمان بندی و هزینه

- شناسایی فعالیت‌های مورد نیاز برای تولید هر یك از یافته‌های شناسایی شده در خطوط راهنمای حوزه پروژه. شرح مبسوط نحوه وابستگی وظایف‌ به ‌عوامل متعدد نظیر تجربه تیم، خطرات پروژه، عدم قطعیت، ابهام مشخصه‌ها، میزان هزینه مورد نیاز و ....

- شناسایی منابع هر فعالیت

- تخمین زمان مورد نیاز برای تكمیل هر فعالیت

- تخمین هزینه هر فعالیت ‌با استفاده از میانگین نرخ ساعات هر منبع.

- بررسی محدودیت‌های منبع یا زمان واقعی مورد نیاز هر منبع

- تعیین فعالیت‌های وابسته و توسعه مسیر بحرانی

- تعیین تقویم زمانی همه فعالیت‌ها به صورت (هفتگی، ماهانه، فصلی، سالانه)، به عبارتي هرفعالیت به چه میزان زمان نیاز دارد و زمان شروع و پایان آن چه هنگام است.

این فرایند یكباره شكل نمی‌گیرد، بلكه‌ در خلال پروژه، برخی یا همه این گام‌ها تكرار خواهند شد.

مرحله 5: ساخت طرح‌های مدیریت خطوط‌ راهنما

به محض اینكه خطوط راهنمای حوزه، زمان بندی و هزینه پروژه را بنا نهاديد، طرح‌های مدیریت این خطوط راهنما، ایجاد می‌شوند. معمولا همه طرح‌های مدیریتی شامل فرایند بازنگری و تصویب برای اصلاح خطوط راهنما هستند. معمولا سطوح مختلف تصویب برای انواع مختلف تغییرات لازم است. همه درخواست‌های جدیدحوزه، زمان یا بودجه پروژه‌ را تغيير نمي‌دهند، اما برای مطالعه درخواست‌های جدید و تعیین میزان تاثیرشان بر پروژه، به یك فرایند نیاز داریم.

مرحله 6 : ارتباطات

طرح ارتباطات ‌یكی از جوانب مهم طرح پروژه ‌است. این سند به موارد ذیل اشاره دارد:

- هر فرد در پروژه چه گزارشاتی، در چه فرمتی و با چه رسانه‌ای را درخواست مي‌كند.

- اطلاعات پروژه در كجا ذخیره می‌شوند و چه كسی می‌تواند به اطلاعات دسترسی پیدا كند.

- چه پارامترهایی برای حصول اطمینان از كیفیت محصول مورد توجه قرارگرفته‌اند.

- چه تدابیری برای رویارویی با عدم قطعیت‌ها اندیشیده شده است.

به محض اینكه طرح پروژه تكمیل شد،باید محتوای آن به ذینفعان كلیدی ارائه شود.

مراحل بعدی عبارتند از: اجرا و كنترل طرح پروژه.

توسعه یك طرح شفاف پروژه زمان‌بر است. مدیر پروژه شاید بخواهد هرچه سریعتر به مرحله اجرا برسد. اما اگر برای ایجاد یك طرح شفاف پروژه، زمان صرف كند، به آسانی می‌تواند موفقیت پروژه‌ را تضمین كند.

مستند سازي نحوه بررسي سوابق مشاوران و انتخاب مهندس مشاور

مستند سازي نحوه بررسي سوابق مشاوران و انتخاب مهندس مشاور

 

 

مدير عامل مسئوليت انتخاب هيات داوري و مشاور منتخب را بعهده دارد.

معاونت فني و اجرائي مسئوليت انتخاب مدير پروژه و بررسي سوابق و اطلاعات جمع آوري شده و برگزاري مسابقه را بعهده دارد.

مدير پروژه مسئوليت دريافت استعلامها و جمع آوري اطلاعات را بعهده دارد.

 

1-              انتخاب مدير پروژه :

پس از تصميم مدير عامل در خصوص تعريف پروژه و تعيين ميزان سرمايه مورد نياز جهت انجام آن ، بر اساس گزارشات توجيه فني و اقتصادي ، معاونت فني و اجرايي مامور بررسي سوابق مشاوران جهت گزينش مشاور طرح مي‌گردد . مدير پروژه انتخاب و به مدير عامل پيشنهاد مي‌گردد. مدير عامل مدير پروژه را جهت پيگيري موارد مربوطه منصوب مي‌كند .

 

2-              استعلام از جامعة مهندسان مشاور:

مدير پروژه از طريق معاونت فني و اجرايي اقدام به ارسال اطلاعات اوليه طرح براي جامعة مهندسان مشاور جهت معرفي مهندسان مشاور ذيصلاح مي‌كند.

 

3-              بررسي سوابق موجود در شركت  :

معاونت فني و اجرايي با توجه به اطلاعات مورد نياز دريافت شده از سازمان برنامه و بودجه، جامعة مهندسان مشاور و بررسي سوابق فعاليت مشاوران در طرح‌هاي قبلي شركت، اقدام به تنظيم فهرستي از مشاوران واجد شرايط جهت تصميم گيري مدير عامل مي‌كند. پس از تصميم گيري در خصوص مهندسان مشاور ، با ابلاغ مدير عامل مبني بر برگزاري مسابقه، معاونت فني و اجرايي مامور پيگيري آن مي‌گردد.

 

4-              برگزاري مسابقه :

معاونت فني و اجرايي با هماهنگي مدير عامل اقدام به انتخاب هيات داوري (گروهي از كارشناسان خبره حقيقي و يا حقوقي ذيصلاح) جهت گزينش طرح و مشاور مي‌كند. هيات داوري با هماهنگي معاونت فني و اجرايي و مدير پروژه و با توجه به اطلاعات اوليه طرح، اقدام به تعريف اطلاعات لازم و شرايط برگزاري مسابقه مي‌كند. همچنين مهلت ارائه مدارك لازم جهت برگزاري تشريفات مسابقه را تعيين مي‌كند.

دعوت نامه مهندسان مشاور علاقمند به شركت در مسابقه پس از تنظيم توسط هيات داوري و با هماهنگي معاونت فني و اجرايي از طريق مدير عامل جهت شركت كنندگان در مسابقه ارسال مي‌گردد.

پس از ارسال مدارك توسط مشاوران و دريافت طرح هاي پيشنهادي ، هيات داوري پس از بررسي طرحها و مدارك ، طرح برگزيده را از طريق معاونت فني و اجرايي به مدير عامل معرفي و بقيه طرح ها را اولويت بندي كرده و براي مدير عامل ارسال مي‌كنند.

 

5-              انتخاب نهايي طرح   :

پس از  برگزاري مسابقه  ، مدير عامل با توجه به اولويت بندي هيات داوري و سوابق مهندسان مشاور ، مشاور مورد نظر را انتخاب و به معاونت فني و اجرايي معرفي مي‌كند تا تشريفات عقد پيمان با آن مشاور انجام گيرد.

دكتر محمود حسابي

 

دكتر محمود حسابي

استاد دکتر محمود حسابي چهره برجسته علم و فرهنگ معاصر و بينانگذار فيزيک نوين ايران در سال 1281 شمسي از پدر و مادر تفرشي در تهران متولد شدند. در 7سالگي تحصيلات ابتدايي خود را در بيروت با تنگدستي و مرارتهاي غربت آغاز نمودند. از ابتدا تا پايان تمامي تحصيلات عاليه در ميان همشاگرديها که از کشورهاي مختلف بودند. رتبه نخست را حائز گرديدند، در منزل نيز قرآن کريم، گلستان و بوستان سعدي، غزليات حافظ و منشات قائم مقام را نزد مادرشان خانم گوهرشاد حسابي آموختند.
در نخستين تابستاني که مصادف با جنگ جهاني اول بود زبان انگليسي را به تنهايي فراگرفتند، در چند رشته ورزشي کسب موفقيت نمودند، در شنا داراي ديپلم نجات غريق شدند.
با موسيقي سنتي ايران و موسيقي کلاسيک غربي به خوبي آشنا بودند و درآموختن ويولون و پيانو تبحر داشتند.

پرفسور محمود حسابي مدارج عالي تحصيلي را بدين شرح طي نمودند:

ليسانس ادبيات سال 1920 از دانشگاه آمريکايي بيروت در 17 سالگي، مهندسي راه و ساختمان سال 1922 در 19 سالگي، دروس پزشکي از دانشگاه آمريکايي بيروت، دانشنامه رياضي، نجوم و ستاره شناسي، دانشنامه بيولوژي (زيست شناسي)، مهندسي برق سال 1925 از دانشکده برق اکول سوپريورد والکتريسيته پاريس، مدرک مهندسي معدن (پاريس)، دکتراي فيزيک از دانشگاه سوربن پاريس سال 1927.
استاد دکتر محمود حسابي چهار زبان زنده دنيا فرانسه، انگليسي، آلماني و عربي را براي ومطالعه و صحبت مورد استفاده قرار مي دادند.
همچنين به زبانهاي سانسکريت، يوناني، و لاتين، پهلوي، اوستا، ترکي و ايتاليايي اشراف داشتند و آن را در تحقيقات علمي خود بخصوص در امر واژه گزيني زبان فارسي بکار مي بردند. دکتر محمود حسابي در طول عمر گرانمايه خود مصدر مشاغل و خدمات علمي و فرهنگي متعددي بودند. تاسيس مراکز علمي نظير مدرسه مهندسي وزارت راه، دارالمعلمين عالي، و دانشسراي عالي، نوشتن قانون دانشگاه، تاسيس دانشگاه تهران و بنياگذاري دانشکده هاي فني و علوم از برجسته ترين خدمات فرهنگي ايشان مي باشد
داشتن چند هزار دانشجو، فعاليت در دو نسل کاري و تربيت 7 نسل استاد، شاخص عمده اين بزرگ مرد است.

از مشاغل واقدامات مهم استاد:

اولين نقشه برداري از راه ساحلي سراسري بنادر ميان خليج فارس، اولين راه تهران به شمشک، ساخت اولين راديو در کشور، ماموريت خلع يد شرکت ملي نفت انگليس، اولين رئيس هيئت مديره و مدير عامل شرکت ملي نفت ايران، وزير فرهنگ در دولت دکتر محمد مصدق، رياست و استادي در دانشکده هاي فني و علوم دانشگاه تهران و تدريس در دانشگاه تا سن 90 سالگي از ويژگيهاي اين استاد است. همچنين بنيانگذاري مؤسسه ژئوفيزيک، تاسيس سازمان انرژي اتمي، ايجاد اولين ايستگاه هواشناسي، پايه گذاري انجمن موسيقي ايران، تشکيل فرهنگستان زبان ايران، تدوين قانون و تشکيل مؤسسه استاندارد، تاسيس اولين بيمارستان خصوصي ايران، گوهر شاد ( به نام مادرشان)، بنيانگذاري مرکز مخابرات اسدآباد، تعيين ساعت ايران، نصب و راه اندازي اولين دستگاه راديولوژي در ايران، پايه گذاري اولين مدرسه عشايري در ايران ( لرستان )، ايجاد اولين رصد خانه نوين در ايران ( تعقيب ماهواره ها)، نمايانگر گوشه ديگري از خدمات پرفسور حسابي به کشور مي باشد.
در زمينه تحقيق علمي تاکنون 23مقاله رساله و کتاب به وسيله استاد چاپ شده است که در برگيرنده زمينه هاي مختلف بوپژه فيزيک مدرن، واژه هاي علمي، زبان فارسي و مباحث علمي گوناگون مي باشد.
تئوري بينهايت بودن ذرات اين دانشمند ايراني در ميان فيزيکدانان جهان شناخته شده است. نشان کومان دوردولالژيون دونور بزرگترين نشان علمي کشور فرانسه به همين مناسبت به ايشان اهداء گرديد.
طي سالها تحقيق و مطالعات علمي در دانشگاههاي معتبر عالم با دانشمندان بزرگ جهان نظير پرفسور اينشتين، شرودينگر، بورن، فرمي و چندين فيزيکدان ديگر و همچنين علماي بزرگ مانند راسل و آندره ژيد همکاري و تبادل نظر نموده
 
ايشان تنها ايراني شاگرد پروفسور آلبرت اينشتين بودند.
در سال 1366 در کنگره 60 سال فيزيک ايران که به مناسبت بزرگداشت استاد برگزار شد ازخدمات دکترحسابي به عنوان پدر فيزيک ايران قدرداني به عمل آمد. باشد تا جوانان را ه اين دانشمند گرانقدر وانسان والا را بپويند.


پرفسور محمود حسابي در 12 شهريور سال 1371 هنگام معالجه بيماري قلبي در بيمزنده ياد دكتر محمود حسابي(1371
1281) فيزيكدان ايراني، در تهران زاده شد . پدر و مادرش از مردم تفرش بودند. خانوادهء او به كارهاي دولتي و سياسي اشتغال داشتند و آثار خدمات آباداني مانند قنات و مسجد از جد ايشان در تهران موجود است.

محمود چهار ساله بود كه پدربزرگش سفير ايران در عراق شد و همراه خانواده اش به بغداد رفت. پس از دو سال توقف در آن شهر با خانواده به دمشق رفتند و سال بعد به بيروت منتقل شدند. تحصيلات ابتدايي را در هفت سالگي در مدرسه فرانسوي بيروت آغاز كرد و در آن جا با زبان فرانسه آشنا شد. تحصيلات متوسطه خود را در كالج امريكايي بيروت گذراند و در سال 1299 شمسي ايسانس ادبيات و علوم خود را از دانشگاه امريكايي بيروت گرفت. در 19 سالگي درجه‌ي مهندسي راه و ساختمان را از دانشكده‌ي مهندسي بيروت دريافت كرد و بخشي از برنامه آموزشي پزشكي دانشگاه بيروت را نيز گذراند.

در 1303 پس از اخذ دانشنامه‌هاي ستاره‌شناسي و نجوم و زيست‌شناسي از دانشگاه امريكايي بيروت عازم فرانسه شد. در سال 1304 درجه‌ي مهندسي برق را از دانشكده‌ي برق ( اكول سوپريور دو الكتريسيته) و در 1305 مدرك تحصيلات معدن مدرسه‌ي عالي معدن پاريس را دريافت كرد. تحصيلات رسمي دكتر حسابي در سال 1306 با اخذ درجه‌ي دكتراي فيزيك از دانشگاه سوربن فرانسه خاتمه يافت.

او در مدت تحصيل خود زبان هاي عربي، انگليسي، فرانسه و آلماني را آموخته بود به طوري كه مي توانست از نوشته هاي علمي و فني آن‌ها به خوبي استفاده كند . در ضمن تحصيل رسمي در چند رشته ورزشي از جمله شنا موفقيت‌هايي كسب كرد.

بازگشت به ايران

دكتر حسابي در سال 1306 به ايران بازگشت و در وزارت فوايد عامه (وزارت راه و ترابري) به عنوان مهندس راه‌سازي به استخدام دولت درآمد. يك سال بعد مدرسه‌ي مهندسي وزارت به كوشش او تأسيس شد و بخشي از تدوين نظام‌نامه آن را خود به عهده گرفت. در همين سال نقشه‌ي ساختماني راه ساحلي سراسري ميان بندرهاي خليج فارس، از بوشهر تا بندر لنگه را تهيه كرد.

در سال 1307 به سبب افزايش مدرسه‌هاي متوسطه و احتياج به معلم براي تدريس در آن‌ها ، دارالمعلمين عالي را تأسيس شد . دكتر حسابي در قسمت علمي اين مؤسسه در رشته‌ي فيزيك و شيمي به تدريس فيزيك پرداخت. دارالمعلمين عالي در سال 1321 به دانش‌سرا تغيير نام يافت و دكتر حسابي همچنان به تدريس در آن مؤسسه تربيتي مشغول بود.

در سال 1313 دانشگاه تهران را با همكاري جمعي از فرهنگ‌پروران تأسيس كرد و دانشكده فني را بنيان نهاد و مدت دو سال رياست دانشكده‌ي فني و تدريس در آن را برعهده داشت. پس از مدتي دانشكده علوم دانشگاه تهران را بنيان نهاد. رياست اين دانشكده از 1321 تا 1327 و از 1330 تا 1336 به عهده ايشان بود. از آغاز كار دانشكده علوم تدريس بعضي از درس‌هاي فيزيك را عهده‌دار بود تا آن كه شاگرداني كه خود تربيت كرده بود به مقام استادي رسيدند و ايشان فقط به تدريس اپتيك پرداختند.

آثار و خدمات

دكتر حسابي كه در يك خانواده با فرهنگ ايراني و مسلمان تربيت شده بود، با فرهنگ مغرب زمين نيز آشنا شد و توانست با شايستگي از امكانات موجود استفاده كند و خود را پرورش دهد و آن گاه توانايي‌هاي خود را در جهت سازندگي به كار گيرد. آثار و خدمات دكتر حسابي در عمر طولاني و مؤثرشان عبارت از تربيت مستقيم چند هزار مهندس، استاد و دبير فيزيك، پايه‌گذاري چند نهاد علمي و فني، تأليف و انتشار چندين كتاب و مقاله‌ي علمي.

سراسر زندگي دكتر محمود حسابي در جريان آموزش و پرورش كشور بود. او بيش از شصت سال به آموزش فيزيك اشتغال داشت. نكته‌سنجي ، واقع‌نگري ، ژرف‌نگري علمي و تعمق و تفكر علمي را در جامعه علمي ما پايه‌گذاري كرد. او به كار معلمي خود عشق مي ورزيد و هيچ گاه از جستجو و كاوش باز نمي ايستاد. دكتر حسابي در كلاس‌هاي خود فقط مفاهيم علمي را انتقال نمي‌داد بلكه كوشش مي‌كرد كه در دانشجويان عشق و علاقه به علم‌آموزي و كاوشگري به وجود آيد و مهارت‌هاي لازم را كسب نمايند.

در سال 1366 در كنگره‌ي شصت سال فيزيك كه به مناسبت بزرگداشت استاد برپا شد از خدمات ايشان به عنوان پدر فيزيك ايران قدرداني شد. از كارهاي مهم او، نخستين نقشه‌برداري از راه ساحلي سراسري بندر‌هاي ميان خليج فارس، نخستين راه تهران به شمشك، ساختن نخستين راديو در كشور، بنيانگذاري مؤسسه‌ي ژئوفيزيك، تأسيس سازمان انرژي اتمي، ايجاد نخستين دستگاه هواشناسي، پايه‌گذاري انجمن موسيقي ايران، عضويت در تأسيس فرهنگستان زبان ايران،‌ تدوين قانون تأسيس دانشگاه، تشكيل مؤسسه استاندارد، پايه‌گذاري نخستين مدرسه‌ي عشاير در ايران در لرستان، پايه گذاري مركز مخابرات اسد آباد، تاسيس نخستين مركز مدرن تعقيب ماهواره در شيراز، نصب و راه اندازي نخستين دستگاه راديولوژي در ايران، تاسيس نخستين بيمارستان خصوصي در تهران به نام بيمارستان گوهرشاد، تاسيس مركز عدسي سازي در دانشكده علوم تهران  و ايجاد نخستين رصدخانه‌ي جديد در ايران از كارهاي اوست.

دكتر حسابي در سال 1310 انجمن فيزيك ايران را تشكيل داد و از همان زمان به عضويت انجمن فيزيك اروپا، امريكا فرانسه و آكادمي علوم نيويورك درآمد. در سال 1314 عضو پيوسته‌ي فرهنگستان ايران شد. در 1313 عضو شوراي دانشگاه بود. علاوه بر اين عضو شوراي عالي فرهنگ، عضو انجمن اصطلاحات علمي، رئيس پژوهش‌ فضاي ايران در هنگام تشكيل آن و رئيس انجمن ژئوفيزيك ايران به هنگام تشكيل آن بود. در بسياري از كنفرانس‌هاي علمي شركت داشت و با بسياري از نامداران جهان علم در ارتباط بود.

فعاليت‌هاي سياسي

دكتر حسابي علاوه بر فعاليت‌هاي علمي و كارهاي تحقيقاتي در امور سياسي و اداري و قانونگذاري كشور نير مؤثر بود. ايشان عضو هيأتي بود كه از شركت نفت انگليس خلع يد كرد و نخستين رئيس هيأت مديره و مدير عامل شركت ملي نفت ايران شد. در سال 1330 به وزارت فرهنگ ايران در دولت مصدق منصوب شد. پس از آن به مجلس سنا راه يافت و تا سال 1342 در اين سمت باقي ماند. او با طرح قرار داد ننگين كنسرسيوم و كاپيتولاسيون و نيز  با عضويت دولت ايران در قرارداد سنتو در مجلس مخالفت كرد

ارستان دانشگاه ژنو بدرود حيات گفتند.


رزومه

مهندس سعيد سميعي ، فارغ التحصيل سال 1371 از دانشكده فني دانشگاه تهران .

تواناييهاي كاري :

1- مديريت پيمان

2- مديريت پرو‍ژه هاي صنعتي بخصوص صنايع غذايي و شيميايي

3- مديريت فني و اجرايي شركتهاي بزرگ ساختماني

4- مديريت اجرايي

5- مديريت دفاتر فني 

6- تهيه طرحهاي توجيهي و امكان سنجي

7- تسلط به كليه نرم افزارهاي مجموعه افيس

8- طراحي پروژه هاي صنعتي و ساختماني